مراسم تنفيذ حكم رياست‌جمهوري دهم فردا برگزار مي‌شود


مراسم تنفيذ حكم رياست‌جمهوري دهم، فردا برگزار مي‌شود


خبرگزاري فارس: مراسم تنفيذ حكم رياست‌جمهوري محمود احمدي‌نژاد فردا دوشنبه 12 مرداد ماه برگزار مي‌شود

.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، احمدي‌نژاد دوشنبه دوازدهم مردادماه در حضور رهبر معظم انقلاب، روساي سه قوه، اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام، اعضاي مجلس خبرگان رهبري، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و فرماندهان قواي نظامي و انتظامي و ديگر مسئولان كشوري و لشگري و سفراي كشورهاي خارجي، حكم امضاء شده تنفيذ دومين دوره چهار ساله رياست جمهوري خود را دريافت خواهد كرد. اين مراسم با حضور رهبر معظم انقلاب و مسئولان عالي رتبه نظام در حسينيه امام خميني ره) برگزار خواهد شد. ك


سايت فرزند هاشمي رفسنجاني؛


ابطحي شخصيتي سست عنصر و غيرقابل اعتماد است



خبرگزاري فارس: سايت آينده متعلق به فرزند هاشمي رفسنجاني در يادداشتي با عنوان "پشت پرده اعتراف ابطحي عليه هاشمي " نوشت: ابطحي شخصيتي سست عنصر و غيرقابل اعتماد است.
به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، سايت آينده متعلق به فرزند هاشمي رفسنجاني در يادداشتي با عنوان "پشت پرده اعتراف ابطحي عليه هاشمي " نوشت؛ حجت الاسلام محمد علي ابطحي در جلسه علني دادگاه رسيدگي به جرايم پس از انتخابات گفت: "هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدي نژاد و مقام معظم رهبري را داشت، اينها همه مسائلي بود كه در ذهن موسوي به عنوان توهم همراهي شكل گرفته بود.
وي همچنين در نشست مطبوعاتي پس از دادگاه با تاكيد دوباره بر اين موضوع مي گويد : "هدف هاشمي رفسنجاني از اين حمايت در مرحله اول انتقام از احمدي نژاد و در مرحله دوم انتقام از رهبري بود. دلايل اين توهمات در حمايت از مهندس موسوي متفاوت بود و هر كدام براي خودشان ديدگاهي جداگانه داشتند.
گفته هاي فوق كه به عنوان اعتراف يكي از متهمين اغتشاشات اخير منعكس شده است از جهات مختلفي قابل تامل است كه به چند مورد آن مي پردازيم.
1 - آقاي ابطحي شخصيتي سست عنصر و غيرقابل اعتماد است. در اين باره مي توان به انبوه مطالبي كه اصولگرايان در دوران حاكميت اصلاحات در باري او گفته و نوشته اند استناد كرد.
حال سوال اين است كه چگونه اين شخصيت غيرقابل اعتماد به يك باره قابل اعتماد شده و مي توان برداشت هاي شخصي وي را در حكم منابع اطمينان آور و دست اول يقيني و غيرقابل خدشه در رسانه هاي مختلف نظام اسلامي پوشش خبري داد؟ آيا در جايي كه روح الاميني كشته مي شود ابطحي نمي تواند براي زنده ماندن زبان به سخن بگشايد و حرفهاي درخواستي بگويد.
2 - آقاي ابطحي مدعي است كه آقاي هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از رئيس جمهور و رهبري را داشت و يا هدف وي انتقام بود. براستي حجت شرعي و دلايل متقن اين ادعاهاي شبهه افكنانه كجاست؟ آيا آقاي هاشمي افكار و مقاصد خود را با آقاي ابطحي در ميان گذاشته است؟ اگر چنين نيست كه نيست ، چگونه وي از ذهن و هدف هاشمي سخن مي گويد و رسانه هاي با تقواي حامي دولت با شعف و ذوق زدگي به استقبال آن مي روند.
البته افراد آزادند كه بر اساس مباني فكري، گرايش هاي سياسي و مصالح شخصي خود به تحليل و برداشت وقايع بپردازند، اما آيا صرف برداشت شخصيتي مانند آقاي ابطحي مي تواند دليل و حجت شرعي اصولگرايان باتقوا باشد.
3 - مقام معظم رهبري در خطبه هاي تاريخي نماز جمعه تهران در باري آيت الله هاشمي رفسنجاني فرمودند: "هر كس هر ادعايي دارد بايستي در مجاري قانوني خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمي شود اينها را رسانه اي كرد... آقاي هاشمي از اصلي ترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود، از مبارزين جدي و پيگير قبل از انقلاب بود.
بعد از پيروزي انقلاب از موثرترين شخصيت هاي جمهوري اسلامي در كنار امام بود، بعد از رحلت امام هم در كنار رهبري تا امروز. " سخنان معظم له بعد از برگزاري انتخابات بيان شده است، قطعا اگر گفته هاي آقاي ابطحي در مورد اقاي هاشمي صحت داشت، رهبري انقلاب با اطلاعات وسيعي كه از فعل و انفعالات سياسي كشور دارند نبايد چنين انتخاباتي را آن هم در مكان مقدس نماز جمعه ايراد مي كردند. ضمن اينكه صرف منافات داشتن بيانات رهبري با فحواي سخنان آقاي ابطحي خود به خود ادعاهاي مزبور را ملغي مي كند

.

اظهارات وزير راه درباره علل دو سانحه هوايي

اظهارات وزير راه درباره علل دو سانحه هوايي

تهران / واحد مرکزي خبر / اقتصادي- وزير راه و ترابري با بيان اينکه کارشناسان همچنان در حال بررسي دو سانحه اخير هوايي هستند ، گفت: مهمترين علت سانحه هوايي شرکت کاسپين ، نقص فني در موتور شماره يک هواپيما ، جدا شدن قطعه اي از آن و برخورد آن قطعه با موتور شماره دو و قسمتي از بال عقب و دم هواپيما ، از کار افتادن سيستم هيدروليک دم و در نهايت سقوط آن با سرعت زياد بوده است.
به گزارش خبرنگار واحد مرکزي خبر ، حميد بهبهاني با تسليت دوباره اين 2 سانحه هوايي افزود : آنچه کارشناسان در حال بررسي هستند ، علت نقص فني موتور اين هواپيماست که بخش هايي از قطعات پيدا ان شده است. بهبهاني گفت : زماني که موتور شماره يک و دم هواپيما آسيب مي بيند ، هواپيما در ارتفاع 28 هزار و 700 پايي ، درحالي که موتور ديگر سرعت هواپيما را افزايش مي دهد ؛ 270 درجه منحرف مي شود.
وي افزود : در حالت عادي زمان کم کردن ارتفاع شش دقيقه طول مي کشد و اين هواپيما در 70 ثانيه و شتابي معادل 2 برابر شتاب ثقل به سمت زمين سقوط مي کند. وزير را ه و ترابري با بيان اينکه کارشناسان خارجي و داخلي در حال بازسازي قطعات پيدا شده از نوار مکالمات کابين خلبان (سي وي آر) هستند گفت: آنچه که از بررسي متغيرهاي فني هواپيما (اف دي آر) يافت شده است نشان مي دهد قطعاتي از موتور شماره يک به موتور شماره 2 اصابت کرده و باعث از کار افتادن بال عقب سمت چپ و دم هواپيما شده است. اين جعبه سياه همه رخدادها را ثبت کرده است.
بهبهاني با بيان اينکه اين حادثه در کمتر از يک يا دو ثانيه اتفاق افتاده است ؛ گفت : ‌به محض اطلاع از اين سانحه با دستور رئيس جمهور کار گروه ويژه اي در وزارت راه و ترابري تشکيل شد و 11 گروه تخصصي سازمان هواپيمايي کشوري بر اساس استانداردهاي ايکائو (سازمان جهاني هواپيمايي) بررسي هاي خود را آغاز کردند.
وي با بيان اينکه گروهي از کارشناسان سازمان هاي ذيصلاح هم مشغول بررسي احتمالات ديگر در اين سانحه هستند ، گفت : قطعاتي از اين هواپيما به آزمايشگاه تجزيه شيميايي فرستاده شده است تا بررسي شود. وزير راه و ترابري گفت : هواپيماي توپولوف 154 متعلق به شرکت کاسپين که دچار سانحه شد ، سه موتور داشت که به ترتيب 1085، 4782 و 4500 ساعت داراي گواهينامه اجازه پرواز بوده است.
بهبهاني افزود: اين ‌هواپيما اول تير 1388 در کارخانه سازنده ان ؛ تعميرات نيمه سنگين و در سال 2005 ميلادي هم تعميرات اساسي (اورهال)‌ شده بود و تا سال 2011 ميلادي مجوز پرواز داشت. وي همچنين در خصوص سانحه هواپيماي ايلوشين 62 در فرودگاه مشهد نيز گفت:‌ اين هواپيما 4 موتور بسيار قوي دارد و در اين پرواز فاصله تهران - مشهد را 5 دقيقه زودتر از زمان استاندارد و با سرعت زياد طي کرده است.
بهباني گفت:‌ هنگام فرود اين هواپيما در فرودگاه مشهد ، برج مراقبت به خلبان هشدار مي دهد که سرعت براي فرود آمدن بالاست و ضروري است يک مرتبه ديگر هواپيما چرخش و مجددا براي فرود اقدام کند. وزير راه و ترابري افزود: با احتساب اين چرخش نيز هواپيما 5 دقيقه زودتر به مقصد رسيده است و هنگام فرود آمدن در مرتبه دوم نيز دوباره برج مراقبت هشدار سرعت بالا را به خلبان مي دهد.
وي گفت: به علت سرعت زياد هنگام نشستن اين هواپيما بر روي باند ؛ خلبان مقداري از باند را از دست مي دهد که در اين هنگام برج مراقبت سريعا و قبل از حادثه به آتش نشاني اعلام خطر مي کند. بهبهاني تصريح کرد:‌آنچه از (سي وي آر) و (اف دي آر) هواپيما استخراج شده است ، نشان مي دهد مدير عامل شرکت هواپيمايي آريا نيز در کابين حضور داشته است و صحبت هايي ميان وي و خلبان در خصوص اينکه چه کنيم يا چه نکنيم انجام مي شود.
وي دو دلي در تصميم گيري را يکي از علت هاي بروز اين سانحه اعلام کرد و گفت:‌ اين هواپيما پس از فرود آمدن بر روي باند 900 تا يک هزار متر از منطقه ايمن پشت باند فرودگاه را نيز طي و پس از طي 200 متر ديگر به ديوار انتهاي فرودگاه برخورد و از آن هم عبور مي کند و در منطقه اي متوقف مي شود.
بهبهاني با اشاره به اينکه اين هواپيما و خلبان آن متعلق به کشور قزاقستان بودند ، گفت: آزمايش ها نشان مي دهد که خلبان اين هواپيما نيز کاملا سالم بوده اما به علت ورود مدير عامل شرکت هواپيمايي مذکور به کابين ؛ اعتماد به نفس خود را از دست داده بود. وي گفت : خلبان هاي دو هواپيماي مذکور ، با تجربه و استاد خلبان بودند. وزير راه و ترابري با اشاره به انتشار برخي از اخبار سوانح هوايي در برخي از سايت ها و مطبوعات گفت: آنچه اکنون جامعه به آن نياز دارد آرامش و پرهيز از التهاب آفريني است.
بهبهاني با بيان اينکه هم اکنون 184 فروند هواپيما در ناوگان حمل و نقل هوايي کشور وجود دارد ، گفت:‌ سابقه ورود هواپيماهاي شرقي به کشور مربوط به سالهاي 73 و 74 است. وي افزود: هواپيماهاي مسافري کشور ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي 24 فروند بود که دراين سالها 160 فروند - به طور ميانگين سالانه 5 و 3 دهم فروند هواپيما - به ناوگان افزوده شده است. بهبهاني گفت: در دولت نهم (4 سال گذشته) 68 فروند هواپيما خريداري شد که 37 فروند آن مربوط به سال پاياني دولت نهم يعني در يک سال اخير است.
وزير راه و ترابري افزود: از اين 37 فروند ، 31 فروند هواپيماي غربي و 6 فروند هواپيما شرقي است. وي با اشاره به اينکه همه هواپيماهاي شرقي و غربي داراي اسناد و مدارکي است که قبل از ورود آ‌ن به کشور و صدور مجوزهاي لازم مورد بررسي دقيق کارشناسان قرار مي گيرد ؛ گفت: از مجموع ناوگان هوايي کشور 11 فروند هواپيماي شرقي استيجاري، 24 فروند ناوگان شرقي ملکي، 15 فروند هواپيماي غربي استيجاري و 134 فروند هواپيماي غربي ملکي است.
بهبهاني با اشاره به اينکه پس از سانحه نخست هوايي در 24 تيرماه تاکنون حدود 4 مرتبه از واحدهاي فني و عملياتي از جمله مرکز کنترل ترافيک هوايي کشور و برج مراقبت فرودگاه ها ؛ سرزده بازديد و همه مسائل ايمني دراين واحدها را بررسي کردم ، گفت:‌ به مردم اطمينان مي دهم حمل و نقل هوايي کشور شرايط کاملا ايمني دارد اما آنچه در شرايط کنوني به آن نياز است ، بازگرداندن اعتماد به نفس و آرامش بخشي به فعالان در اين صنعت و مردم است.
وزير راه و ترابري با اشاره به اينکه در سفرها با انواع هواپيماي شرقي و غربي تردد کرده ام ، گفت: بيشترين سفر هوايي را با هواپيماي فوکر که از نوع شرقي است ، انجام داده ام ، البته با هواپيماي بوئينگ ام دي و ايرباس و ساير هواپيما هم سفر کرده ام اما هيچگاه به اين فکر نکرده ام که چه نوع هواپيمايي سوار مي شوم.
بهبهاني با درخواست از برخي روزنامه ها و سايت ها براي همکاري در آرام سازي جامعه گفت : در روزهاي گذشته خبري منتشر شد که موتور هواپيمايي که از فرودگاه اردبيل قصد بلند شدن داشت آتش گرفته است اما با بررسي دقيق مشخص شد که صحت ندارد.
وي با اشاره به تاثير سوانح اخير و انتشار برخي اخبار درباره خلبانان و کادر پروازي گفت: خلبانان ايران از بهترين خلبانان دنيا هستند و بايد اعتماد به نفس از دست رفته جبران شود. وزير راه و ترابري در خصوص برنامه هاي اين وزارتخانه براي پيشگيري از سوانح هوايي افزود: بايد بودجه قابل توجهي براي ورود هواپيماهاي جديد تخصيص يابد و هواپيمايي به کار گرفته شود که از سال ساخت آن دو تا سه سال بيشتر نگذشته باشد.
بهبهاني با بيان اينکه هواپيماهاي فرسوده نيز بايد به تدريج از رده خارج شود گفت: اين اقدام باعث افزايش ايمني و اعتماد به نفس در حمل و نقل هوايي کشور مي شود. وزير راه و ترابري تصريح کرد: هم اکنون هواپيماهاي ما به بيشتر کشورهاي اروپايي و ساير کشورهاي پيشرفته جهان مانند چين و ژاپن پرواز دارند که اگر کمترين مشکل ايمني داشتند آن کشورها اجازه پرواز بر فراز کشورشان را نمي دادند.
وي با مقايسه سوانح هوايي ايران در سال 1388 با 4 کشور از 4 نقطه مختلف جهان در اين مدت ؛ گفت:‌ کشورمان در سال 88 دو سانحه اخير را داشت ؛ در اين مدت فرانسه 2 سانحه، يمن 1 سانحه، اندونزي 4 سانحه و آمريکا 9 سانحه هوايي داشتند. وزير راه و ترابري گفت: البته تلاش مي کنيم سوانح هوايي را از ميان برداريم و ايمني پروازها را افزايش دهيم. وي خاطر نشان کرد: بار ديگر تکرار مي کنم اين اقدامات در حالي است که سيستم ايمني حمل و نقل هوايي ايران از ايمن ترين در جهان است.
بهبهاني برخي از مشکلات در بخش حمل و نقل را ناشي از سرمايه گذاري نکردن در ساليان گذشته اعلام کرد و افزود: در بخش جاده اي نيز تعداد بسيار زيادي کاميون با عمر بالاي 40 سال و فرسوده داريم که بايد نوسازي شود و همين مسئله را در حمل و نقل هوايي و با هواپيماهاي با عمر بالا داريم.
وزير راه و ترابري در خصوص برخي شائبه ها که تغيير مديريت باعث سوانح اخير شده است ؛ گفت : به هيچ عنوان اين سوانح به مديريت جديد سازمان هواپيمايي کشور ارتباطي ندارد، بلکه اين سوانح امتحان مديران گذشته است. وي گفت : ‌علت تغيير مديريت قبلي سازمان هواپيمايي کشوري ؛ برخي موارد مديريتي بوده است.
وزير راه و ترابري همچنين در صحبت هاي خود در خصوص انتشار برخي اخبار که چرا وزير راه و ترابري سوانح هوايي اخير را به مردم تسليت نگفته است ؛ گفت: در نخستين لحظات دو سانحه هوايي اخير پيام تسليت دادم و با مردم عزيز ابراز همدردي کردم که اخبار آن نيز در خبرگزاري ها منتشر شده است. 24
تير ماه و 2 مرداد در دو سانحه هوايي در محدوده شهرستان قزوين و فرودگاه مشهد به ترتيب يک فروند هواپيماي توپولف 154 متعلق به شرکت کاسپين و يک فروند هواپيماي ايلوشين 62 متعلق به شرکت هواپيمايي آريا دچار سانحه شدند و در اين دو سانحه هوايي 184 نفر جان خود را از دست دادند

.


اطلاعیه دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی پیرامون دادگاه امروز


نواندیش: دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در اطلاعیه ای بخشی از سخنان محمد علی ابطحی در جلسه دادگاه مبنی هم قسم شدن هاشمی رفسنجانی با خاتمی و موسوی برای پشتیبانی از هم را کذب محض دانست.
دفتر آیت الله هاشمی
رفسنجانی در اطلاعیه ای تاکید کرد : با توجه به اظهارات یکی از بازداشت شدگان اخیر در خصوص هم قسم شدن آیت الله هاشمی رفسنجانی با آقایان خاتمی و موسوی در جهت پشتیبانی از همدیگر، به اطلاع می رساند این خبر از اساس کذب محض است و معلوم نیست در چه شرایط و ملاحظاتی بیان شده است.
جهت تنویر افکار عمومی به اطلاع می رساند در دیداری که بعدازظهر شنبه و بعد از جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام و نه روز دوشنبه با حضور آقایان خاتمی ، موسوی و حاج حسن خمینی انجام شده بود، آقای خاتمی اعلام مواضع خود را به تشکیل جلسه مجمع روحانیون مبارز موکول کرده و آقای موسوی نیز مواضع خود را با صدور بیانیه ای که قبلا منتشر شده اعلام کرده و آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در آن جلسه بر رعایت موازین قانونی در اعلام مواضع و پیگیری خواسته ها تاکید کرده بودند .
همانگونه که آیت الله هاشمی رفسنجانی در نامه مورخ 19 / 3/ 88 خود تصریح کرده اند، در این انتخابات از هیچ یک از نامزدها حمایت نداشتند و در جریان حوادث بعداز انتخابات کوچکترین دخالتی نکرده اند و نظر ایشان برای برون رفت از وضع نامناسب جاری همان است که در خطبه های نماز جمعه مورخ 26 / 4 /88 بیان کرده اند . پس هرگونه مطلبی خارج از این چارچوب کذب محض می باشد.
در پایان این اطلاعیه آمده است: انشاءالله همه ما در بیان مطالب و همچنین اعتراف گرفتن از بازداشت شدگان اخیر برای خوشایندی یک جریان خاص، اصل و اساس نظام را زیر سئوال نبریم.


معاون عمليات شركت هواپيمايي آرياتور:


هيچ‌گونه درگيري لفظي در كابين خلبان انجام نشده است


هواپيما 10تن بنزين داشت، ولي به‌دليل وجود آمادگي‌ها انفجاري صورت نگرفت


معاون عمليات شركت هواپيمايي آرياتور، جزئيات بيشتري از سانحه‌ي هوايي اخير هواپيماي ايلوشين 162 بيان كرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دلبري عصر امروز در حاشيه‌ي مراسم بزرگداشت امير سرتيپ دادپي در جمع خبرنگاران اظهار كرد: گروه روسي پرواز 62 روز بود كه در ايران حضور داشتند و خلبان هواپيما نيز چهار پرواز در ايران انجام داده بود و بيش از 12 هزار و 800 ساعت تجربه‌ي پرواز داشت و از اين نظر مشكلي وجود نداشت.
وي درباره‌ي نحوه‌ي بروز سانحه گفت: هم شرايط جوي و هم شرايط هواپيما مناسب بود و همه‌ي فاكتورهاي پرواز بررسي شده و در شرايط استاندارد بودند.
در زمان فرود آمدن، هواپيما كمي دير روي باند فرودگاه نشست و اين مساله موجب شد كه هواپيما زودتر از حالت معمول به انتهاي باند برسد و با ديوار انتهاي آن برخورد كند. هواپيما 10 تن بنزين داشت، ولي به دليل آمادگي هواپيما و كادر پرواز، انفجاري صورت نگرفت.
دلبري ادامه داد: پس از بروز حادثه، مهمانداران پس از انجام بررسي‌هاي لازم، به سرعت اقدام به تخليه‌ي هواپيما و باز كردن سرسره‌هاي اضطراري آن كردند كه يكي از سرسره‌ها باز نشد و البته اين يك مساله‌ي طبيعي است.
در هنگام كار تخليه، برخي مسافران براي پياده شدن از هواپيما مقاومت كردند؛ به طوري كه برخي از آنها اقدام به كتك زدن مهمانداران كردند.
وي با بيان اين‌كه مهمانداران همه‌ي 151 مسافر هواپيما را پياده كردند، افزود: حتي چندين بار كادر حفاظت پرواز هواپيما به مهمانداران گفته بودند كه زودتر از هواپيما پياده شوند، ولي آنها با پياده كردن آخرين مسافر به جست‌وجو در هواپيما پرداختند كه مبادا مسافري جا مانده باشد.
معاون عمليات شركت آرياتور در ادامه از قطع فعاليت‌هاي اين شركت انتقاد كرد و گفت: بروز چنين حوادثي در هريك از خطوط هوايي سابقه دارد. در حادثه‌ي اخير سقوط هواپيماي يكي از شركت‌هاي هوايي كشور شاهد بوديم كه تنها سه ساعت بعد از بروز سانحه، شركت مربوطه به فعاليت خود ادامه داد؛ ولي در مورد شركت آرياتور برخوردها به گونه‌ي ديگري بود. اين شركت بيش از 200 نفر كارمند دارد كه بايد به وضعيت آنها رسيدگي شود.
دلبري در پايان با رد اظهارات مطرح شده مبني بر بروز درگيري لفظي در كابين خلبان در زمان فرود هواپيما، توضيح داد: هركس در كابين هواپيماهاي روسي نشسته باشد مي‌داند كه در كابين اين هواپيماها افراد ناچارند با صداي بسيار بلند با يكديگر صحبت كنند و صحبت‌هاي انجام شده در هواپيماي ايلوشين بر همين اساس با صداي بلند صورت گرفته و هيچ‌گونه درگيري لفظي انجام نشده است
. گفتني است، يك فروند هواپيماي مسافربري ايلوشن 62 متعلق به شركت هواپيمايي آريا عصر روز جمعه دوم مردادماه جاري هنگام نشستن در باند فرودگاه بين‌المللي مشهد دچار سانحه شد. در اين سانحه بيش از 40 نفر زخمي و 17 تن، ازجمله بيشتر كادر پرواز، كشته‌ شدند.


خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: راه و ساختمان

معاون سازمان بازرسي خبر داد:


در موضوع سه جودوكار تخلف مديريتي صورت گرفته است مديران سازمان تربيت‌بدني هم در جريان بوده‌اند


1388/05/10 08-01-2009


خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فقه و حقوق - حقوق اجتماعيمعاون فرهنگي ـ اجتماعي سازمان بازرسي کل کشور با اشاره به حادثه‌ي سقوط توپولف و هويت سه جودوكار در اين پرواز گفت: در پي بررسي‌هاي اين سازمان اثبات شد سه نفر از افرادي که با عنوان اعضاي تيم ملي جودو و جانباختگان حادثه سقوط هواپيماي توپولف از آنان نام برده شده بود، عضو اين تيم نبوده و زنده هستند.
به گزارش ايسنا، دکتر حجت‌الله ايوبي اظهار كرد: هيأت‌هاي بازرسي سازمان تحقيقات و کار بازرسي خود را انجام داده و کامل کرده‌اند. اين گروه هم در استان لرستان و هم در تهران به اين نتيجه رسيده‌اند که سه تن از افرادي که از آنها به عنوان قرباني حادثه اخير نام برده شده در قيد حيات هستند.
وي افزود: متاسفانه مديران سازمان تربيت بدني در سطح ملي و استان هم در جريان اين تخلف بوده‌اند و بررسي‌هاي ما نشان مي‌دهد که يک تخلف مديريتي در اين زمينه صورت گرفته است.
به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني سازمان بازرسي كل كشور، معاون فرهنگي اجتماعي سازمان بازرسي کل کشور تاکيد کرد که هويت افرادي که در قيد حيات هستند و جانباختگان حادثه اخير براي ما مشخص شده است و پرونده در حال تکميل شدن است که به محض تکميل شدن جزئيات بيشتري در اين زمينه اعلام خواهد شد.
ايوبي در پايان خاطرنشان کرد: به غير از سه جانباخته‌اي که هويتشان براي ما مورد ترديد بود يک مورد مشابه ديگر در يکي ديگر از استان‌ها براي ما جاي ترديد دارد که اين موضوع نيز در دست بررسي است.

پرواز شماره 7908 ارمنستان


روزنامه خبر - ششم مرداد 1388اقتصاد > صنعت
دیدن هموطنان مسیحی و مسلمان داغدار که در نتیجه سقوط هواپیمای توپولف- 154 خط هوایی کاسپین به مقصد ارمنستان، عزیزان خود را از دست داده‌اند قلب هر ایرانی را به‌درد می‌آورد و این اندوه تا آخر عمر همراه ما خواهد بود و البته همین داغ ماندگار ضرورت پیگیری و روشن شدن تمامی ابعاد چنین حوادثی را ضروری می‌سازد ولی تحلیل حادثه از بعد کارشناسی ضرورتی است که نه برای تسکین آلام بازماندگان که برای منافع ملی کشور نیز ضرورتی انکار ناپذیر است
. از نظر کارشناسی بررسی سانحه هوایی توپولف-154 هواپیمایی کاسپین قبل از اعلام نتیجه تحقیقات گروه تحقیق سازمان هواپیمائی کشوری موردی را روشن نخواهد نمود ولی پرداختن به این موضوع باتوجه به اینکه سقوط این نوع هواپیما سابقه چندین ساله دارد، حداقل تسکینی بر دلهای داغدار بازماندگان این سانحه خواهد بود.
علم اقتصاد در صنعت حمل و نقل چنین خاطرنشان می‌کند که برنامه‌ریزی صحیح باید با در نظر گرفتن محدودیت‌ها، تنگناها، موقعیت‌ها و امکانات انجام شود تا در نتیجه سرمایه‌گذاری به موقع و درست جهت ارائه خدمات بهتر و ایمن‌تر، افزایش درآمدهای خطوط هوایی را نیز به همراه داشته باشد. شایان ذکر است از یاد بردن اهمیت و ارزش مشتری در قالب هر نوع فعالیت خدماتی به معنای از یاد بردن تأمین‌کنندگان درآمدهای آن بنگاه اقتصادی است
.
- آیا مسافرینی که تأمین‌‌کننده درآمد و سود این خطوط هوایی هستند، تنها ارزشی معادل یک بلیت هواپیما و آن هم فقط برای یک بار را دارند؟ صنعت حمل و نقل هوایی در جهان به دلیل حساس بودن آن، دارای پیچیده‌ترین، دقیق‌ترین و مدون‌ترین استانداردها بوده و سازمان‌ها، ارگان‌ها و شرکت‌های متفاوتی وظیفه نظارت بر اجرای دقیق استانداردهای تدوین شده به خصوص بر آنچه که به ایمنی پرواز ارتباط داشته باشد را دارند.
سالیان طولانی است که کشورمان با تحریم‌های بین‌المللی دست به گریبان است و خرید هواپیماها را با اشکال مواجه کرده است ولی آیا خرید هواپیماهای کار کرده روسی که هزینه تعمیر و نگهداری آنها باعث صدمه به سرمایه‌های ملی و جان مسافرین می‌شود، بهتر است یا حداقل خرید هواپیماهای تازه تولید روسی؟ همواره در بخش حمل و نقل جاده‌ای نوسازی ناوگان زمینی مطرح بوده ولی عملکرد بخش هوایی حاکی از کهنه‌سازی ناوگان هوایی است.
در برنامه تلویزیونی بعد از سقوط هواپیمای توپولف- 154 اعلام شد که در هواپیمایی بحثی به نام طول عمر نداریم، اصطلاح فرسوده یک اصطلاح فنی و تخصصی نیست و افزایش عمر هواپیما فقط هزینه تعمیر و نگهداری را افزایش می‌دهد، این نظر زمانی می‌تواند قابل قبول باشد که اولاً درصد سقوط هواپیماهای روسی سر به فلک نزده باشد، ثانیاً تمام مسافرین آن تخصص حمل و نقل هوایی داشته باشند یا حداقل اطلاع‌رسانی دقیق برای آنها انجام شده باشد، ثالثاً وضعیت ظاهری هواپیما نمایانگر ایمنی آن باشد و رابعاً تعمیر و نگهداری آن بر اساس استانداردهای بین‌المللی انجام شده باشد.

در یک برنامه تلویزیونی عنوان شد، ما شانس بدی که آوردیم این بود که آمار سقوط توپولف در ایران به دلیل خطای انسانی بالا بوده است، سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا چنین بوده است؟ آیا خلبانان دوره‌های آموزشی پرواز با هواپیماهای روسی را نگذرانده‌اند که البته بعید به نظر می‌رسد و این استدلال را از پایه دچار چالش می‌کند؛ چرا که در صورت درستی باید به سیستم آموزشی خلبانان کشور مشکوک شد.
بحثی که بعد از سانحه سقوط مطرح می‌شود استاندارد و نحوه ساخت جعبه سیاه است. اساس به کارگیری جعبه سیاه در هواپیما ثبت کل عملیات پروازی است و طبق استاندارد بین‌المللی جعبه سیاه باید به گونه‌ای تولید شده باشد که در بدترین سوانح هوایی اتفاقی برای آن نیافتد، ولی گفته‌ها حاکی از آن است که جعبه‌های سیاه در نتیجه شدت برخورد هواپیما با زمین دچار آسیب زیادی شده‌اند و این امر خود روش تولید جعبه سیاه و در نهایت تولید خود هواپیماهای روسی را هم زیر سؤال می‌برد.
نکته بعدی آنکه براساس مقررات بین‌المللی و عرف موجود در سازمان هواپیمایی کشوری، جابه‌جایی مسافرین در کلیه خطوط بین‌المللی ابتدا به شرکت هواپیمایی ملی ایران سپرده می‌شود و در صورتی که هواپیمایی ملی به هر دلیل قادر به برقراری آن نباشد، بر اساس جدول رده‌بندی خطوط هوایی در کشور، مسئولیت جابه‌جایی مسافرین در مسیر تعریف شده به یکی از خطوط داخلی و دارای توانمندی‌های لازم واگذار می‌شود. با توجه به قوانین و مقررات مشروحه فوق، انحصار جابه‌جایی و مسئولیت مسافرین عازم ارمنستان به عهده شرکت کاسپین قرار داده شده است که بعضی مواقع انحصاری بودن ارائه خدمات و آسودگی خاطر از نبود رقیب، باعث فراموش شدن برخی استانداردها و خدماتی ضروری شده است
.
همچنین با توجه به مقررات هوایی، شرکت‌های هواپیمایی در کلیه کشورها به محض مشاهده کوچکترین اشکال فنی در هر یک از هواپیماهای فعال در ناوگان خود، به سرعت اقدام به رفع نقص در کل ناوگان مشابه خود می‌کنند، آیا خط هوایی کاسپین چنین کرده است یا هنوز
هواپیماهای توپولف این شرکت در مسیرهای پروازی فعالند؟
***

کلام آخر اینکه باتوجه به بازنگری سوانح اخیر هوایی در ایران کمی عجیب به نظر می‌رسد که صرفاً صدور مجوز پرواز به معنی رعایت شدن تمام استانداردهای ایمنی پرواز و چک سرویس کامل هواپیما باشد.
با امید آنکه به خاکسپاری یادواره‌هایی از کشته شدگان سانحه هوایی کاسپین، مرهمی باشد بر دل داغدار اقوام آنها، انشاا. . . از این به بعد با توجه به مقررات و اجرای دقیق استانداردهای تعریف شده هوایی، شاهد چنین سوانح دلخراشی نباشیم.


آرتین مانکاساریان / علی سارجانی
کارشناسان صنعت حمل ونقل


رئيس مرکز کنترل و عمليات پليس:
پرايد و نيسان وانت امنيت ندارند



جام جم آنلاين: رئيس مرکز کنترل و عمليات پليس راهنمايي و رانندگي کشور از نا امن بودن خودرو پرايد و غير استاندارد بودن آن براي استفاده در جاده هاي کشور خبر داد.
به گزارش خبرنگار مهر، سرهنگ محسن فهرستي روز شنبه در جمع خبرنگاران اظهار داشت: 17 درصد حوادث رانندگي کشور مربوط به تصادفاتي است که خودروي پرايد يک طرف حادثه بوده است و اين آمار در ايام تعطيلات و پرسفر به 24 درصد مي رسد.
اين اظهارت در حالي از سوي سرهنگ فهرستي مطرح مي شود که سالها از توليد و ورود خودروي پرايد به خيابانها و جاده هاي کشور مي گذرد و بر اساس اعلام مسئولان نيروي انتظامي در حال حاضر دو ميليون و 700 هزار خودرو پرايد در کشور در حال تردد هستند.
رئيس مرکز کنترل و عمليات پليس راهنمايي و رانندگي کشور در ادامه اين برنامه گفت: اين موضوع را به مقامات ذيربط گزارش کرده ايم و شهروندان بايد توجه داشته باشند که هنگام سفر با اين خودرو از حمل اضافه بار به شدت خودداري کنند.
پرايد عامل 17 درصد حوادث رانندگي کشور
فهرستي در پاسخ به اين سئوال که چرا با توجه به اثبات ناامن بودن اين خودرو اجازه تردد به آن در جاده هاي کشور داده مي شود، خاطر نشان کرد: پليس مقام تاييد کننده براي استاندارد يا غير استاندارد اين خودرو نيست به همين علت نمي تواند از تردد اين خودرو در جاده هاي کشور ممانعت کند.
رئيس مرکز کنترل و عمليات پليس راهنمايي و رانندگي کشور همچنين دومين خودرو پرخطر کشور را خودروي نيسان وانت اعلام کرد و گفت: با وجود آنکه اين خودرو 2 درصد خودروهاي کشور را تشکيل مي دهد بيش از 6 درصد حوادث رانندگي کل کشور مربوط به خودروي نيسان وانت است.
وي همچنين سومين خودروهاي پرخطر کشور را کاميونهاي بنز ناميد و گفت: اين خودرو به علت داشتن ارتفاع بيش از حد در تصادفات بدون آنکه خودش دچار آسيبي بشود خودروي مقابل را له مي کند.
اين در حاليست که 1.7 درصد خودروهاي کشور را کاميونها تشکيل مي دهند و 14 درصد تصادفات و 47 درصد حوادث فوتي مربوط به کاميونها است.
وي گفت: تنها تا پايان امسال به كاميون بنز مجوز توليد داده شده است.
فهرستي در خصوص جاده هاي پرخطر و نقاط حادثه خيز کشور گفت: بر اساس آمار 62 درصد حوادث رانندگي در حاشيه 30 کيلومتري شهرها اتفاق مي افتد و جاده کرمان - جيرفت در حال حاضر مقام اول جاده هاي پرخطر کشور را تشکيل مي دهد اما جاده هايي مانند سبزوار - شاهرود، اصفهان - شيراز که در رتبه هاي سوم و اول جاده هاي پرخطر بودند در حال حاضر با اصلاح امدادي صورت گرفته در اين جاده ها به رتبه هشتم و سوم از نظر پرخطر بودن رسيده اند.
وي در رابطه با سهم خودروها در علت وقوع حوادث گفت: در جاده هاي کشور خودروهاي سواري و وانت 54 درصد حوادث رانندگي، موتورسيکلت 22 درصد، کاميون 14 درصد، عابر پياده 7 درصد و مسافربرهاي عمومي 3 درصد حوادث رانندگي را تشکيل مي دهند که 24.5 درصد علت حوادث عدم توجه به جلوي رانندگان است و 66 درصد حوادث در روز و 33 درصد آنها شب هنگام است.
رئيس مرکز کنترل و عمليات پليس راهنمايي و رانندگي کشور با اشاره به حوادث درون شهري، خاطر نشان کرد: وانت و سواري 39 درصد و موتور سيکلت 12 درصد، کاميون 14 درصد، عابر پياده 28 درصد و مسافربرهاي عمومي 7.5 درصد عوامل حوادث رانندگي را به خود اختصاص داده اند که 23 درصد حوادث در خيابانهاي اصلي و 77 درصد در خيابانهاي فرعي اتفاق مي افتد.
وي با اشاره به اينکه 3 هزار و 212 نفر در 3 ماه اخير در جاده هاي کشور فوت کرده اند، گفت: در مرداد ماه سال گذشته روزانه 82 نفر در حوادث رانندگي جان خود را از دست داده اند. رانندگان بايد در سفرهاي تابستاني با نهايت دقت و با رعايت قانون حرکت
کنند.
شنبه 10 مرداد 1388 - ساعت 15:15شماره خبر:


عطريانفر: ما دچار نوعي نفاق شديم



يکي از متهمان پرونده اغتشاشات اخير درجلسه دادگاه گفت: به دليل تقابل هايي که شکل گرفت ما دچار نوعي نفاق شديم و دشمنان سوء استفاده کردند

.


به گزارش روز شنبه خبرنگار قضايي ايرنا، "محمد عطريانفر" در نخستين جلسه دادگاه متهمان پرونده اخير اغتشاشات با بيان اينکه "اينجا آمده ام خود را بشکنم و بگويم عضو نظام هستم" گفت: دو اصل مهم ولايت فقيه و نظام اسلامي بي رحمانه مورد هجمه برخي گروه ها و جريانات حزبي قرار گرفت. وي با اشاره به سوابق رسانه اي خود اظهار داشت: درباره جزئيات توان سخن گفتن ندارم چون از سال 86 در حوزه جريان اصلاحي دچار تنوع ترديد و نوعي نگاه نگران بودم. وي تصريح کرد: از آغاز مجلس ششم حجم تبليغات عليه آقاي هاشمي رفسنجاني آغاز و بيش از سه تا چهار هزار مقاله عليه ايشان مطرح شد.
عطريانفر با بيان اينکه مجلس نقطه کانوني براي تصويب قوانين کشور است، گفت: از همان سالها دغدغه هايي در وجود من بوده و لذا در دوره اصلاحات يا سکوت کردم يا نقد.
وي گفت: روزي به "سعيدحجاريان" گفتم شيوه اي که در روزنامه صبح امروز در پيش گرفته ايد درست نيست ممکن است به توهين به مقدسات برسد. عطريانفر افزود: از مقطعي که امام رحلت کرد روحيه تشخص گرايي ظهور يافت و برخي که اين روحيه را داشتند فکر کردند صحنه انتخابات صحنه روياروي مردم و رهبري است و طوري وانمود کردند که قانون ، مردم و مردم سالاري مقابل ولايت فقيه است.
وي گفت: در پناه دوم خرداد -اتفاقي که به نام نظام افتاد- از اين فضا، عامدانه يا سهوي ،تلقي خطا کرديم. وي خاطرنشان کرد: به همه کساني که در جايگاه نخبگي قرار مي گيرند بايد بگويم که بايد درون و برون ما يکي باشد و نفاق نداشته باشيم. عطريانفر با اشاره به اينکه اعتراف خود را اعلام مي کنم ، اظهار داشت: کساني که مي خواهند موضوع مطلقه را از ولايت فقيه بگيرند و آن را در چارچوب خود تفسير کنند در حقيقت مي خواهند معنويت نظام را بگيرند لذا بايد وجه مطلقيت را بپذيريم و به آن استحکام بدهيم.
وي با نقد صريح و جدي جبهه مشارکت گفت: ما که ادعا مي کرديم نياز به حجم بيشتري از همراهان داريم چرا فشار آورديم کانديداهاي سازماني معرفي کنيم، دليل آن اين است که غرور سازماني وجود داشت.
وي افزود: بدليل تقابل هايي که شکل گرفت ما دچار نوعي نفاق شديم و دشمنان سوء استفاده کردند، اگر ميداني براي توسعه احزاب و انجمن ها مي يابيم زماني رويکرد شان قابل قبول است که براساس مبناي نظام باشد.
عطريانفر در ادامه سخنان خود يادآور شد: با صداي بلند اعلام مي کنم هر گروه راديکال و هر جرياني تحت هر نام اعم از اصلاح طلب و غيره، کندرو و تندرو که رفتار و گفتار و سکوتشان در جريان تضعيف نظام بوده، پايان رفتار سياسي خود را اعلام و عذر خواهي کند.
وي همچنين با طرح اين سوالات که چرا برخي گفتني ها را در گذشته نگفتيم و آيا رفتارهاي ما خيانت بار و ضد امنيتي بوده است، افزود: نظام آن قدر قدرت دارد که با تحرک چهار گروه سياسي اتفاقي برايش نمي افتد. وي گفت: يکي از بازجوها در جريان بازجويي به من گفت: شما شبيه پيستون هاي نظام هستيد و لي گاهي اوقات ريپ مي زنيد.
عطريانفر افزود: به عنوان يک کارشناس انتخابات اعلام مي کنم ما دچار خلط مبحث فارغ از بازي هاي سياسي شديم و بايد يک بار ديگر گذشته خود را مرور کنيم زيرا نظام و رهبري دوست ندارند ما دفع شويم. وي تاکيد کرد: تلقي تقلب و تخلف از اين انتخابات خارج است و هر جرياني که دچار مصيبت شده خارج از رويکرد دادگاه بايد از رويکرد خود برگردند.
به گزارش خبرنگار قضايي ايرنا، پس از سخنان عطريانفر چند تن ديگر از متهمان اين پرونده از جمله مهرداد اصلاني ، رضا خادمي، محسن جعفري و ورشويي نيز که به اخلال در نظم عمومي و اقدام عليه امنيت ملي همکاري با منافقين و رسانه هاي بيگانه متهم هستند، اظهار پشيماني کرده و در خواست عفو نمودند.
براساس اين گزارش، جلسه رسيدگي به اتهامات بيش از 30 نفر از متهمان اغتشاشات اخير از ساعت 9 و 5 دقيقه صبح امروز با تلاوت آياتي از کلام الله مجيد در شعبه 15 دادگاه انقلاب آغاز شد و تا ساعت 12 و 30 دقيقه ادامه داشت.
رياست دادگاه را قاضي صلواتي بر عهده داشت که ساعت 12 و 30 اعلام تنفس عمومي کرد و گفت: جلسه بعدي دادگاه متعاقبا اعلام مي شود. "عبدالرضا محبتي" نماينده دادستان در جلسه دادگاه کيفر خواست عمومي صادره متهمان را که حدود دو ساعت طول کشيد قرائت کرد" اين گزارش حاکيست: پس از اتمام اولين جلسه دادگاه مصاحبه مطبوعاتي برگزار شد که در آن محمد عطريانفر و محمدعلي ابطحي نيز به سووالات خبرنگاران پاسخ دادند قرار است مصاحبه مطبوعاتي کيان تاجبخش و مازيار بهاري تا دقايقي ديگر آغاز شود.


با حضور خبرنگاران رسانه ها
نشست مطبوعاتي ابطحي و عطريانفر برگزار شد



خبرگزاري فارس: نشست مطبوعاتي محمد علي ابطحي و محمد عطريانفر بعد از ظهر امروز برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سياسي فارس، در اين نشست مطبوعاتي ابطحي و عطريانفر به سوالات خبرنگاران خبرگزاري هاي مهر، ايرنا، ايسنا ، فارس، واحد مركزي خبر و شبكه خبر پاسخ دادند. مشروح اين نشست متعاقبا منتشر مي شود. انتهاي پيام/

کیفرخواست دادستانی تهران علیه متهمان حوداث اخیر
/ متن کامل

روزنامه خبر - جامعه > قضایی - دادگاه متهمان حوادث اخیر چس از انتخابات 22 خرداد امروز در مجتمع امام خمینی برگزار شد. متن کامل کیفرخواست ارائه شده - که از سوی معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران به نمایندگی از مدعی‌العموم قرائت شد - چنین است:
بسم اللّه الرحمن الرحیم
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّکْرٌ فِی آیاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَکْرًا إِنَّ رُسُلَنَا یکْتُبُونَ مَا تَمْکُرُونَ / یونس 21 . (ما هرگاه بر آدمی بعد از آنکه او را رنج و زیانی رسید، رحمت می فرستیم، در این صورت برای محو آیات و رسولان حق مکر و سیاست به کار برند. بگو مکر و سیاست الهی کامل تر و سریع تر است که رسولان ما مکرهای شما را خواهند نوشت.)
ریاست محترم دادگاه انقلاب اسلامی تهران سلام علیکم
همچنانکه استحضار دارید، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب با درایت امام گونه خود فرمودند ملت آگاه ایران اسلامی با حضور کم نظیر خود در پای صندوق های رای در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حماسه‌ای خیره کننده و بی همتا آفریدند که در آن رشد سیاسی وچهره مصمّم انقلابی وتوان وظرفیت مدنی ملت ایران در نمایی زیبا وپرشکوه در برابر چشم جهانیان به نمایش درآمد.
مقام معظم رهبری (دام عزه العالی)، در تبین اهمیت نقش آفرینی مردم بیدار کشورمان در ادامه پیام مهم خود تصریح فرمودند: "اقتدار وعزتی که مردم عزیز با آرامش ومتانت و کمال خود، در تاریخ کشور به ثبت رساندند واراده ی خلل ناپذیری که در میان آتشبار جنگ روانی دشمنان با حضور در این عرصه تعیین کننده نشان دادند، از چنان اهمیتی برخوردار است که با هیچ بیان معمول و متعارفی نمی توان آن را توصیف کرد. تنها می توان گفت که ملت ایران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهی را در خود حفظ کند و دست قدرت خداوند را در حمایت از پیشرفت وتعالی کشور بالای سر خود نگاه دارد. " هر انسان منصفی به راحتی می تواند دست‌آوردهای بزرگ این حماسه سترگ را در عرصه‌های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی در سطح داخلی وبین المللی مشاهده نماید.
اولاً این انتخابات به نمایش غرور انگیز مردمسالاری حقیقی تبدیل شد وبرای جهانیان این پیام را در بر داشت که جمهوری اسلامی ایران یکی از امن‌ترین و با ثبات‌ترین کشورهای جهان برای سرمایه گذاری و پیشبرد طرح‌های اقتصادی است.
ثانیاً در عرصه روابط بین الملل این پشتوانه عظیم ملی قدرت چانه‌زنی و استیفای حقوق حقه مردم ولایت‌مدار ایران اسلامی را در سطح عالی افزایش داده و موقعیت کشورمان را در منطقه و جهان ارتقاء بخشید. به‌گونه‌ای که زبان مدعیان دروغین آزادی، دمکراسی وحقوق بشر را کوتاه نمود. بنابر این دولتمردان و متولیان دیپلماسی ایران در جهان می‌توانند بعد از این در معادلات منطقه‌ای و جهانی و تعاملات فیمابین با کشورهای جهان با قاطعیتی افزون و مبتنی بر حکمت، عزت و مصلحت بهتر از هر زمان ایفای نقش نمایند.
ثالثاً تأثیرعمیق این حضور آگاهانه در نوع نگاه مردم جهان بویژه نخبگان به فرهنگ غنی مردم ایران و شعور سیاسی آنها که برخاسته از باورهای اسلامی وانقلابی است، بیش ‌از پیش افکار عمومی ملت‌هّا را متوجه کار آمدی الگوی مردمسالاری دینی نمود.
رابعأ از آنجائی که پشتوانه مردمی یکی از مهمترین مؤلفه‌های امنیت ملی نظام مقدس جمهوری اسلامی به حساب می‌آید‌، بدون شک مشارکت 85 درصدی مردم نقش بی بدیلی در تثبیت پایه‌های امنیت ملی داشته و دولت برآمده از این اکثرّیت پرشور و شعور در عرصه داخلی، منطقه‌ای و جهانی، مقتدرتر از گذشته ظاهر شده و این اقتدار به‌مثابه سرمایه عظیم ملی در حل مشکلات داخلی و خارجی و ارتقاء و پیشرفت روزافزون کشور اسلامی عزیزمان تجلی خواهد یافت. اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مردم مخصوصاً جوانان هشدار داده بودند که مراقب و هشیار باشند چرا که ممکن است " دشمنان بخواهند با گونه‌هایی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند " دشمن سرخورده و مأیوس فوراً دست به کار شد و با بسیج عوامل تبلیغی، سیاسی و میدانی خود زنجیره‌ای از اغتشاشات و آشوب‌ها را در تهران بوجود آورد که در اثر آن هموطنان عزیز خسارات جانی، مالی و روانی عدیده ای را متحمّل شدند.
طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمین، وقوع این حوادث کاملاً از پیش طراحی شده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیش رفته است، به گونه‌ای که بیش از 100 مورد از 198 دستورالعمل‌ "جین شارپ " برای کودتای مخملی اجرا گردیده است.
ریاست محترم دادگاه با توجه به اینکه سلسله حوادث اخیر به درستی در چارچوب تئوری های کودتای مخملی ارزیابی می‌گردد، از محضر عالی اجازه می‌خواهد بسیار مختصر در مورد این شیوه پیچیده و نوین براندازی نکاتی به استحضار برساند. اما پیش از آن به فرازی از فرمایشات مقام معظم رهبری در خطبه‌های نمازجمعه تاریخی 29 خرداد اشاره می گردد، که مؤید این مدعی است.
معظّم له چنین می فرماید: " ...... در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجی به کار افتادند و خط تخریب خیابانی شروع شد، خط تخریب، خط آتش سوزی، اموال عمومی را آتش بزنند، حریم کسب و کار مردم را نا امن کنند، شیشه‌های دکّان مردم را بشکنند، اموال بعضی از مغازه‌ها را غارت ببرند، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند، امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت، این ربطی به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرویس‌های جاسوسی غربی و صهیونیست است، این کاری که در داخل ناشیانه از بعضی سر زد، اینها را به طمع انداخت. خیال کردند ایران هم گرجستان است! یک سرمایه‌دار صهیونیست آمریکائی چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانه‌ها و در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت: من ده میلیون دلار خرج کردم در گرجستان و انقلاب مخملی راه انداختم، حکومتی را بردم، حکومتی را آوردم، احمق‌ها خیال می کردند جمهوری اسلامی ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست ". پس از فرمایشات رهبر عزیزمان توجه دادگاه محترم را به ادامه کیفر خواست جلب می نمایم.
و اما کودتای مخملی نوعی از انواع براندازی است که با کودتای نظامی در هدف مشترک امّا در شیوه و ابزار کاملا متفاوت است در همین رابطه آقای "رابرت هِلُوی " افسر بازنشسته سازمان سیا و شاگرد دکتر "جین شارپ " در کتاب خود با عنوان "مبارزه عاری از خشونت، تأملی در بنیادها "می‌نویسد: "مبارزه عاری از خشونت (یعنی همان کودتای مخملی) تفاوت خاصی با درگیری نظامی ندارد، جز در این مورد که اسلحه بکار رفته در آن متفاوت و منحصر به این روش می باشد " یکی دیگر از تفاوت‌های کودتای مخملی با کودتای نظامی در فرایند شکل گیری از آغاز تا پایان و مدّت طولانی آن است که گاهی ممکن است ده سال یابیشتر به طول انجامد. مهمترین نکته‌ای که در مورد کودتای مخملی باید به آن توجّه داشت این است که نظریه پردازان اجیر شده توسط سرویس‌های جاسوسی و اطلاعاتی غرب طبق سفارش کارفرمایان خود‏، این شیوه را برای خروج جهان استکبار از بن بست عملی برای سرنگونی نظام‌های مستقل یا ناهماهنگ با هِژمُونی و استیلاطلبی غرب ابداع نمودند که نتیجه سال‌ها مطالعه و تحقیق میدانی در کشور‌های مختلف کودتاخیز بوده است.
این شیوه براندازی بگونه ای طراحی شده است که با تمسّک به روشهای به اصطلاح مدنی و طی مدّت زمان طولانی بدون آنکه در بین مردم و نظام‌های سیاسی کشور‌های هدف حساسیتی جدّی ایجاد کند یکی پس از دیگری مراحل کودتای مخملی را بصورت خزنده و آرام پشت سر گذاشته و معمولاً نظام‌های سیاسی زمانی به خود می‌آیند که کودتای مخملی به مرحله پایانی خود رسیده و احتمال موفقیت آن بسیار افزایش یافته است.
از سالها پیش بنیادها و مؤسسات متعددی توسط سرویس‌های جاسوسی و دیگر نهادهای حکومتی کشورهای غربی بویژه آمریکا بوجود آمده که طبق یک تقسیم کار سازمانی و متمرکز، مأموریت‌های مختلفی را با هدف مشترک در اجرای پروژه کودتای مخملی به‌عهده گرفته‌اند. مهمترین این مؤسسات و بنیادها عبارتند از بنیاد سوروس(OSI)، بنیاد راکفلر، بنیاد فورد، بنیاد جرمن مارشال فایند، خانه آزادی، شورای روابط‌خارجی‌آمریکا، انجمن سیاست خارجی آلمان و مرکز مطالعات دموکراسی انگلیس.
در تبیین بیشتر این موضوع لازم است به اظهارات یک جاسوس که هم اکنون در بازداشت به سر می‌برد و با هدف ایفای نقش درانتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به ایران بازگشته بود، اشاره شود.
وی می گوید: "در سفری که به اسرائیل داشتم با موسسه ای به نام مِمری آشنا شدم که متعلق به کشور آمریکاست ولی در اسرائیل مستقر می باشد و کارش در زمینه مطالعات رسانه‌ای خاورمیانه است. تلاش این موسسه مبارزه با فعالیت‌های ضد اسرائیلی است که در دیگر کشورها صورت می‌گیرد. این موسسه پروژه‌ای را دنبال می‌کند که هدف آن حمایت از اصلاح‌طلبان دنیای اسلام از جمله ایران است. مسئول این پروژه یکی از افسران قدیمی اطلاعات ارتش اسرائیل است که من با او دیداری داشتم. او در این دیدار به من گفت هدف ما این است که تفکراتی مانند تفکرات عبدالکریم سروش را در ایران پرورش و ترویج دهیم. "
این جاسوس ادامه می دهد: "یکی دیگر از موسسات فعال در حوزه ایران موسسه هلندی هیفُوس است که من ملاقات‌هایی هم با مسئولین این موسسه داشتم. این موسسه ارتباط خوبی با موسسات و NGOهای داخل ایران دارد و حتی مبلغ ده میلیون یورو در پایان ریاست جمهوری خاتمی در ایران هزینه کرده که بیشتر آن به جنبش زنان داده شده است. موسسه هیفوس بودجه خود را از طریق رشوه از شرکت‌های نفتی هلندی که می‌خواهند از پرداخت مالیات فرار کنند. به دست می آورد. "
نامبرده در مورد نقش پایگاه رادیویی اروپای آزاد می گوید: "پایگاه رادیویی اروپای آزاد که مانند خیلی از موسسات براندازی نرم از زمان جنگ سرد کار خود را آغاز کرده و به سازمان سیا متصل است. زمان جنگ سرد آمریکایی ها برای اینکه به شوروی فشار بیاورند از پوشش های فرهنگی- سیاسی و رسانه‌ای و با نام‌های زیبایی همچون دموکراسی، آزادی و حقوق بشر استفاده کردند و خیلی از موسساتی که در حال حاضر فعالیت می‌کنند، در زمینه براندازی نرم، بازمانده از آن زمان هستند که رادیو اروپای آزاد هم از این دسته است. بخش فارسی این رادیو به نام رادیو فردا فعالیت می کند.
این رادیو بیشتر اعتراضاتی که در ایران رخ می دهد را پوشش می دهد و به شدت بزرگنمایی می‌کند. " این جاسوس در ادامه به یکی دیگر از موسسات براندازی نرم به نام "بِرِکمَن " اشاره می کند و می‌گوید: "پروژه گِلُوبال وُیسِز یا همان صداهای جهانی زیر نظر مجموعه ای به نام مرکز برکمن در دانشگاه هاروارد انجام می گیرد. این پروژه از سال 2004 آغاز شده و من در اولین جلسه آن در هاروارد شرکت کرده‌ام. هدف این پروژه تمرکز بر تمام بلاگرهای دنیا به خصوص کشورهای مخالف آمریکا از جمله ایران است تا بتوانند به هدف خود که ایجاد جنگ روانی در این کشورها است برسند.
منابع مالی این پروژه را بنیاد سُورُوس (OSI) تأمین می کند که به اکثر موسسات غیردولتی در دنیا کمک مالی می‌دهد. مدیر این پروژه فردی به نام "اتان زوکِرمَن " است. او یک آمریکایی است که قبلا در بنیاد سوروس فعالیت داشته، او بر روی استفاده از اینترنت برای براندازی نرم در کشورهای مختلف خیلی کار کرده و با نهادهای اطلاعاتی امنیتی آمریکا نیز رابطه دارد. " وی چنین ادامه می دهد: "مرکز برکمن توسط شخصی به نام "جان پالْفِری " اداره می شود که خودش مدعی بود دایی او کِرمیت روزولت کودتای 28 مرداد را مدیریت کرده است. " نامبرده در اشاره به نقش آمریکا در طرح براندازی نرم می افزاید: "آمریکا برای طرح براندازی نرم از تئوریسین های مختلف از جمله "جین شارپ " که 50 سال از عمر خود را در موسسه اش صرف کرده تا طرح استفاده از نقاط ضعف حکومت ها برای براندازی نرم را شناسایی کند، استفاده می‌کند.
در وب سایت این موسسه متون و روش مبارزه مسالمت آمیز شاید به 20 الی 30 زبان زنده دنیا آموزش داده شده است. البته این زبان‌ها آلمانی، فرانسوی و یا اسپانیایی نیست بلکه به زبان‌های برمه‌ای، چینی، عربی، فارسی و ... است که آمریکا دوست دارد در کشورهایی که به این زبانها گویش دارند انقلاب نرم صورت بگیرد. افراد دیگری مانند "مارک پالمر " رئیس موسسه "کُنُوس " نیز در مورد ایران خیلی تحقیق کرده اند. آنها حتی 2- 3 سال پیش کلاس هایی را تشکیل دادند و یکسری از فعالان 2 خردادی مانند عماد باقی را دعوت کرده و دوره های براندازی نرم را به آنها آموزش دادند. "
ریاست محترم دادگاه تا کنون پروژه کودتای مخملی در چند کشور به مورد اجرا گذارده شده که اکثراً با موفقیت انجام شده امّا در مواردی هم ناکام مانده است. ازجمله کشورهایی که کودتای مخملی در آنها با موفقیت اجرا شده عبارت است از گرجستان، لهستان، چک، کرواسی، صربستان، اوکراین و قرقیزستان، در اکثر این کشورها، کودتای مخملی در بستر یک انتخابات شکل گرفته و مشابهت های فراوانی با پروژه شکست خورده‌ کودتای مخملی ایران که به بهانه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری مرحله پایانی آن کلید خورد داشته‌اند. البته این توطئه با هوشیاری مردم بیدار و همیشه در صحنه و برخورد قاطع و به موقع دستگاه های انتظامی و امنیتی مقتدر کشورمان سرکوب گردید. جاسوس بازداشت شده در پاسخ این سؤال که آمریکا برای براندازی نرم در ایران از چه مدلی استفاده کرده گفت: "این مدل مبتنی بر انتخابات است و زمان آغاز آن حداقل 2 سال قبل از برگزاری یک انتخابات شروع می‌شود .آنها ابتداء شروع به برنامه ریزی کرده ونامزد مورد نظر خودشان را انتخاب می‌کنند بطور نمونه آقای ساکاشویلی- رئیس جمهور فعلی گرجستان -کسی نیست که یک شبه در دنیای سیاست سبز شده باشد این فردبورسیه "فول برایت " متعلق به وزارت خارجه آمریکاست. او سالها در این کشور تحصیل کرده و برای این روزها تربیت شده است .پس از تعیین نامزد مورد نظر به شدت روی او سرمایه‌گذاری اجتماعی می کنند. به این صورت که افراد طرفدار آن نامزد به آموزش مردم به صورت شبکه‌ای - مدل تجاری، گلدکوئیستی - می‌پردازند که روش ثابت برای یارگیری در کمپین‌هاست. بعد از این مرحله سمبل و نماد گرافیکی و رنگی برای این نامزد انتخاب می کنند و شروع به آماده ‌سازی افکار عمومی جهت رأی دادن به نامزدشان می کنند. از طرف دیگر قبل از انتخابات خودشان را آماده می‌کنند تا اگر انتخابات را واگذار کردند شروع به تشکیک در انتخابات کنند و اعلام نمایند که تقلب صورت گرفته است و اصل مشروعیت حاکمیت را زیر سؤال می برند و شروع به اعتصاب می کنند و در نهایت انتخابات را ابطال کرده و یا مجدد با نظارت ناظران خارجی انتخابات را برگزار می‌کنند که در نهایت نامزد مورد نظرشان پیروز می‌شود. " نامبرده ادامه می‌دهد: "این فرایند در کشورهای گرجستان، صربستان، اوکراین و کرواسی انجام شده و به نتیجه هم رسیده است. نکته قابل توجه اینکه همان متون آموزشی که در صربستان مورد استفاده قرار گرفته به فارسی ترجمه شده و با تغییرات کمی در ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این موارد بستگی به آداب ورسوم، فرهنگ و مذهب جامعه دارد. مهمترین عوامل اجرایی این انقلاب جوانان هستند که سرمایه گذاری خوبی بر روی آنها صورت می‌گیرد. بر روی انرژی جوانان حساب می‌شود. زیرا آنان تنها افرادی هستند که 2 تا3 ماه از زندگی خود را بدون پول، وقف انتخابات می کنند. " وی چنین می افزاید: "کودتای مخملی ایران خیلی شبیه انقلاب مخملی صربستان است، در آن کشور گروهی بنام "اُوتْ پُور " "OUTPOR " که گروهی دانشجو بودند، ابتداء شروع به عضو گیری کردند که شباهت زیادی به موج سبز در ایران داشت. در جزوه آموزشی که بر روی سایت آلبرت انیشتاین قرار گرفته، نکته‌ای به نام "موقعیت دشوار " وجود دارد که از مهمترین روش‌های استراتژیک است و حکومت‌ها را در شرایطی قرار می دهد که نتوانند با معترضین برخورد کنند. در این نکته آمده که اعتراضات باید زیر پوشش عادت‌های مذهبی قرار بگیرد و حرکاتی مانند پیاده روی در خیابان را انجام دهید که هیچ دولتی نمی تواند از آن جلوگیری نماید. در انتهای این جزوه آموزشی اشاره‌ای به چند حلقه فیلم آموزشی شده که پیرامون انقلاب صربستان است و حتی فیلم ها به زبان فارسی دوبله شده و بر روی وب سایت ها قرار گرفته است. جزوه دیگری نیز وجود دارد که در مورد نحوه تسخیر مکانها و ساختمان‌های حساس شهر است و در آن آموزش می‌دهد که گروه‌های معترض چگونه بتوانند مراکز مهم را تصرف کنند. لازم است در اینجا به نکته مهمی در محضر دادگاه اشاره نمایم و آن این است که فیلم آموزش کودتای مخملی صربستان که به فارسی ترجمه گردیده توسط فردی به نام نادر صدیقی ویراستاری و باصدای وی روایت شده است. این فرد کسی است که اولین بار آقای کیان تاج بخش را به آقایان حجاریان و تاج‌زاده معرفی می نماید. آقای تاج بخش در مورد نقش آقای نادر صدیقی می گوید: "نقش آقای نادر صدیقی و اینکه چه کسی مرا به او معرفی کرده و او به سفارش چه کسی مسئول وصل من به آقای حجاریان و تاج زاده گردیده، برایم گنگ است. "در حال حاضر نامبرده متواری می باشد. این جاسوس بازداشت شده که بنا به دلایل امنیتی فعلا از اعلان نام وی معذوریم، معتقد است براندازی نرم یا همان کودتای مخملی دارای سه بازوی فکری، رسانه ای و اجرایی است و تصریح می‌کند: "هر کدام از بازوهای کودتای مخملی با تعدادی از موسسات و بنیادهای آمریکایی ارتباط دارند و در واقع نوعی تقسیم کار صورت پذیرفته است. " او در این رابطه می گوید: "در مثلث براندازی (بازوی فکری، بازوی رسانه ای و بازوی اجرایی) هر کدام از موسسات آمریکایی فعالیت خاصی را انجام می دهند که در ایران نیز یکسری افراد با آنها همکاری دارند. مهمترین آنها موسسه ای است به نام "هوفر " که زیر نظر دانشگاه استن فورد و در زمان جنگ سرد تشکیل شده است. این موسسه پروژه ای به نام "دموکراسی در ایران " را در دستور کار قرار داده که زیر نظر سه عنصر امنیتی به نام های: عباس میلانی، لِری دایمِند و مایکل مک فور اداره می شود. عباس میلانی در زمان محمدرضا پهلوی به دلیل فعالیت در گروه های چپ دستگیر می شود. او بعدها به یک سلطنت طلب دو آتیشه تبدیل می شود به طوری که پس از انقلاب یکی- دو سال در ایران زندگی می کند اما پس از چندی کشور را به مقصد آمریکا ترک و در آنجا کتاب‌های متعددی را به نگارش در می آورد و در این کتابها از دستاوردهای رژیم پهلوی تقدیر می کند. او کم کم به یکی از رهبران اپوزیسیون تبدیل شد که با دیگر رهبران این جریان یک تفاوت عمده داشت و آن رابطه با عناصر اصلاح طلب داخلی بود. " این جاسوس بازداشت شده می افزاید: "پروژه "دمکراسی در ایران " پیرامون فرهنگ عامه مردم ایران مانند موسیقی، وبلاگها و مسائل جنسی کار می کند. بخش دانشجویی این موسسه بسیار فعال است و افرادی مانند خانم حقیقت جو، آرش نراقی (از حلقه کیان و نزدیک به سروش) در کنفرانس های آنها سخنرانی می کنند. در داخل ایران نیز افرادی که به حزب کارگزاران سازندگی نزدیک هستند با این موسسه همکاری دارند. به طور نمونه عطریانفر درهر مجله یا روزنامه ای که کار می‌کند از عباس میلانی تحت پوشش یک تاریخ نگار مصاحبه می کند. اهمیت عباس میلانی برای "سیا " از رضا پهلوی هم بیشتر است زیرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبی دارد و حتی تمام هزینه های مالی اکبر گنجی در خارج از کشور را نیز او تأمین می‌کند. "
بازوهای کودتای مخملی در ایران جاسوس مذکور در مورد بازوهای کودتای مخملی در ایران می گوید: "مدلی که در ایران طراحی شده مانند دیگر کشورها دارای سه بازوی فکری، اجرایی و رسانه ای است هر کدام از این بازوها دارای زیرمجموعه های فعالی می باشند که به طور مثال بازوی فکری دارای زیر مجمه های روشنفکری مذهبی، روشنفکری سکولار، سرمایه داری، سیاست خارجی، ادبیات و ... می باشد که در هر کدام از این موارد موسساتی در خارج و داخل ایران هستند که به صورت فعال نقش دارند. بازوی اجرایی این پروژه یعنی کودتای مخملی دارای شش زیرمجموعه می باشد.
1- زیرمجموعه زنان که از چند طیف تشکیل شده است. مهمترین لیدرهای این طیف خانم شادی صدر و خانم شیرین عبادی هستند. این طیف ها بیشتر با NGOهای هلندی در تماس هستند که هزینه‌های این گروه ها و کمپین ها را پرداخت می کنند. طیف دیگری به مسئولیت پروین اردلان- دختر علی اردلان از رهبران جبهه ملی- فعالیت می کند. طیف نوشین همدانی خراسانی که تمایلات چپ دارند از جمله این طیفها هستند.
2- زیرمجموعه قومی- نژادی، بیشتر امور این کار در طیف شیرین عبادی صورت می گیرد. او با اینکه در زمینه حقوق بشر فعالیت می کند اما رگه های قومی-نژادی در آن وجود دارد. گروه های ملی- مذهبی نیز در این زمینه متمرکز هستند. 3- زیرمجموعه حقوق بشر، مهمترین چماقی که آمریکا برای رویارویی با مخالفان خود استفاده می کند حقوق بشر است. در این زیرمجموعه چند طیف وجود دارد که این بار نیز طیف شیرین عبادی از فعالان این عرصه هستند. هادی قائمی که از عناصر فعال و امنیتی در آمریکاست از حامیان خارجی این طیف می باشد. او مدتی است که رئیس بخش ایران در سازمان صهیونیستی "دیده بان حقوق بشر " بوده و با بودجه 15 میلیون یورویی هلند موسسه ای را راه اندازی کرده که تمرکزش فقط حقوق بشر در ایران است.
4- زیرمجموعه کارگری؛ اگر به یاد داشته باشید در سال های گذشته سندیکای اتوبوسرانی اعتصابی را ایجاد کرده بود که رهبری آن را فردی به نام منصور اُسانلّو برعهده داشت. این جالب است که افرادی به دلایل مختلف از جمله عقب افتادگی دستمزد خود دست به اعتصاب می زنند اما حواسشان نیست که موسسات برانداز در آمریکا مانند NED، صندوق مالی و دموکراسی و ... به صورت آشکار به موسسات دیگر چندین میلیون دلار پول می دهند تا به سندیکاهای کارگری در ایران کمک شود. تمامی اسناد این کمک ها در وب سایت سازمان NED موجود است. علت دسترسی آسان به این اسناد را می توان تظاهرسازی دانست. خیلی از افراد معتقدند که اینها چون مخفی کاری انجام نمی دهند پس به دنبال مطلب و مسأله خاصی نیستند.
5- NGOها؛ این زیرمجموعه در دوره دولت اصلاحات از اهمیت خاصی برخوردار شد. غرب به این نتیجه رسیده بود که باید NGOها در ایران گسترش پیدا کنند و به دنبال این بود که ضعف آنان از نظر منابع انسانی، مالی و مدیریتی نیز تأمین شود. به همین دلیل موسساتی تأسیس شد که بیشتر آن در هلند بود. وظیفه این موسسات این بود که به NGOهای ایرانی خدمات آموزش پرسنل، آموزش جمع‌آوری پول از خارج کشور و ... را بدهند. دو NGO برجسته در کشور با نامهای کُنشگران به مدیریت سهراب رزاقی (مدیر NGOها در وزارت کشور دوره اصلاحات) که مبلغ دو میلیون یورو بودجه از موسسات هلندی دریافت کرد و موسسه همیاران با مدیریت باقر نمازی، موسسه همیاران بعد از زلزله بم در سال 2003 میلادی یکسری کلاس های آموزشی با عنوان جذب پول از خارج کشور در تهران برگزار کرد که مدرسان آن افرادی همچون هادی قائمی بودند که سابقه صهیونیستی و امنیتی دارند.
6- زیرمجموعه دانشجویی؛ اوج فعالیت زیرمجموعه دانشجویی در جریان 18 تیر 78 بود که البته مدتی بعد از آن نیز تضعیف شد. اما با گذشت زمان شاخه دانشجویی با مرکزیت دفتر تحکیم وحدت طیف علامه و شاخه های مرتبط با آن نقش جدی در بازوی اجرایی براندازی ایفا کرد. دادگاه آغاجری، نامه به کوفی عنان، تحریم انتخابات و ... از جمله فعالیت های این زیرمجموعه بوده است. رفتن افرادی همچون محسن سازگارا، عطری، علی افشاری و رضا دلبری به آمریکا و شاغل شدن این افراد در موسساتی که کار آنها براندازی نظام جمهوری اسلامی است می تواند بهترین مستند برای همکاری این زیرمجموعه با پروژه کودتای مخملی در ایران دانست. "
بازوهای فکری پروژه کودتای مخملی در ایران این جاسوس سیا در این باره می گوید: "این بازو از اهمیت بالایی برخوردار است و شاید بتوان گفت قبل از هر مسأله ای کار فکری شروع می‌شود و سالها طول می کشد که دیگر بازوها (اجرایی و رسانه‌ای) به کار بیفتد. بازوی فکری در ایران از سال های خیلی دور یعنی از اواسط جنگ آغاز شد. در همین راستا یک تفکر روشنفکری جدید از میان نیروهای مسلمان بیرون می‌آید که رهبری آن به عهده عبدالکریم سروش و مجله کیهان فرهنگی است (در آن زمان مدیریت مجموعه کیهان با سید محمد خاتمی بود.) مقالاتی که سروش در این مجله به نگارش در می آورد موضوعات خاصی را در پی داشت به طور نمونه سروش در اولین مقالات خود این موضوع را انتخاب می کند که چیزی به عنوان غرب وجود ندارد که بخواهیم در مورد غرب زدگی صحبت کنیم و اینگونه مبارزه با غرب زدگی را که یکی از گفتمان های مهم انقلاب بود، زیر سئوال می برد. آنها زیر پایه های فرهنگی انقلاب را آرام آرام هدف گرفته و از میان می‌بردند. از همان زمان یک تیپ نوچه پروری و استبداد فکری در بحث تفکرشان مطرح بود که آن را پنهان نگه می داشتند. اگر ما فرض کنیم که غرب و استبداد وجود ندارد دیگر شعارهای انقلاب از قبیل استقلال و آزادی معنا پیدا نمی کند. این روند ادامه یافته و یک به یک پایه های تفکر امام را می زند پایه‌هائی مثل وحدت دیانت و سیاست، ولایت فقیه، و بدینسان زمینه برای غربی شدن و آمریکایی شدن را فراهم نمودند. " وی در ادامه می گوید: "افراد دیگری مانند سریع القلم، ناصر هادیان و هادی سمتی با تفکرات خاصی شروع به تئوری سازی در زمینه تأمین منافع آمریکا در ایران کردند. آنها موضوعاتی مانند انرژی اتمی و موشکی، حمایت از لبنان و فلسطین را آرام آرام مورد هجوم قرار می دادند. این تئوری ها در مراکز تحقیقاتی مختلفی در دولت اصلاحات پرداخته شد و در مطبوعات به صورت گسترده در جامعه پخش می شد. اهم شباهت های کودتای مخملی شکست خورده در ایران به کودتای مخملی چند کشور نامبرده 1) طرح تقلب با هدف بی اعتماد سازی مردم ومشروعیت زدائی از نظام سیاسی مستقر، در همین رابطه رهبر بصیر انقلاب اسلامی در خطبه های تاریخی نماز جمعه 29 خرداد فرمودند: " من اول فروردین در مشهد گفتم ، هی دارند دائماً به گوشها می خوانند ، تکرار میکنند که بناست در انتخابات تقلب شود ، می خواستند زمینه را آماده کنند، من آن وقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم وگفتم این حرفی را که دشمن می خواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد نگوئید.نظام جمهوری اسلامی مورد اعتماد مردم است؛ این اعتماد آسان به دست نیامده، سی سال است که نظام جمهوری اسلامی با مسئولانش، با عملکردش با تلاشهای فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند.دشمن می خواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلرل کند. " متأسفانه برخی از جریانهای سیاسی، احزاب وفعالان سیاسی بدون توجه به هشدارهای معظم له ودر یک همنوائی معناداربا دشمنان مرتباً بر توهم احتمال بروز تقلب در انتخابات دامن زدند.آنهم بدون ارائه هیچ دلیل ومدرکی. یکی از احزاب مورد نظر در این زمینه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است که از ماهها پیش از انتخابات چه قبل وچه بعد از فرمایشات مقام معظم رهبری ودعوت معظم له به پرهیز از همسوئی با دشمن، در بیانیه های رسمی واظهار نظر های اعضاء آ‌ن کراراً بحث تقلب در انتخابات ترویج گردیده است. سازمان مجاهدین در بیانیه21/1/88 که به عنوان اعلام حمایت ازنامزدی میرحسین موسوی ثبت گردیده وتنها 20 روز بعد از هشدار رهبر معظم انقلاب اسلامی منتشر شده است، اینگونه حرف دشمنان را تکرار می‌کند "سلامت انتخابات به شدّت به مخاطره افتاده است به طوری که دیگر تقریباً اعتمادی به آمارهای انتخابات از جمعیت واجد حق رأی گرفته تا آراءشرکت کنندگان وتا آراء کاندیداها وجود ندارد " البته این سازمان ماهها قبل از آن نیز یعنی در تیر ماه سال 87 طی قطعنامه کنگره دوازدهم موضوع تقلب را به نوعی دیگر مطرح می نماید.بعد از اعلام نتایج و پیام رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی مبنی بر تأئید انتخابات نیز سازمان مجاهدین با صدور چند بیانیه ، بدون ارائه سند ومدرکی صحت انتخابات را زیر سئوال برده است.به عنوان مثال در اولین بیانیه بعد از اعلام نتایج تصریح شده است: "ما در وجود تقلب وتخّلف تردیدی نداشتیم " اسناد جعلی در منزل بهزاد نبوی و ستادهای انتخاباتی این جریان با هدف القاء جعل وتقلب در انتخابات وتشویش اذهان عمومی، نامه وزارت کشور را جعل نموده و با انتصاب افتراء به این وزارت خانه وتوزیع وسیع آن قصد فریب افکار عمومی را داشته است.همچنین در بازرسی از منزل آقای بهزاد نبوی عضو مؤثر و محوری سازمان مجاهدین اسنادی دال بر جعل سند با هدف تشویش اذهان عمومی به دست آمده که به پیوست تقدیم دادگاه می شود. شایان توجّه اینکه نمونه هائی از این اوراق و نامه های جعلی در ستادهای برخی کاندیداهای ناکام و معترض نیز کشف گردیده است. حزب مشارکت، حزب کارگزاران، برخی از اعضاء مجمع روحانیون مبارز نیز رسماً و همسو بارسانه ها وگروههای معاند و مخالف نظام صحّت انتخابات را چه قبل و چه بعد از انتخابات مورد تردید قرار دادند. این مسئله از آن جهت مهم وبرای دادگاه قابل توجّه است که اولاً طبق آنچه گفته شد مسأله تقلب همزاد با شروع فعالیت های انتخاباتی بوده که حاکی از برنامه ریزی قبلی برای هدفی مشخص می‌باشد. ثانیا؛ این مسأله دلیل اصلی بروز تشنجات واغتشاشاتی است که خسارت مادی و معنوی فراوانی از جمله کشته شدن هموطنانمان را در بر داشت و این در حالی است که متهمین بازداشت شده در اعترافات خود اذعان دارند که با علم به عدم وجود تقلب وبا هدف ایجاد تردید ، موضوع تقلب را مطرح نموده اند. القای خط تقلب قبل از انتخابات مازیار بهاری خبرنگار هفته نامه نیوزویک در این رابطه اظهار می دارد: "رسانه های غربی خط تقلب در انتخابات را حتی قبل از برگزاری انتخابات پیگیری می کردند و بنده هم در یک مصاحبه‌ای با آقای خاتمی این سؤال را از ایشان پرسیدم وپس از مصاحبه با ایشان مشاهده کردم که جریانی مطابق با الگوی کلاسیک انقلاب رنگی در کشور دنبال می شود " بهزاد نبوی تقلب را مطرح کرد محمد علی ابطحی مسئول دفتر رئیس جمهور سابق که اکنون در بازداشت به سر می برد در مورد بحث تقلب اظهاراتی دارد که به قسمت هایی از آن اشاره می شود وی می گوید: "بحث تقلب در انتخابات در ایران از سال 76 اولّین بار (توسط فرد مورد الاشاره) مطرح شد که اصلاح طلبان از آن زمان به بعد از این صحبت خیلی استفاده کردند ودر این انتخابات اخیر هم این بحث را بهزاد نبوی مطرح کرد ودر ستاد خاتمی بعنوان مسئول کمیته صیانت از آرا مشغول به کار شد. " آقای ابطحی می گوید: "آقای کروبی در جلسه ای با حضور دیگر دوستان اصلاح طلب اعلام کرد ؛ ما نباید بر روی بحث تقلب در انتخابات پافشاری کنیم چون با این کار اطمینان مردم سلب خواهد شد و دیگر در انتخابات شرکت نخواهند کرد. درهمان جلسه آقای موسوی لاری اعلام کرد در انتخابات ریاست جمهوری تقلب قطعی است. " موسوی خوئینی ها گفته بود القای تقلب را برای جرزنی لازم داریم وی در ادامه می گوید: "بعد از اعلام کاندیداتوری مهندس موسوی در ستاد ایشان آقای محتشمی‌پور طرح تقلب را مطرح کرد، هم آقای موسوی وهم محتشمی پور زمینه بسیار تندی در این باره داشتند و کمیته صیانت از آراء را تشکیل دادند ، نکته مهم در این زمینه عقیده داشتن تمام اصلاح‌طلبان است بر اینکه بیش از 2 یا 3 میلیون تقلب نمی شود انجام داد. در جلسه بعد آقای موسوی خوئینی ها اعلام کرد ؛ مانباید فیتیله بحث تقلب در انتخابات را پایین بکشیم چون موقع جرزدن لازم می شود. " آقای ابطحی تصریح می کند: "من اعتقادم این است که محتشمی پور ضربه بزرگی به مهندس موسوی وارد کرد، او در جلسه 23 خرداد مجمع اعلام نمود ؛ من به مهندس موسوی گفته ام که نگران نباش ما آنقدر سند در مورد تقلب داریم که می توانیم مسیر انتخابات را تغییر دهیم. آقای مهندس موسوی به دلیل بی تجربگی ودور بودن از صحنه سیاسی زود تحت تأثیر قرار می گیرد. " ابطحی در ادامه گفته فوق افزود: "2 روز بعد از انتخابات از موسوی لاری در زمینه تقلب پرسیدم که در جوابم گفت ؛ محتشمی پور چرند می گوید زیرا تغییر در آراء موسوی بیشتر از 700 الی800 هزار نخواهد بود. " تاجزاده از طریق استان ها می دانست در انتخابات باخته اند مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وزیر کشور ورئیس ستاد انتخابات کشور در دولت آقای خاتمی یکی دیگر از بازداشت شدگان است که امکان تقلب را منتفی می داند ودر این باره می گوید: "تقلب در انتخابات وجهی نداشت اما به محض اینکه انتخابات تمام شد ومن از بچه های استانها سؤال کردم احساس کردم که انتخابات را باخته ایم ولی فاصله را 3 به1 نمی دانستیم " تاج زاده ادامه داد: "این راهم برای اولین بار بگویم که از ساعت 12 که آراء اعلام شد هیچ کس از من نشنید که تقلب شده است. لذا چیزهایی که می گویند به من بر نمی گردد و من دخیل نبوده ام ، البته حزبم بیانیه ای داده و بنده را هم مثل آنها مجازات کنید. " مصطفی تاج زاده اضافه می کند: "به نظر من این انتخابات به لحاظ کمّی جزء کم نظیرترین وبه لحاظ کیفی جزو بی نظیر ترین انتخاباتها بود.معتقدم این سرمایه 40 میلیونی سرجایش محفوظ است. " همچنین در اظهارات یکی از متهمین آمده است: "... در جلسه روز شنبه مورخ 23/3/88 با آقای تاج‌زاده و تعدادی از دوستان دیگر در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در محل ستاد آقای تاج زاده با حالتی بهت زده و خاص حضور داشتند. از ایشان دو سئوال مطرح کردم سئوال اول: اوضاع رأی آقای موسوی چطور است؟ ایشان گفتند: "رأی آقای موسوی خوب نیست و آقای احمدی نژاد قطعا در دور اول پیروز انتخابات خواهد بود. سئوال دوم:‌به نظر شما تقلب شده؟ که ایشان پاسخ دادند: من با همه استانها جز استان اردبیل تماس گرفته ام نتایج اعلام شده با نتایجی که ما داشتیم هیچ تفاوتی نمی کند و تقلبی صورت نگرفته است. " بهزاد نبوی: سندی برای تخلف نداریم ولی به موسوی خیانت نمی کنم بهزاد نبوی عضوشورای مرکزی سازمان مجاهدین، مشاور رئیس جمهور سابق و نایب رئیس مجلس ششم نیز که اکنون در بازداشت به سر می برد در مورد طرح تقلب اعتراف می کند: "ما هیچ سندی دال بر وجود تقلب نداشته ایم وباید به رأی شورای نگهبان التزام داشته باشیم " وقتی از آقای نبوی خواسته شد که لااقل برای جبران بخشی از تخلفات خود و به خاطر وضعیتی که با طرح واهی تقلب به وجود آورده اید و معترف هم هستید که سندی در تأیید آن ندارید و به خاطر این ادعاهای دروغ خسارت های جانی و مالی فراوانی بر مردم عزیزمان تحمیل نموده اید. همین مسأله را رسما اعلام کنید ایشان در پاسخ می گوید: "من به آقای موسوی خیانت نمی کنم. " از او سئوال شد آیا به خاطر عدم خیانت به موسوی، حاضر هستید که به مردم خود و تاریخ کشورت خیانت کنی؟ نامبرده هیچ پاسخی نمی دهد. رمضان زاده: تقلب در ایران امکان ندارد رمضان زاده سخنگوی دولت آقای خاتمی نیز در این باره می گوید: "من همیشه گفته ام ودوستان هم حزبی بنده هم می دانند که تقلب در ایران امکان ندارد. " صفایی فراهانی: ادعای تقلب مورد سئوال است محسن صفایی فراهانی عضو شورای مرکزی و رئیس هیأت اجرایی مشارکت، نماینده مجلس ششم و رئیس فدراسیون فوتبال از سال 1377 تا 1381 نیز در اقاریر خود چنین می گوید: "به هیچ وجه نمی توان پذیرفت که در این انتخابات تقلب شده است حتی اگر فرض را هم بر تقلب بدانیم یک میلیون، دو میلیون. " او همچنین در این زمینه افزود: "برای خود من نیز سئوال است فردی مانند مهندس موسوی که عملکردش در انقلاب اسلامی روشن است در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز عضو می باشد و افرادی همچون آقایان محتشمی پور و موسوی لاری که در دوره های گوناگون وزیر کشور بودند چنین ادعایی در مورد تقلب در انتخابات را دارند. " خبرنگار شبکه های غربی: ادعای موسوی درباره پیروزی در انتخابات بر اساس الگوی کلاسیک انقلاب رنگی بود خاطر نشان می گردد که بقیه متهمین نیز در اظهاراتی مشابه قائلند که به هیچ وجه در این انتخابات تقلب نشده و امکان تقلب هم وجود ندارد. مازیار بهاری، فیلمساز و خبرنگار شبکه های غربی در ادامه سخنان خود به نقش رسانه های غربی در طرح تقلب چنین اشاره می کند: "رسانه های غربی از چند ماه پیش از برگزاری انتخابات خط تقلب در انتخابات را در کانون توجهات خود قرار دادند و به گونه ای زمینه چینی کردند که اگر کاندیدای مورد نظر آنان در انتخابات پیروز نشد این حرکت را یک کودتا در آراء مردم تلقی کنند. چندی قبل با یکی از مشاوران کاندیدای مورد قبول غرب گفتگویی داشتیم که ایشان هم این نکته را مطرح کردندکه در کشور کودتا شده است. " بهاری در تکمیل مطالب فوق می افزاید: "در همین راستا آقای موسوی قبل از اینکه نتایج انتخابات مشخص بشود طبق یک الگوی کلاسیک انقلاب رنگی گفتند: "من پیروز انتخابات هستم و هر نتیجه ای غیر از این اعلام شود تقلب شده است. " با توجه به اقاریر متهمین و ادله مثبته طرح تقلب از سوی احزاب و فعالان سیاسی متهم در این پرونده از پیش طراحی شده و با هدف ایجاد آشوب و اغتشاش صورت گرفته است و این دقیقا یکی از مولفه هایی است که در کودتای مخملی مورد توجه ویژه بوده و علت اصلی بروز اغتشاشات و آشوبها به شمار می رود. و نکته مهم اینکه در بحث تقلب هماهنگی کاملی بین متهمین با بیگانگان صورت پذیرفته است. 2) تجمعات غیر قانونی گسترده و اردو کشی‌های خیابانی دومین شباهت کودتای مخملی ایران با کشورهای مذکور است، که با هدف تمرین وایجاد آمادگی برای تسخیر مراکز مهم دولتی صورت می پذیرد، اتفاقی که تقریباً در تمام کودتاهای مخملی به وقوع پیوسته است اما در ایران با ناکامی مواجه شد. برگزاری تجمع در مقابل وزارت کشور، صدا وسیما ، مجلس شورای اسلامی در همین رابطه ارزیابی می گردد. حمله به حوزه مقاومت بسیج با سلاحهای گرم وسرد وبمبهای آتش‌زا که پس از راهپیمائی غیر قانونی 25/3/88 در میدان آزادی اتفاق افتاد بنا بر اعترافات متهمین و تصاویر متعددی که از این حادثه و عوامل فعال آن بدست آمده کاملاً حکایت از سازمان یافتگی و از پیش طراحی شده این حمله دارد . حمل کوله پشتی‌های پر از سنگ وبمبهای آتش‌زا، حمل نارنجک ودیگر سلاحهای گرم در حمله مذکور دلیل محکمی است بر این ادعا، البته لازم است در اینجا به این نکته اشاره شود که حساب اعتراضات بخشی از مردم با مهاجمین هدایت شده کاملاً جداست. رستم فرد تهرانی مسئول سایت سحام نیوز در مورد اهداف برگزاری تجمعات می گوید: "مسأله ای که ما در جریان انتخابات اخیر دنبال می کردیم این بود که با برگزاری این تجمعات بگوییم که در انتخابات تقلب صورت گرفته است. " وی در ادامه به نحوه اطلاع رسانی برای تجمعات اشاره می کند ومی افزاید: "ما از سه طریق سایت، تلفن و ایمیل زمان و مکان تجمعات را به اطلاع اعضاء شبکه رأی خود می‌رساندیم. " کیان تاجبخش نیز با مقایسه ای بین اقدامات انجام شده در کودتاهای مخملی چند کشور و آنچه که در ایام انتخابات مشاهده شده مانند نمادسازی، زنجیره انسانی، طرح تقلب، اعلام پیروزی پیش از شمارش آراء و تجمع گسترده در مقابل مراکز مهم دولتی با هدف تسخیر آن اثبات می کند که در ایران هم بنا بوده یک کودتای مخملی اتفاق بیفتد. آقای ابطحی هم طی اظهارات خود مبنی بر از تجمعات از پیش طراحی شده می گوید: "در جشن پیروزی یا شکست که نتیجه آن شورش است مسأله ای بود که از قبل آماده شده بود. آوردن مردم به خیابان، تعیین مسیر، آوردن تجهیزات و گزارش لحظه به لحظه رخدادها توسط فیس بوک تماما مورادی بود که قبل از انتخابات آن را پیگیری می کردند و می خواستند این اعتراضات را به یک نهضت تبدیل کنند. وی در ادامه می افزاید: "صبح جمعه (22 خرداد) اطلاعیه ای در فیس بوک مهندس موسوی منتشر شد که حامیان موسوی امشب تا صبح بیدار می مانند، این با موضوع سمبلیکی که کروبی مطرح کرده بود متفاوت بود. بعد از مشخص شدن نتایج اولیه انتخابات، ستاد مهندس موسوی به سرعت نیروهایش را سازماندهی کرد. تاج زاده، در یک تماس تلفنی به من گفت: "ما قصد داریم این جمعیت را تا پایان انتخابات نگه داریم و آنها را به تمام نقاط شهر هدایت کنیم. " ابطحی ادامه می دهد: "معتقدم این جریان دارای سه ضلع است: 1- رأس 2- بدنه محرک 3-شبکه اجتماعی که در حقیقت جسم کار هستند. " در توضیح بیشتر بدنه محرک ابطحی اضافه کرد: " در بدنه محرک یکسری نقش فعالتری داشتند مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جبهه مشارکت، گروه های لشگرساخته خاتمی مانند گروه 88، یاری نیوز، پویش و ... حوزه های مجازی که لحظه به لحظه مردم را دعوت به حضور در خیابان می کرد و شبکه های خارجی که توسط خبرنگاران خود تمام اخبار را پوشش می دادند. نکته مهم این است که خبرنگاران خارجی به این آقایان خیلی نزدیک شده بودند حتی از لشگرهای ساخته شده نیز نزدیکتر بودند. " وی در مورد نقش بدنه محرک می گوید: "مهمترین نقش این عناصر نگه داشتن مردم در خیابانها بود تا اگر زمانی آقای موسوی اعلام کرد در فلان نقطه شهر هستم بتوانند همه را در آن نقطه جمع کنند. این سازماندهی توسط لشگرهای ساخته شده صورت می گرفت. " ابطحی در جای دیگر می افزاید: "به خیابان آوردن جمعیت قبل از انتخابات مقدمه ای بود برای به خیابان آوردن آنها در شب شنبه، افرادی مانند فاتح، تاج زاده، خاتمی و ستادش، مهدی هاشمی و آدمهایش برای اینکه جمعیت را در خیابانهای شهر نگه دارند خیلی فعال بودند و همه اینها در پیش بینی و طراحی برنامه برای شب شبنه نقش داشتند. " در پایان این بخش باید خاطرنشان کرد که نقش رسانه های بیگانه از جمله BBC فارسی، صدای آمریکا VOA، العربیه، رادیو فردا و رادیو زمانه در آموزش و تحریک با هدف گسترش ناارامی ها و برگزاری تجمعات غیرقانونی و اغتشاشات برجسته می باشد. همچنین همسویی احزاب و عناصر متهم در این پرونده با رسانه های مذکور بسیار حائز اهمیت است که از ریاست محترم دادگاه درخواست توجه ویژه به این موضوع دارد. 3) فرهنگ سازی، نهاد سازی وشبکه سازی بنا براعترافات متهمین وجزوات آموزشی ، فرایند کودتای مخملی در سه مرحله 1) فرهنگ سازی یا به عبارت بهتر جابجائی افکار به نفع ارزشهای غربی ،2) نهاد سازی در قالب تشکیل "NGO " و 3 )شبکه سازی از طریق وصل " NGO " به یکدیگر صورت می گیرد. کیان تاج بخش یکی از متهمین بازداشت شده که بعنوان مأمور بنیاد سوروس برای مدیریت بالینی میدانی کودتای مخملی از سال 1377 در ایران حضور دارد در این رابطه میگوید ؛ ایجاد وسیع "NGO " با هدف یارگیری برای استفاده در بحران صورت می پذیرد . محمد علی ابطحی یکی دیگر از متهمین نیز در تائید سخنان تاج بخش می گوید: "در دوره اصلاحات 2 وزارتخانه یعنی وزارت کشور و وزارت ارشاد وسازمان ملی جوانان موظف شده بودند در سطح وسیعی مجوز تأسیس " NGO " صادر نمایند. " بنابر این طی سالهای گذشته دهها هزار NGO تأسیس واز سوی بنیادهای پیش گفته غربی مورد حمایت همه جانبه مادی ومعنوی قرار گرفته اند تا جائیکه شرکت شل نیز که یک شرکت نفتی است در زمینه راه اندازی ، آموزش ، سازماندهی وحمایت مالی از NGO ها وارد عمل شد. مع الوصف NGO ها در کنار گروه غیر قانونی 88 که توسط احزاب فوق الذکر (مشارکت، سازمان مجاهدین وحزب کاگزاران) راه اندازی شده بود سازماندهی وهدایت تجمعات غیر قانونی قبل و بعد از انتخابات را به عهده داشتند. ریاست محترم دادگاه با توجه به آنچه که تاکنون گفته شد می توان نقش برخی از احزاب مانند مشارکت، سازمان مجاهدین و کارگزاران را در زمینه سازی و اجراء کودتای مخملی در ایران در محضر دادگاه در محورهای ذیل تبیین نمود. 1- بررسی عملکرد چند ساله احزاب فوق اعم از اعلام مواضع در مسائل مختلف ملی و فراملی از طریق بیانیه ها و سخنرانی اعضاء که عموما با سیاه نمایی و تشویش اذهان عمومی همراه بوده است. 2- اخذ تصمیمات محرمانه برای براندازی نظام در جلسات حزبی و محفلی 3- ارتباط مستمر و معنادار با بنیادها و موسسات که در زمینه کودتای مخملی فعالیت دارند. 4- جلب حمایت های مالی خارجی در راه اندازی NGO ها، گسترش و شبکه سازی آنها با هدف به کارگیری در کودتای مخملی به عنوان لشگر پیاده نظام 5- تلاش برای تحقق حاکمیت دوگانه و چند صدایی در کشور با هدف ایجاد شکاف بین نخبگان و جامعه 6- طراحی برای بهره برداری از بستر انتخابات در جهت تحقق کودتای مخملی و تغییر ساختار نظام در اینجا به برخی از اسناد به دست آمده در مورد فعالیت های پنهانی احزاب و فعالان سیاسی مذکور اشاره می گردد. 1- حزب مشارکت در سند تعاملات راهبردی سیاسی- تشکیلاتی خود که برای دوره پنج ساله در پاییز 1387 تهیه نموده پرده از منویات خود برای تغییر ماهوی نظام مقدس جمهوری اسلامی برمی‌دارد. هر چند که نویسندگان این سند سعی نموده اند نیت واقعی خود که حاکمیت سکولاریسم در کشور است را در لفافه اصطلاحاتی مانند مردمسالاری و دموکراسی بپوشانند اما در بخش هایی نتوانسته اند واقعیت خویش را بپوشانند از جمله در صفحه 8 بند 4 این سند آمده است: "بخش مردمسالار حاکمیت بتواند از بحرانهایی که کل سیستم سیاسی را تهدید می کند به نفع تثبیت مردمسالاری و چانه زنی بیشتر استفاده نماید. " آیا این جمله نامی جز خیانت دارد؟ البته سراسر محتوای سند فوق حاکی ازآن است که حزب مشارکت، نظام جمهوری اسلامی را نظامی اسبتدادی و غیرمردمسالار می داند و با این فرضیه قصد تغییر ماهوی آن را دارد و برای تحقق خواست خود برنامه ریزی نموده است و استفاده از عبارات آزادسازی اقتصادی و آزادسازی سیاسی دقیقا با همین نگاه صورت گرفته است. با این توضیح توجه دادگاه محترم را به بخشی از این سند جلب می کنم، در صفحه 6 آمده است: "در مرحله نخست حضور در نهادهای ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و روستا و در مرحله بعد مجلس خبرگان نهادهای مناسب تری برای حضور طرفداران مردمسالاری می باشند. " البته تهیه کنندگان این سند که به امضاء دبیرکل و مهر حزب نیز مُنقّش است بلافاصله در سطر بعد پا را فراتر نهاده و این تغییر را به کل نظام قابل تسری می داند و این یعنی تغییر ماهوی نظام به نظامی سکولاریسم. مستند به اینکه 1- آقای خاتمی در دوره ریاست جمهوری خود در یکی از جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح می کند "گریزی از سکولاریسم نیست " و این تفکر متأثر از تصمیم سازی شبه علمی دفتر مطالعات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری به ریاست آقای تاجیک عضو شورای مرکزی حزب مشارکت است طی مقالاتی سفارشی در نشریه راهبرد این استنتاج غیرعلمی را القاء و به رویت آقای خاتمی می رساند که "در آینده نزدیک احدی را یارای مقاومت در برابر سکولاریسم نیست و باید خود به نحو شایسته به این سرنوشت محتوم بشر تن دهیم و دعوت از هابرماس به ایران در سال 81 نیز با همین هدف صورت می پذیرد و در جلسه‌ای محرمانه در منزل آقای کدیور که با حضور افرادی مانند حجاریان و محمد مجتهد شبستری تشکیل گردید به دقت روند سکولاریزاسیون در ایران مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد و راهکارهای جدید ارائه می گردد. آقای یورگِن هابرماس در حالی به کشور خود باز می گردد که در رایزنی های خود از اراده اصلاح‌طلبان برای استقرار حکومت سکولار در ایران مطمئن گردیده بود. همچنین سفر آقای جان کین به ایران در سال 78 و ملاقات با برخی از چهره های اصلاح طلب نیز در همین رابطه ارزیابی می گردد. آقای جان کین یکی از نظریه پردازان کودتای مخملی و عضو سرویس اطلاعات خارجی انگلیس ام آی 6 می باشد. 2- در یکی از جلسات مشترک بین نمایندگان چند حزب اصلاح طلب که در پرونده سند آن موجود می باشد در مورد بررسی راه های جلب حمایت اتحادیه اروپا به نفع خود در رقابت های سیاسی داخلی به صراحت بحث می گردد و حمایت اتحادیه اروپا از متحصنین مجلس ششم نشان می دهد که در جلسه فوق گزینه مذکور به تصویب رسیده است. 3- پیشنهاد بهزاد نبوی مبنی بر تشکیل جبهه ضد استبداد با حضور همه طیفهای اپوزیسیون 4- القای غیردموکراتیک بودن نظام که به صورت ترجیع بند اظهارات و بیانیه های احزاب مذکور و اعضاء آن نمایان می باشد. 5- بنا بر اطلاعات منابع موثق در یکی از جلسات سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه اصفهان در بین کلیه اعضاء نظرسنجی می گردد که در صورت حمله آمریکا به ایران آیا رهبر جمهوری اسلامی را تسلیم مهاجمین کنیم یا نه و این در حالی است که هیچ یک از شاخه ها اقداماتی در این سطح را جز با هماهنگی مرکزیت انجام نمی دهند. 6- در حزب مشارکت نیز اقدام مشابهی در شاخه اراک صورت می پذیرد و یکی از مسئولین شاخه طی سخنانی اظهار می دارد در صورت حمله آمریکا به ایران با دستان خودمان مسئولین جمهوری اسلامی را اعدام خواهیم نمود. 7- اظهارات و مواضع ضد دینی اعضاء سازمان طی سالهای گذشته که اسناد آن موجود می باشد به حدی رسید که مرحوم آیت الله مشکینی رحمه الله علیه این سازمان را نامشروع و باعث انحراف جوانان خواند. 8- صدور بیانیه های ساختار شکن و محوریت در جمع آوری امضاء برای نامه های سرگشاده به مسئولین نظام به ویژه به رهبر معظم انقلاب اسلامی که در یکی ازاین نامه ها از معظم له می خواهند مانند امام جام زهر رابرای مصلحت نظام بنوشند. 9- و اما در حوادث اخیر نقش محوری اعضاء حزب مشارکت، سازمان مجاهدین و حزب کارگزاران در سطح طراحی، سازماندهی و هدایت اغتشاشات و تجمعات غیرقانونی. این نتیجه را به دست می دهد که احزاب مذکور همواره چه زمانی که در قدرت باشند مانند دوره‌ اصلاحات که دو قوه را در اختیار داشتند و چه زمانی که در قدرت نباشند، بر روند فتنه جویی تا تغییر ماهوی نظام به نظامی سکولار ادامه خواهند داد. ریاست محترم دادگاه آنچه گذشت خلاصه ای از اقدامات طراحان و هدایت کنندگان داخلی پروژه شکست خورده کودتای مخملی بود. در بخش دوم به نقش و اتهامات عوامل میدانی این پروژه اشاره می شود: محاربه و افساد فی الارض از طریق تلاش و فعالیت موثر در راستای پیشبرد اهداف گروهک تروریستی منافقین تعدادی از متهمان بازداشت شده که دارای سابقه محکومیت کیفری وعضویت در سازمان منافقین هستند در این فتنه دستگیر و یکی از آنان در اعترافات خود می گوید: "در سال 1379 جذب سازمان منافقین شدم و در اولین اقدام جدی در سال 1383 وارد فاز نظامی شدم. در این سال برای بمب گذاری در یک مکان حساس در شهر تهران مشارکت پیدا کردم و سپس فعالیت های خود را در توزیع اعلامیه و جمع آوری و ارائه اخبار واطلاعات به سازمان منافقین گسترش دادم تا اینکه در صحنه تجمعات و اغتشاشات پس از انتخابات به صورت فعالانه ای شرکت کردم. مأموران انتظامی زمانی اقدام به دستگیری ام کردند که در حال پرتاب کوکتل مولوتف به یکی از مراکز دولتی در تهران بودم. " مأموریت عضو گروهک نفاق برای حضور فعال در اغتشاشات رضا خادمی با نام مستعار حبیب فرزند عباس متهم است که به واسطه برقراری ارتباط با گروهک تروریستی منافقین علیه امنیت جمهوری اسلامی ایران اقدام نموده است. متهم مزبور به صورت غیرقانونی از کشور خارج و با حضور در قرارگاه اشرف در عراق و گذراندن دوره های مختلف آموزشی نظامی و جمع آوری اخبار و اطلاعات به کشور بازگشته است. از دیگر اتهامات وی جذب نیرو برای گروهک منافقین و اعزام آنها به عراق است. متهم همچنین در دوران انتخابات اقدامات تبلیغی متعددی به نفع منافقین از جمله هوا کردن بالن با عکس سرکردگان گروهک منافقین و نصب تراکت و بیانیه درتهران نموده است. وی با ناصر عبدالحسینی، محمد نوری و حسین شیرمحمدی از دیگر اعضای منافقین در ارتباط بوده است و اقدام به جمع آوری پنهان اخبار و گزارش های مربوط به اغتشاشات پس از انتخابات و حضور فعال در تجمعات غیرقانونی نموده است. دستگیری عضو گروهک نفاق هنگام پرتاب کوکتل مولوتف به سمت نیروهای انتظامی خانم عذرا سادات قاضی میرسعید فرزند حسن دارای سابقه محکومیت کیفری و عضویت در سازمان منافقین است. اتهام وی محاربه و افساد فی الارض از طریق تلاش و فعالیت موثر در راستای پیشبرد اهداف گروهک تروریستی منافقین و همکاری با این سازمان است. دستگیری متهمه در صحنه ارتکاب جرم و پس از شناسایی وی به عنوان یکی از عوامل اصلی اغتشاش توسط مأمورین امنیتی حین پرتاب کوکتل مولوتف صورت گرفته است. متهمه در سال 83 در بمب گذاری تهران مشارکت داشته و در انتخابات اخیر اقدام به توزیع اعلامیه به نفع گروهک تروریستی منافقین و جمع آوری و ارائه اخبار و اطلاعات به این گروهک کرده است. سوابق سیاسی و حزبی متهمه از جمله اقرار وی به عضویت در سازمان منافقین در سال 1379 و فعالیت های وسیع متهمه در جهت اهداف سازمان مورد اشاره محرز است. حضور عضو گروهک نفاق در ستاد آقای کروبی و جمع آوری اطلاعات برای منافقین ناصح فریدی فرزند محمد، از طریق تلفن و اینترنت با گروهک منافقین وصل می شود و سپس با شرکت فعال در تجمعات دانشجویی و صنفی، اقدام به تهیه و ارسال عکس و فیلم و اخبار به گروهک نفاق می کند. متهم مزبور همچنین مأموریت داشته است اخبار و اطلاعات زندانیان گروهک نفاق را پیگیری و این اطلاعات را به خانواده های آنان و گروهک منافقین ارسال نماید. وی با حضور در اغتشاشات و تشویق دانشجویان به حضور در تجمعات غیرقانونی، اطلاعات این تجمعات و آشوب ها را برای منافقین ارسال می کرده است. متهم ضمن ارتباط گیری با خانواده زندانیان و مصاحبه با آنان، نوارهای مصاحبه را برای سیمای آزادی، صدای آمریکا، رادیو فردا و ... ارسال کرده است. وی همچنین خانواده شبنم مدد زاده از اعضای گروهک را به سرپل منافقین وصل نموده است. متهم مزبور در ستاد انتخاباتی آقای کروبی حضور داشته است. دستگیری اعضای گروهک نفاق در جلسه ساماندهی آشوب ها - آقای امیرحسین فتوحی فرزند حسن، از عناصر فعال گروهک منافقین است که در اغتشاشات اخیر نقش موثری داشته و در جلسه تشکیلاتی گروهک دستگیر شده است. - آقای مهدی شیرازی فرزند احمد از دیگر اعضای گروهک تروریستی منافقین است که در جلسه سازماندهی اعضای گروهک منافقین جهت دامن زدن به آشوب ها و اغتشاشات دستگیر شده است. همکاری و ارتباط با اعضای گروهک منافقین در اغتشاشات اخیر آقای حسام سلامت فرزند محمد، متهم به همکاری و ارتباط داشتن با ضیاء نبوی چاشمی از عناصر مرتبط با گروهک منافقین در داخل کشور است. وی همچنین ارتباط نزدیکی با شورای محرومین از تحصیل دارد که این شورا تحت نفوذ و هدایت منافقین می باشد. متهم مزبور از فعالین و محرکین شرکت در تجمعات غیرقانونی پس از انتخابات ریاست جمهوری بوده است و اخبار و گزارشهای مربوط به اغتشاشات را از طریق مجید دری که از سرپل های منافقین در داخل است، برای رسانه های بیگانه و منافقین ارسال کرده است. یکی از اعضای شبکه تروریستی مذکور به نام محمدرضا علی زمانی فرزند اسماعیل می باشد که دارای سابقه محکومیت کیفری در جرایم کلاهبرداری، جعل مهرهای سپاه، دادگستری و قوه قضائیه است. فرد متهم به همراه حامد روحی نژاد و احمد کریمی در اسفند 1385 به عراق سفر می کنند و از این تاریخ ارتباط سازمان یافته ای را با نیروهای آمریکایی و اسرائیلی برقرار می نمایند. متهمان جلسات متعددی را در دهوک اربیل، منطقه ربیعه در مرز سوریه و سلیمانیه با مقامات آمریکایی برقرار می نمایند و با دریافت پول از آنان، جهت ادامه مأموریت خود به تهران باز می گردند. ترور یکی از مسئولان شهر پاوه، جمع آوری اطلاعات مربوط به نیروهای بسیجی در تهران، دامن زدن به تجمعات، کارگری، تهیه بمب های قوی آتش زا، مشخص کردن اماکن سیاسی و مذهبی برای ایجاد انفجار، جمع آوری اطلاعات درباره ساختار و سازمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نحوه قاچاق سلاح به کردستان عراق، جمع آوری اطلاعات از پادگان امام حسین(ع)، انجام عملیات تروریستی در جریان برگزاری نماز عید فطر در مصلای تهران و همکاری اطلاعاتی جهت انفجار در برخی مراکز مذهبی در فروردین 1387 از مهمترین مأموریت های محوله به متهم و تیم همراه وی بوده است. طراحی بمب گذاری در حوزه های رأی گیری و اقدام علیه امنیت ملی و دامن زدن به آشوب و اغتشاش از دیگر مأموریت های متهم بود که قبل از هرگونه اقدامی توسط نیروهای امنیتی

ابطحی در دادگاه :در انتخابات تقلب نشده است
ابطحي عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون: تقلب
اسم رمز آشوب بود

خبرگزاري فارس: عضو مجمع روحانيون مبارز گفت: تقلب اسم رمز آشوب شده بود كه در آن لشكرسازي و تمرين پهن شدن مردم در
خيابان‌ها هم در آن موجود بود.

محمد علي ابطحي عضو مجمع روحانيون مبارز كه اخيرا بازداشت شده بود در اولين جلسه رسيدگي به جرائم متهمان سياسي حوادث بعد از انتخابات كه صبح امروز شنبه برگزار شد، طي سخناني با اشاره به كيفر خواستي كه از سوي معاون دادستان تهران در ابتداي جلسه بيان شد، گفت: همه صحبت‌هايي كه معاون دادستان مطرح كرد، بنده قبول داشتم اما مسائلي را بايد مطرح كنم.
وي افزود: چند نفر از دوستان مسائلي را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح كردند، انتخابات واقعا فوق‌العاده بود 40 ميليون نفر مسئله‌اي نبود كه بتوان از كنار آن به راحتي گذشت.
عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده شخصا از معدود كساني بودم كه در موضوع انتخابات با حضور موسوي موافق نبودم. سال 84 كه وي براي حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت كردم چرا كه اين مقطعي كه وي در سيستم حكومتي حضور نداشت، مي‌توانست توهماتي براي موسوي ايجاد كند كه اين توهمات به كشور آسيب مي‌زد.
ابطحي ادامه داد: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتي بود و شايد انتخاباتي بود كه دو تا سه سال براي آن كار شده بود و تصور مي‌كنم كه اصلاح‌طلبان پس از شكست در سه انتخابات براي به نوعي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت كردند.
وي خاطرنشان كرد: بنده اعتراف مي‌كنم كه بخش عمده‌اي از سفرهاي خاتمي به عنوان سفرهاي تبليغي بود كه اين سفرها بتواند توجهات را معطوف به وي كرده و خاتمي را تنها شانس پيروزي در انتخابات ايران مطرح كنند.
عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: اصلي‌ترين اتفاقي كه در اين انتخابات افتاد و البته در طول برگزاري، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جايي مطرح كردم كه تقلب يك اسم رمز آشوب شده است كه در آن لشكرسازي براي تقلب وجود داشت و تمرين پهن شدن مردم هم در خيابان‌ها هم در آن موجود بود.
وي افزود:‌ تمرين نگه داشتن گسترده مردم در خيابان‌ها در چارچوب تقلب بود كه مي‌توانست معنا پيدا كند.
ابطحي اظهار داشت: آنچه كه معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگي يا مخملي عنوان كردند بنده فكر مي‌كنم ظرفيت آن در كشور وجود داشت البته نمي‌دانم كه نيت آن واقعا وجود داشته يا نه ولي اگر اين ظرفيت در كشور ضعيف‌تري موجود بود، موفق مي‌شد و در خصوص رسانه هم بايد گفت كه رنگ سبز بيشتر تبديل به يك رسانه شده بود.
وي گفت: اينكه هنوز نتايج انتخابات مشخص نشده و موسوي خود را به عنوان رئيس‌جمهور ايران معرفي ميكند و البته خاتمي هم در اين بين به وي تبريك مي‌گويد نشاندهنده نوعي تفاوت ديدگاه در بحث تقلب است.
عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه افزود: تقلب واقعا در ايران وجود نداشت چرا كه در انتخابات سال 84 وقتي فاصله كروبي و احمدي‌نژاد كمتر از نيم ميليون بود، وزارت كشور خاتمي نپذيرفت كه كلمه تقلب مطرح شود لذا كروبي تخلف در انتخابات را مطرح مي‌كرد و بنده تعجب مي‌كنم كه در اين انتخابات با وجود اختلاف 11 ميليوني چگونه بحث تقلب پذيرفته مي شود.
اين در حالي است كه همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمي‌خواندند،‌امروز 11 ميليون فاصله را تقلب مي‌خوانند.
ابطحي اضافه كرد: همه ما در مصاحبه‌هاي مختلفي گفته بوديم كه در بدترين شرايط بين يك تا دو ميليون بيشتر امكان تقلب وجود ندارد.فلذا مي‌گفتيم كه اگر بتوانيم از اين ميزان عبور كنيم كانديداي ما در انتخابات پيروز مي‌شود؛ واقعا ما اصلاح‌طلبان در بسياري از موارد صداهايي را كه بايد مي‌شنيديم، نمي‌شنيديم يا صداي همه را نمي‌شنيديم و در واقع صداهاي جامعه متوسط به بالا را
مي‌شنيديم و در واقع اين توهم،‌توهم بزرگي بود كه موسوي پيدا كرده و احساس مي‌كرد كه تقلب 11 ميليوني امكان پذير است
.