پشت پرده فايل مرموز ويكي ليكس؛


اختصاصي فارس

پشت پرده فايل مرموز ويكي ليكس؛

فايل مرموز ويكي‌ليكس تله آمريكا براي كشف مراكز سري رقباي واشنگتن است

خبرگزاري فارس: يك كارشناس امنيت اطلاعات الكترونيك هشدار داد كه با دانلود فايل مرموز ويكي ليكس، آمريكا سوپر كامپيوتر‌ها، مراكز سري و نقاط استراتژيك اطلاعاتي كشورهاي متخاصم خود به‏ويژه چين، روسيه و ايران را كشف مي‌كند.

حسين محمدي " كارشناس امنيت اطلاعات الكترونيك در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس، ماجراهاي پشت پرده فايل مرموز ويكي ليكس و خطرات احتمالي و اقدامات لازم در مورد اطلاعات اين فايل را تشريح كرد.
اين كارشناس با احتمال اينكه ممكن است فايل اطلاعاتي مرموز ويكي ليكس دامي براي كسب اطلاعات و شناسايي افراد و سازمان‌ها باشد، گفت: فايل اطلاعاتي ويكي ليكس، دامي براي كسب اطلاعات است و فايل آن نيز داراي پس‏ورد هم هست، طبيعي است همه افرادي كه با آمريكا دشمني دارند اين فايل را دانلود و هك كنند چون مدير ويكي ليكس گفته اگر آمريكايي‌ها مشكلي براي من ايجاد كنند، پس‎ورد اين فايل را منتشر خواهم كرد.
به گفته اين كارشناس امنيت اطلاعات الكترونيك فايل رمزدار را نمي‌توان با كامپيوتر‌ها و سيستم‌هاي عادي باز كرد و به آن اطلاعات دست يافت، بنابراين ممكن است سازمان‌هايي كه اين امكان را دارند فايل مذكور را در سوپركامپيوتر‌هاي سازمان‌هاي خود برده و بر روي آن كار كنند تا بتوانند از قدرت پردازشي آنها استفاده كنند و رمز آن را بشكنند.
وي با طرح اين سؤال كه اين فايل چه سودي براي طراحان آن و يا دشمنان ما مي‌تواند داشته باشد، هشدار داد: باز كردن اين فايل توسط افراد مي‌تواند نشاني باشد براي اينكه چه كساني به اين مسئله علاقه مندند و چه افرادي فايل مذكور را دان‎لود مي‌كنند و از كدام سازمان‌ها اين فايل بيشتر دان‎لود مي‌شود.
محمدي در ادامه تأكيد كرد: اگر فايل ويكي ليكس حاوي ويروس باشد كه حدس من اين است كه دارد، در آن زمان اين ويروس مي‌تواند مشخصات همه اين كامپيوترها و اطلاعات لازم را ذخيره كند و براي كساني كه لازم است، ارسال كند.
اين كارشناس امنيت اطلاعات الكترونيك با طرح اين سؤال كه اگر ما جاي آمريكايي‌ها بوديم براي اينكه نيروهاي اطلاعاتي ايران را شناسايي كنيم، چه كار مي‌كرديم، يادآور شد: فرض كنيد ما يك مؤسسه پژوهشي و يا اطلاعاتي تحت عنوان يك شركت تبليغاتي داريم، خيلي منطقي نيست اين فايل 5 بار در آنجا دان‎لود شود و اضافه بر آن در همان جا مورد پردازش قرار بگيرد، اين مسئله به وضوح نشان مي دهد كه شركت تبليغاتي مورد نظر ممكن است يك مركز استراتژيك باشد.
محمدي در پايان به منظور اقدامات احتياطي لازم درباره پيشگيري از مسائل مطرح شده نكاتي را به شرح ذيل مطرح كرد كه لازم است مخاطبان آن را رعايت كنند:
+ به عنوان يك شرط احتياطي اين فايل را روي هيچ كامپيوتري كه اطلاعات مهمي روي آن ذخيره شده قرار ندهند.
+ اين فايل را روي سيستم‌هاي محل كار، اداره و سازمان‌هاي اطلاعاتي به هيچ وجه ذخيره نكنند و بر روي سوپر كامپيوتري كه به شبكه وصل است و يا قرار است وصل شود، مورد پردازش قرار ندهند.
+ حال اگر فردي روي سيستم اداري و يا سوپر كامپيوتري كه به شبكه وصل است اين فايل را پردازش كرد، دقت كند كه اگر بعداً هم به شبكه وصل شد، اين كامپيوتر اطلاعاتي را به بيرون ارسال نكند.
از آنجا كه جنگ‌هاي آينده جنگ‌هاي الكترونيكي و سايبري است، اين كشور از هم اكنون سعي دارد مراكز ثقل اطلاعاتي و امنيتي را در فضاي سايبر كشف و در جنگ احتمالي به آنجا حمله كرده و اين مراكز را از كار بيندازد.


چمران با اظهار بي‌اطلاعي ازعلت توقف طرح تغيير ساعت توسط وزارت كشور:

شورا طرح كارشناسي خود را2سال قبل ارايه كرد نمي‌توانيم

بيش از اين بر اين موضوع اصرار كنيم


خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: اجتماعي - شهري
رييس شوراي شهر تهران با اشاره به بي‌اطلاعي شورا نسبت به دلايل توقف احتمالي طرح تغيير ساعت توسط وزارت كشور گفت: شورا قصد ندارد طرح را دوباره به شوراي عالي ترافيك كشور ارائه كند.

مهندس مهدي چمران در گفت‌وگو با خبرنگار «شهري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: نمي‌توان در مورد دلايل اين اقدام وزارت كشور صحبت كرد چرا كه توضيحي درمورد تاخير در اجراي اين طرح و حالا توقف احتمالي آن به ما ارائه و يا در رسانه‌ها مطرح نشده است و من هم تنها از طريق رسانه‌ها از اظهارات وزير كشور مطلع شدم.
رييس شوراي شهر تهران يادآور شد: شهرداري و شوراي شهر تهران در دو سال گذشته بررسي‌ها كارشناسي خود را در مورد طرح تغيير ساعت و اهميت اجراي آن براي ترافيك تهران ارائه كرده است و با توجه به اينكه تصميم‌گيري در مورد اجراي اين طرح به نظر قوه مجريه بستگي دارد نمي‌توانيم بيش از اين بر اين موضوع اصرار كنيم.
چمران تاكيد كرد كه شوراي شهر تهران قصد پيگيري مجدد اين طرح را ندارد.
به گزارش ايسنا، مصطفي محمد نجار ـ وزير كشور ـ روز دوشنبه هفته جاري با بيان اينكه در مورد «تغيير ساعت كاري در شهر تهران» هنوز به نتيجه نهايي نرسيده‌ايم، اعلام كرد: برخي دستگاه‌ها خواهان ادامه روند ساعت كاري همچون گذشته و به روال قبلي هستند.
وي به مخالفت وزارت آموزش و پرورش با اين طرح اشاره كرد و گفت: در جلسه قبلي كه برگزار شد، آموزش و پرورش مشكلاتي را عنوان كرد و قرار شد روال قبل همچون گذشته ادامه يابد.
وي عنوان كرد: اخيرا شوراي عالي ترافيك جلسه‌اي برگزار كرد و برخي دستگاه‌ها نيز مشكلاتي را نيز بيان كردند، لذا بايد نظرات كليه دستگاه‌ها را در نظر داشته باشيم، ولي نياز است جلساتي ديگر در شوراي عالي ترافيك مبني بر تغيير ساعات اداري در شهر تهران داشته باشيم.

خبر فوری

انفجار در مجتمع پتروشیمی پردیس حادثه آفرید

بدنبال آتش سوزی و انفجار در مجتمع پتروشیمی پردیس تاکنون
این حادثه منجر به خسارتهای جانی و مالی شده است.
به گزارش خبرنگار مهر در ساعت 14 بعدازظهر امروز 13 مرداد بدنبال ترکیدگی در خط لوله گاز ورود به مجتمع پتروشیمی پردیس آتش سوزی و انفجار مهیبی در این واحد پتروشیمی ایجاد شده است.
پیگیری های خبرنگار مهر حاکی از آن است که تاکنون این انفجار منجر به کشته شدن تعدادی از کارکنان مستقر و همچنین خسارتهایی در این واحد مستقر در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس (عسلویه) شده است.
گفتنی است؛ فاز دوم مجمع پتروشیمی پردیس برای تولید اوره و آمونیاک هفته گذشته با حضور رئیس جمهور و وزیر نفت رسما به بهره برداری رسیده بود.
اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می شود.
تاریخ انتشار، تهران: ۱۶:۵۵ , ۱۳۸۹/۰۵/۱۳


آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به مناسبت سالروز فرمان مشروطه ؛


امروز عده‌اي در تلاشند برنامه روحانيت‌ستيزي خويش را كامل كنند

بايد همگان هوشيار باشيم نگذاريم خواسته يا ناخواسته در راستاي اهداف كساني قدم برداريم كه اولاً مكتب اهل بيت را مانع اصلي خوي استكباري خويش مي‌دانند و ثانيا نمي‌توانند از موقعيت ايران در جهت مطامع خويش صرف‌نظر كنند.


ايلنا- : رئيس‌مجمع تشخيص مصلحت نظام ضمن هشدار نسبت به تلاش عده‌اي براي جدا‌كردن مردم از روحانيت و اختلاف بين روحانيون تاكيد كرد : در اين سالها عده‌اي دست به كار شده‌اند تا با سوءاستفاده از اختلافات سليقه‌اي داخلي و ادبيات به ظاهر ارزشي برنامه روحانيت‌ستيزي خويش را كامل كنند.
به گزارش ايلنا ، آيت‌الله اكبر هاشمي رفسنجاني به مناسبت 14 مرداد سالروز صدور فرمان مشروطيت در نوشتاري به بيان ديدگاه خود پرداخت. متن اين ديگاه در ادامه مي‌آيد : «مشروطه» اگرچه در لفظ فقط يك كلمه است، اما در پس و پيش خويش جرياني دارد كه يك سوي آن نقطه پايان يك قطعه طولاني مأيوس‌كننده و در سوي ديگر آن نقطه آغاز يك قطعه اميدواركننده است. مشروطه با همه فراز و فرودها و همه دستاوردهاي مثبت و منفي، در يك كلام پايان تصميم سازي يك فرد در مورد سرنوشت جامعه و آغاز تصميم گيري نمايندگان مردم در جايي به عنوان مجلس شواري ملي در مورد سرنوشت همان جامعه است.
مشروطه اگرچه در پايان خويش ديكتاتوري از نوع رضاخاني را بر مصادر امور نشاند، اما با آغاز خويش، بذر مردم‌سالاري را در ذهن و زبان اقشار مختلف ايران افشاند. مشروطه اگرچه در دوره كودكي خويش شيخ فضل‌الله نوري را بالاي دار ديد، اما در طرف ديگري ستارخان و باقرخان را با شيخ محمد خياباني و آيت‌الله مدرس پيوند داد، پيوندي كه ماحصل آن در سالهاي بعد، درخت تناور انقلاب اسلامي را با شاخه‌هاي ملي و مذهبي در باغ تاريخ ايران كاشت تا سايه بان مردمي باشد كه در گراماگرم منافع مشترك استبداد و استعمار بي پناه شده بودند.
مشروطه اگرچه مجلس را به توپ بست، اما با تأسيس مجلس، توصيه مغفول مانده «وامرهم شورا بينهم» قرآن را پس از هزار و سيصد سال به ميدان آورد. مشروطه اگرچه در انحراف خويش سعي در جاودانگي حكومت مورثي سلطنتي حتي براي كودكي چون احمدشاه قاجار داشت، اما وقتي «مشروعه» را پسوند خويش ديد، اين اميد را- هرچند براي مدتي كوتاه- در دل جامعه استبداد زده زنده كرد كه علماي طراز بر متمم قانون اساسي نظارت دارند و نمي‌گذارند قانوني برخلاف مصرحات اسلام براي اجرا در سرزمين اسلامي به تصويب برسد. مشروطه خط سير يك نور در دل آسمان شب زده ايران بود، اگرچه خيلي زود معلوم شد كه نورانيت آن از شهاب سنگي بود كه پس از افول، تاريكي مضاعف دارد. چرا كه كشور را در مخالفت با دخالت بيگانگان و فرمانبري شاه از دستورات ديكته شده و هرج و مرج منافع خودداري مردم، از چاله درآورد و به چاه انداخت.
مشروطه تمرين مردم‌سالاري در ايران از روي كتاب هاي غربي‌ها بود كه چون سرمشق‌هايش بدون توجه به تفاوت فرهنگ‌ها بود، روحانيت دين‌مدار را به انزوا كشاند و هزار فاميلي و فرنگ‌رفتگان دنيامدار را به قدرت رساند. دست‌هاي پيدا و پنهان استعمار، شرّ اشرار قاجار را از سر اين سرزمين كند و شرور پهلوي را كه يك قزلباش بي سواد بود، بر اريكه قدرت نشاند و يك تفكر فقهي شيعي را معكوس جلوه داد كه دفع فاسد به افسد باشد!! صدور فرمان مشروطه در 14 مرداد اگرچه پس از شكست، باعث نااميدي مردم در حركت‌هاي اجتماعي بود تبديل به انقلابي شد كه در 22 بهمن 1357 رقم خورد.
اگرچه دستاورد اوليه مشروطه براي مردم ايران يوغ مشترك استبداد و استعمار بود، اما دندانه‌هاي نا‌به هنجار همان يوغ، سرزمين باير انديشه‌هاي ايران و ايراني را به شخم واداشت تا زمينه براي كاشت نهال واقعي دمكراسي، مخصوصاً از نوع اسلامي آن، يعني مردم سالاري ديني فراهم شود كه نمونه بارز آن را در رأي 98 درصدي مردم به جمهوري اسلامي ديده‌ايم. حوادث تلخ و شيرين مشروطه آموزه‌هاي فراواني براي احتمال تكرار دارد كه رگه‌‌هاي آن را امروزه در برنامه پيچيده روحانيت‌ستيزي و كانون‌گريزي و مردم‌فريبي مي‌بينيم.
برنامه‌اي كه حتي متصلبين اصول‌گرا و اصلاح‌طلب را به اعتراف و هشدار واداشته كه مبادا مشروطه تكرار شود. مگر غير از اين است كه دشمنان ايران از نردبان محبوبيت روحانيت و دانشگاهيان در نزد مردم بالا رفته‌اند و در مشروطه مصادر قدرت را فتح كرده‌اند و آنگاه پرچم حاكميت را به دست شاگردان غرب‌زده مكتب خويش داده‌اند؟ و مگر نه اين است كه امروزه نيز در انقلاب اسلامي كه با پيشتازي روحانيت و رهبري بي‌نظير يك مرجع عام به پيروزي رسيده‌ايم، بي‌مهابا و بدون انصاف ناكارآمدي روحانيت را فرياد مي‌زنند؟
بايد همگان هوشيار باشيم و نگذاريم خواسته يا ناخواسته در راستاي اهداف كساني قدم برداريم كه اولاً مكتب اهل بيت(ع) را مانع اصلي خوي استكباري خويش مي‌دانند و ثانياً نمي‌توانند از منابع خدادادي و موقعيت جغرافيايي ايران در جهت مطامع خويش صرف‌نظر كنند. آنان كه همه توطئه‌ها، حتي جنگ 8 ساله و اخيراً تحريك افكار عمومي جهان را عليه ايران به كار برده‌اند، با سياست مكارانه «فرّق تسد» به جنگ انقلاب آمده‌اند و با فريب گروهي كه شايد در ابتدا حسن‌نيت هم داشته‌اند، تلاش مي‌كنند مردم را از روحانيت جدا كنند و خيرخواهان و حتي در ميان روحانيون نيز چنان اختلافي بيندازند كه متأسفانه اين روزها شاهد آنيم. مگر فراموش كرده‌ايم كه براي به دست آوردن اوضاع از دست رفته در زمان ملي كردن صنعت نفت، چگونه بين آيت‌الله كاشاني و دكتر مصدق اختلاف انداخته بودند؟
طراحان آن نقشه‌هاي شوم كه شواهد بسياري از خون دل‌خوردن‌هاي آيت‌الله بهبهاني، آيت‌الله مدرس، آيت‌الله طباطبايي، شيخ محمد خياباني و ديگر علما و روحانيون بزرگ را در تاريخ مشروطه داريم، در اين سالها دست به كار شده‌اند تا با سوءاستفاده از اختلافات سليقه‌اي داخلي و ادبيات به ظاهر ارزشي بعضي‌ها، برنامه روحانيت‌ستيزي خويش را كامل كنند.
چرا كه آنان بهتر از همه مي‌دانند، در طول تاريخ هر جا كه يك ظالم داخلي يا خارجي تسمه از گرده جامعه كشيد، روحانيت ملجأ و مأمن مردم بوده است. والسلام
1389/5/13 - 10:22 کد خبر : 139491

تازه‌ترين اطلاعات درباره انفجار در مسير تردد احمدي‌نژاد


خبرگزاري فارس: انفجار يك ترقه دست‌ساز در مسير استقبال از رئيس‌جمهوري در همدان واكنش غيرتمندانه مردم اين شهر را در پي داشت.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس ، پس از عبور گروه اسكورت رئيس‌جمهوري ، فردي به نشانه شادماني اقدام به پرتاب يك ترقه دست‌ساز به سمت مسير تردد ماشين‌هاي پشت سر گروه اسكورت كرد كه توجه‌ها را به خود معطوف كرد.
برپايه اين گزارش استقبال‌کنندگان در مواجهه با سوءاستفاده احتمالي از اين حرکت شعار " مرگ بر منافق " سردادند.

کمیته مشترکی برای بررسی آلودگی آب تهران تشکیل شد

تامینی خبر داد:

کمیته مشترکی برای بررسی آلودگی آب تهران تشکیل شد

سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی از تشکیل کمیته ای مشترک مجلس و وزرات بهداشت برای بررسی وضعیت آب تهران خبر داد.


به گزارش خبرگزاری مهر، حسن تامینی در خصوص آخرین وضعیت آلودگی آب تهران به نیترات اظهارداشت: کمیته ای متشکل از وزارتخانه های نیرو و بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و 2 نفر از اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس موظف شدند بررسی دقیقی در خصوص وضعیت آلودگی آب تهران انجام دهند و دلایل آلودگی آب تهران یا عدم آلودگی به نیترات پس از جمع بندی کمیته اعلام می شود.
وی خاطرنشان کرد: با توجه به حساسیت بالایی که در خصوص آب تهران وجود دارد بنابراین لازم است جمع بندی دقیقی در ارتباط با آلودگی آب تهران به عمل آید سپس نتایج آن اعلام شود.

نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی یادآورشد: هم اکنون برای برخی از بخشهای تهران آب معدنی به صورت رایگان توزیع می شود. سخنگوی کمیسیون بهداشت ودرمان مجلس شورای اسلامی گفت: هم اکنون چاههای آلوده به نیترات شناسایی شده اند و برای جایگزینی آنها از چاههای آب اضطراری استفاده می شود.

وی گفت: امیدواریم نگرانیهای مردم در خصوص آلودگی آب تهران با دقت نظر مسئولان وزارتخانه های نیرو و بهداشت ودرمان رفع شود.

تاریخ انتشار، تهران: ۱۰:۳۹ , ۱۳۸۹/۰۵/۱۳



انكار سرويس، تهديد بي‌صداي رايانه*
آشنايي با انواع حمله‌هاي داس و روش‌هاي پيشگيري

حملات انكار سرويس يا DOS - Denial of Service - به حملاتي مي‌گويند كه هدف اصلي آن‌ها ممانعت از دسترسي قربانيان به منابع رايانه‌يي شبكه‌يي و يا اطلاعات است. در اينگونه حملات معمولا از دسترسي قربانيان به اطلاعاتي كه براي مقابله با اينگونه حملات مفيد است، نيز جلوگيري مي‌شود.


خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: جامعه اطلاعاتي -فناوري اطلاعات
به گزارش خبرنگار فن‌آوري اطلاعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين نوع حملات مهاجمان با ايجاد ترافيك بي‌مورد و بي‌استفاده حجم زيادي از منابع سرويس‌دهنده و پهناي باند شبكه را مصرف يا به نوعي درگير رسيدگي به اين تقاضاهاي بي‌مورد مي‌كنند و اين تقاضاها تا جايي كه دستگاه سرويس‌دهنده را از كار بيندازد، ادامه پيدا مي‌كند.
يك حمله "انكار سرويس" را از طريق تلاش آشكار حمله كننده براي جلوگيري از استفاده كاربران قانوني يك سرويس از آن سرويس، شناسايي مي‌كنند. از جمله اين تلاش‌ها مي‌توان به مواردي چون انواع طغيان‌هاي شبكه شامل طغيان‌هاي TCP، UDP و ICMP كه ترافيك قانوني سايت را منحل مي‌كنند، تلاش در جهت قطع ارتباط دو ماشين و در نتيجه عدم امكان استفاده از سرويس‌ آن‌ها، تلاش درجهت ممانعت از دسترسي فردي خاص به يك سرويس و تلاش براي خرابكاري در ارائه سرويس به سيستم‌ يا شخص خاص اشاره كرد.
علاوه بر موارد فوق، استفاده غيرقانوني از منابع هم مي‌تواند منجر به انكار سرويس شود. براي مثال يك نفوذگر قادر است با استفاده از بخش بي‌نام FIP‌ وب سايت شما يك كپي غيرقانوني از يك نرم‌افزار تجاري را برروي سايت شما قرار دهد كه فضاي شما را اشغال كرده و ترافيك را مختل كند.
البته بايد دقت داشت كه علت از كار افتادگي‌هاي سرويس، مربوط به حملات انكار سرويس نمي‌شود و بعضي فعاليت‌هاي بد خواهانه نيز منجر به از كار افتادگي سرويس مي‌شوند. همچنين گاهي اوقات حملات انكار سرويس جزيي از يك حمله گسترده‌تر محسوب مي‌شوند.
* تبعات حملات انكار سرويس
حملات انكار سرويس قاعدتا منجر به از كار افتادن رايانه و يا شبكه شما مي‌شوند ولي تبعات آن‌ها به همين ميزان محدود نمي‌شود و نبايد آن‌ها را دست كم گرفت چراكه بسته به طبيعت سيستم شبكه و نرم‌افزارهاي شما، ممكن است منجر به از كار افتادن كل سازمان شوند.
بعضي از اين حملات مي‌توانند توسط منابع بسيار محدودي انجام شده و يك سايت بزرگ و مجهز را از كار بيندازد. براي مثال يك مهاجم با استفاده از يك رايانه خانگي قديمي و يك مودم با سرعت پايين قادر است، ماشين‌ها و شبكه‌هايي با سرعت‌هاي به مراتب بالاتر را از كار بيندازد. اين نوع حملات، گاهي اوقات "حمله غيرمتقارن" يا asymmetric ناميده مي‌شود.
* انواع حملات انكار سرويس
حملات انكار سرويس با هدف قرار دادن سرويس‌هاي گوناگون و در اشكال متنوعي ظاهر مي‌شوند، اما سه شيوه اصلي حمله وجود دارد كه عبارتند از: مصرف كردن منابع نادر، محدود و غير قابل تجديد، از بين بردن يا تغيير دادن اطلاعات مربوط به پيكربندي سيستم، خرابي فيزيكي يا تبديل اجزاي شبكه.
در شيوه مصرف كردن منابع نادر، محدود و غير قابل تجديد، رايانه‌ها و شبكه‌ها به خوب كار كردن برخي از منابع مانند پهناي باند، فضاي حافظه CPU ساختمان داده‌ها دسترسي به ديگر رايانه‌ها و شبكه‌ها و هم‌چنين منابع محيطي مانند جريان برق، تهويه هوا يا حتي آب نياز دارند.
در زير برخي از حملات شايعي كه با مصرف منابع در ارتباط است ذكر شده است:
* اتصالات شبكه
حملات انكار سرويس غالب بر عليه اتصالات شبكه اجرا مي‌شوند و هدف آن‌ها ممانعت از ارتباط‌هاست يا شبكه با بخش‌ها يا شبكه‌هاي ديگر است.
در يك نمونه از اينگونه حملات نفوذگر يك ارتباط را بين ماشين خود و قرباني يكي از ساختمان‌ داده‌هاي محدود خود را كه براي تكميل ارتباطات مورد نياز است به اين ارتباط ناقص اختصاص مي‌دهد. در نتيجه ارتباطات قانوني دچار انكار سرويس مي‌شوند زيرا قرباني منتظر تكميل ارتباطات "نيمه باز" است.
در اين حمله نفوذگر نيازي به مصرف پهناي باند شما نداشته و با استفاده از ساختمان داده‌هايي كه براي ايجاد ارتباطات به كار مي‌روند، سيستم شما را از كار مي‌اندازد. به اين ترتيب يك نفوذگر با استفاده از يك مودم dial – up قادر است يك شبكه پرسرعت را از كار بيندازد.
* استفاده از منابع شما بر عليه شما
نفوذگران قادرند با استفاده از روش‌هاي غيرقابل انتظار از منابع شما بر عليه خود شما سوء استفاده كنند. در يكي از حملات، نفوذگر بسته‌هاي UDP ساختگي را براي متصل ساختن سرويس echo برروي يك ماشين به سرويس chargen برروي ماشين ديگر مورد استفاده قرار داد و در نتيجه اين دو سرويس همه پهناي باند موجود بين خود را مورد مصرف قرار دادند و هم‌چنين بر روي ارتباطات ماشين‌هاي ديگر برروي شبكه نيز تاثير گذاشتند.
* مصرف پهناي باند
يك نفوذگر مي‌تواند همه پهناي باند شبكه شما را مورد استفاده قرار دهد، او اين كار را از طريق توليد تعداد زيادي بسته كه به سمت شبكه شما هدايت شده‌اند انجام مي‌دهد. اين بسته‌ها از لحاظ مفهومي مي‌توانند هر چيزي باشند ولي معمولا از بسته‌هاي ICPM ECHO براي اينگونه حملات استفاده مي‌شود.
از طرفي در حمله مصرف پهناي باند، نفوذگر نيازي به حمله از طريق يك ماشين را ندارد، بلكه مي‌تواند با استفاده از چندين ماشين برروي شبكه‌هاي مختلف تاثير مشابهي را براي قرباني ايجاد كند.
* مصرف ديگر منابع
علاوه بر پهناي باند، نفوذگران قادر به مصرف منابع ديگري نيز هستند كه سيستم شما براي كاركردن به آن‌ها نيازمند است. براي مثال در بسياري از سيستم‌ها تعداد محدودي ساختمان داده براي نگه‌داري اطلاعات عمليات وجود دارد و يك نفوذگر با نوشتن يك برنامه ساده كه كار خاصي انجام نمي‌دهد و فقط خود را مرتبا بازنويسي مي‌كند، قادر است اين منابع را مشغول نگه دارد.
البته امروزه بسياري از سيستم‌ عامل‌هاي جديد امكان سهميه‌بندي يا Qulta را براي مقابله با اين مشكل فراهم كرده‌اند. علاوه بر اين اگر جدول پردازه‌ها پر هم نشده باشد، CPU ممكن است توسط تعداد زياد پردازه‌ها و زمان مورد نياز براي سوئيچ كردن بين آنها مشغول باقي بماند. به همين جهت لازم است در مورد امكان سهميه‌بندي منابع سيستمي در سيستم عامل خود تحقيقات به عمل آورده شود.
يك نفوذگر ممكن است براي مصرف ديسك سخت از راه‌هايي اقدام كند مثل توليد تعداد بسيار زيادي اي‌ميل، توليد خطاهاي عمدي كه بايد ثبت شوند، قرار دادن فايل‌ها برروي مناطق ftp بدون نام و يا فضاهاي به اشتراك گذاشته شده.
در حالت كلي هر چيزي كه اجازه نوشتن داده برروي ديسك را فراهم كند، در صورتي كه حد و مرزي براي ميزان داده نوشته شده قائل نباشد، مي‌توان به حملات انكار سرويس منجر شود.
بسياري از سايت‌ها داراي سيستمي هستند كه حساب كاربري را بعد از چند تلاش ناموفق براي ورود به سيستم قفل مي‌كند. نفوذگر قادر است با استفاده از اين خاصيت، از استفاده كاربران قانوني از حساب كاربريشان ممانعت به عمل آورد. در برخي حالات، حساب‌هاي كاربري پر اولويت مانند administrator هدف اينگونه حملات قرار دارند لذا بايد مطمئن شد روشي براي دسترسي به سيستم تحت شرايط اضطراري وجود دارد.
يك نفوذگر قادر است سيستم را با استفاده از ارسال داده‌هاي دور از انتظار برروي شبكه از كار بيندازد. اگر سيستم كاربر اغلب بدون دليل آشكاري از كار مي‌افتد، ممكن است قرباني اينگونه حملات شده‌ باشد.
موارد ديگري نيز وجود دارند كه ممكن است در مقابل حملات انكار سرويس آسيب پذير باشند و بهتر است بر آن‌ها نيز نظارت لازم را به عمل آورده شود، اين موارد عبارتند از پرينترها، ابزارهاي Tape، اتصالات شبكه، هر منبع محدود ديگري كه براي عمليات سازمان شما مهم محسوب مي‌شود.
* پيشگيري و پاسخگويي
حملات انكار سرويس مي‌توانند براي بسياري از سازمان‌ها منجر به از دست رفتن زمان ارزشمند و منابع مالي شوند. توصيه مي‌شود سايت‌ احتمال خرابي سرويس گسترده را از قبل در نظر گرفته و گام‌هاي مناسب را براي كاهش خطر حملات انكار سرويس به درستي بردارند.
بنا بر نياز هر سايت مي‌تواند از برخي روش‌ها استفاده كند؛ فيلترهاي روتر را در شبكه‌ خود مورد استفاده قرار دهد. اين فيلترها احتمال برقي از انواع حملات انكار سرويس را كاهش مي‌دهند و همچنين از سوء استفاده كاربران شبكه در هدايت حملات انكار سرويس ممانعت به عمل مي‌آورند.
هم‌چنين مي‌توان بسته‌هاي محافظتي در مقابل طغيان TCP SYN را نصب كرد تا احتمال اينگونه حملات را كاهش دهند ولي بايد به ياد داشت كه اين بسته‌ها قادر به محافظت كامل از شبكه كاربر نيستند.
كاربر بايد هر سرويس شبكه را كه ضروري نيست يا مورد استفاده قرار نمي‌گيرد غيرفعال كند. اين كار قدرت نفوذگران را در سوء استفاده از اين خدمات براي اجراي حملات انكار سرويس محدود مي‌سازد.
مي‌توان سيستم Quota را برروي سيستم عامل فعال كرد. براي مثال اگر سيستم عامل شما سهميه‌بندي (quota) ديسك سخت را پشتيباني مي‌كند، آن را براي همه حساب‌هاي كاربري مخصوصا آن‌هايي كه خدمات شبكه را اجرا مي كنند فعال كند. به علاوه در صورتي كه سيستم عامل كاربر اجازه مي‌دهد سيستم‌هاي فايلي جداگانه‌اي را براي عمليات‌هاي مهم و كاربران تعريف و استفاده كند.
كارايي سيستم هم بايد مورد بازبيني قرار داده شود و يكسري حدود اصلي را براي كارهاي معمولي تعريف شود و اين حدود را براي تشخيص استفاده‌هاي غيرمعمول از حافظه CPU و يا ترافيك شبكه به كار برده شود.
هم‌چنين بايد مرتبا امنيت فيزيكي شبكه را با توجه به نيازهاي فعلي سنجيد. در اين سنجش، سرورها، روترها، ترمينال‌هاي بدون مراقبت، نقاط دسترسي شبكه، جعبه‌ سيستم‌ها، سيستم‌هاي محيط مانند تهويه هوا و برق و ديگر اجزاي شبكه را مورد وارسي قرار داد.
مي‌توان سياست‌هايي را مورد رمز عبور مناسب ايجاد و نگه‌داري كرد، خصوصا در مورد حساب‌هاي كاربري با اولويت‌ بالا مانند ريشه UNIX.
در هر حال امروزه بسياري از موسسات و سازمان‌ها از تبعات حملات انكار سرويس متضرر مي‌شوند كه با رعايت موارد امنيتي و استفاده از دانش متخصصان اين زمينه مي‌توانند اين ضررها را به حداقل كاهش دهند.

كد خبر: 8905-02812

با انتشار بيانيه‌اي


ايران تجاوز رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان را شديدا محكوم كرد
خبرگزاري فارس:جمهوري اسلامي ايران با انتشار بيانيه‌اي تجاوز رژيم صهيونيستي به مناطق جنوبي لبنان را شديدا محكوم كرد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه، به دنبال تجاوز ارتش رژيم صهيونيستي به نقاط مرزي لبنان، وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران بيانيه‌اي به شرح زير صادر كرد:
بسمه تعالي
جمهوري اسلامي ايران تجاوز رژيم صهيونيستي به مناطق جنوبي لبنان را كه به شهادت تني چند از فرزندان برومند ارتش لبنان عزيز منجر شد شديدا محكوم نموده و اين رويداد و ابعاد آن را با حساسيت دنبال مي‌كند.
سابقه تاريخي تجاوزات رژيم صهيونيستي و تحميل جنگ‌هاي متعدد بر منطقه و ماجراجويي اخير، نگراني‌هاي موجود در خصوص آغاز يك ماجراجويي ديگر توسط آن رژيم عليه مردم لبنان را افزايش داده است. رويكرد رژيم صهيونيستي به قضاياي داخلي لبنان نيز با هدف برافروختن فتنه داخلي نمايانگر حقد و كينه صهيونيست‌ها نسبت به لبنان و ثبات و استقرار آن بوده كه با حمله تجاوزكارانه، ضرورت وحدت و همبستگي ملي لبنان را علي‌الخصوص با مقاومت پيروز خود اجتناب ناپذير مي‌سازد.
حملات اخير به غزه و لبنان در حالي صورت مي‌گيرد كه رژيم صهيونيستي تحت فشار محكوميت‌هاي بين‌المللي ناشي از جنايت‌هاي خود عليه مردم غزه و سرنشينان بي‌دفاع كشتي‌هاي كاروان آزادي، دست به فرافكني زده و تلاش دارد تا با اينگونه ماجراجويي‌ها، بحران‌هاي خود را به ديگران منتقل نمايد.
از اين رو انتظار مي‌رود كه جامعه بين‌المللي با محكوم نمودن اينگونه تجاوزات در اسرع وقت اقدامات بازدارنده خود را عليه تجاوزات پي‌درپي رژيم صهيونيستي اعمال و در حمايت از حاكميت و تماميت ارضي لبنان تدابير لازم را بكار بندد.
وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران

متکی اعلام کرد :

آمادگی ایران برای همکاری در زمینه حمل و نقل و انرژی با ارمنستان


وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در دیدار مقام ارمنستانی بر اهمیت توسعه ارتباطات زیر ساختی میان دو کشور از جمله در حوزه‌های حمل و نقل، انرژی، ساخت نیروگاه، خط لوله و راه آهن تاکید کرد.


به گزارش خبرگزاری مهر، منوچهر متکی وزیرامورخارجه جمهوری اسلامی ایران امروز سه شنبه در تهران با آرمان گیراگوسیان، معاون وزیر امور خارجه ارمنستان دیدار و گفتگو کرد.
در این دیدار بر توسعه همکاری های دوجانبه و منطقه ای و ادامه گفتگو و تبادل نظر در مسائل مورد علاقه فیمابین تاکید شد.
منوچهر متکی تبادل نظرها را مفید، سازنده و ضروری دانست .
وی در ادامه بر اهمیت توسعه ارتباطات زیر ساختی میان دو کشور از جمله در حوزه های حمل و نقل، انرژی، ساخت نیروگاه، خط لوله و راه آهن تاکید کرد.
گیرا گوسیان معاون وزیرامورخارجه ارمنستان نیزضمن ابلاغ سلام همتای ارمنی به وزیرامورخارجه جمهوری اسلامی ایران، بر اهمیت توسعه و تقویت رایزنی های سیاسی تاکید کرده و خواستار افزایش همکاری های اقتصادی و مبادلات تجاری فیمابین شد.
وی نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقه را مثبت ارزیابی کرد و جایگاه ایران را در منطقه و تحولات منطقه ای حائز اهمیت خواند.

تاریخ انتشار، تهران: ۱۹:۳۵ , ۱۳۸۹/۰۵/۱۲


در فراخوان هفدهمين جشنواره مطبوعات
خبر از "خبرگزاري‌ها " حذف شد
خبرگزاري فارس: در فراخوان هفدهمين جشنواره مطبوعات "خبر " از بخش "خبرگزاري‌ها " حذف شد.
به گزارش خبرنگار جامعه فارس، علي‌رغم آن‌كه مهم‌ترين بخش از فعاليت خبرگزاري‌ها بخش "خبر " است در اقدامي تعجب‌برانگيز در فرم فراخوان هفدهمين جشنواره مطبوعات بخش "خبر " از خبرگزاري‌ها حذف شده است.
خبرنگاران فعال در خبرگزاري‌ها بر اساس اين فراخوان تنها مي‌توانند در بخش‌هاي "مصاحبه "، گزارش "، "تفسير " و "عكس " شركت كنند در حالي‌كه در سال‌هاي گذشته يكي از بخش‌هاي مهم براي خبرگزاري‌ها بخش "خبر " بوده است.
فراخوان هفدهمين جشنواره مطبوعات به آدرس
www.pressfestival.ir قابل دسترس است.


موفقیت‌ها و ناکامی‌های مشروطه در گفت‌وگو با دکتر زیباکلام:

مشروطیت منبع قدرت را از بالای ابرها به زمین کشاند

مشروطه مي‌گويد قدرت از طرف مردم نزد اعليحضرت وديعه گذاشته شده، اين يعني اينكه مردم هستند كه داده‌اند و چون مردم هستند كه مي‌دهند پس مي‌توانند پس بگيرند. اين فقط يك عبارت نيست يك فرهنگ است كه مشروطه وارد ايران مي‌كند.


مصاحبه‌های دکتر زیباکلام معمولاً با چالش مواجه است، هم در هنگام مصاحبه و هم پس از آن در محافل علمی. این بار هم این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران انگشت خود را به سوی کسانی نشانه می‌رود که مشروطه را ناکام خوانده‌اند و دلایلی، خواه از منظر مذهبی و خواه از منظر روشنفکری برای آن برشمرده‌اند.
زیباکلام تغییر منشاء قدرت در ایران از بالای ابرها به زمین و تغییر این ودیعه از صورت الهی به ملی را مصداق کاملی از کامیابی مشروطه می‌خواند. وی معتقد است که اگر الان هم چیزی تحت عنوان دموکراسی داریم، مدیون مشروطه هستیم.
به‌رغم اينكه ساليان درازي از مشروطه گذشته است و در مورد مشروطه نيز بسيار سخن گفته شده است، اما به نظر مي‌رسد كه هنوز نقاط پنهاني مانده است و درباره آنها آن طور كه بايد تفكر نشده است. يكي از اين نكات وسعت انديشه‌ورزي در دوران مشروطه است. وضعيت روشنفكري ما در آن روزگار تقريبا نامشخص است. روشنفکران تجربه‌ای فرهنگي را كه مربوط به ايران نبوده است به کشور منتقل كرده‌اند. فارغ از اينكه اساسا اين تجربه اروپايي بوده است يا از ساير نقاط جهان اقتباس شده و به ايران آورده شده است، مي‌خواهيم بدانيم كه مختصات روشنفكري در آن دوران چگونه بوده است و آيا اصولا مي‌توانيم به اين معتقد باشيم كه مشروطه اساسا يك مكانيسم فكري و تعقلي يا انديشه‌ورزي منسجمي را داشته است؟
در مجموع نسبت به مشروطه نگاه مثبتي در تاريخ معاصر ما وجود ندارد؛ يعني تا امروز كه تير ماه سال 1389 است و درست 104 سال از صدور فرمان مشروطه مي‌گذرد - صدور فرمان مشروطه اساسا در تير ماه 1285 بوده است- نگاه مثبتی از سوی حکومت‌ها به مشروطه وجود نداشته است. قبل از انقلاب مشخص بود كه چرا به مشروطه تا حد زيادي نگاه مثبتي نمي‌شود؛ چرا كه اصولا جنبش مشروطه يك جنبش آزادي‌طلبانه و ضد استبداد و ديكتاتوري بود. پس طبيعي بود كه وقتي شما يك نظام پادشاهي ديكتاتوري در زمان رضا شاه يا محمدرضا شاه داريد، مشروطه خيلي ارج و قربي پيدا نكند و مثلا در هفته‌اي به مناسبت مشروطه، وزارت فرهنگ وقت ويژه برنامه‌هايي برگزار نكند.
البته ظاهرا قبل از انقلاب 14 مرداد تعطيل رسمي بود، ولي چيزي سمبليك بود و به جز اين، كسي براي مشروطه يقه چاك نمي‌كرد. خوب به ياد دارم كه سال 1353 در كميته ضدخرابكاري زندان بودم. بعد از مدتي يك هم سلولي برايم آوردند كه نام او را خوب به ياد دارم. آقاي قاسم زرتاب كه اصالتا كرمانشاهي بود و دانشجوي رشته زبان و ادبيات انگليسي در دانشگاه تهران بود. يكي از اتهامات وي تهيه كتاب تاريخ مشروطه احمد كسروي بود.
مي‌خواهم بگويم كه وضعيت اينچنين بود و تشكيلات اطلاعاتي و امنيتي زمان شاه اينگونه با مشروطه برخورد مي‌كرد. اما بعد از انقلاب، اين بار بنا به دلايل ديگري مشروطه، نمي‌خواهم بگويم تحقير، ولي مورد بي‌مهري قرار مي‌گيرد و چندان ارج و قربي نزد حكومت پيدا نمی‌كند. بعد از انقلاب دلايلي از جمله داستان مرحوم شيخ فضل‌الله نوري و آن جمله معروف مرحوم آل‌احمد كه مي‌گفت جنازه شيخ فضل‌الله بر سر دار، پرچم ورود غربزدگي به ايران بود، سبب شد كه مشروطه مورد بي‌مهري قرار گيرد؛ يعني بعد از انقلاب در حقيقت علت اينكه به مشروطه بهايي داده نمي‌شود و ارزشي براي آن قائل نيستند اين است كه مشروطه ابتدا درست بود و مشروعه بود، مرحوم شيخ فضل‌الله نوري و علماي ديگر در مشروطه بودند، سيدين حضور داشتند، سيد جمال واعظ و مرحوم ملك‌المتكلمين بودند، اما بعد از صدور فرمان مشروطيت و تشكيل مجلس، يك مقداري سكولارها، فراماسون‌ها و غربزده‌ها سعي كردند روحانيون را پس بزنند.
به روحانيون بگويند كه خوب دست شما درد نكند، مشروطه با بسيج توده‌ها توسط شما پيروز شد، حال برگرديد برويد سر كارتان و درستان، چون چند ماهي است كه از كار و زندگي افتاده‌ايد. اينگونه مشروطه را از آن صورت شرعي و مشروعه‌خواهي خارج كردند، سعي كردند روحانيون را پس بزنند و قانون اساسي بلژيك و فرانسه سكولار را جاي فقه جعفري گذاشتند. يعني اعتقاد دارند كه مشروطه به انحراف كشيده شد و از آن بستر اوليه و اصلي خود خارج شد. نه از سيدين تجليل مي‌شود، نه از آخوند خراساني و در مورد مرحوم علامه نائيني هم گفته مي‌شود كه ايشان در ابتدا از مشروطه دفاع كرد و تنبيه الامه را نوشت ولي بعد پشيمان شد و همه آنها را جمع كرد و داخل چاه يا دجله ريخت. چنين نگاهي بين حكومت حال حاضر، نسبت به مشروطه وجود دارد. با اين حال، مستقل از دو روايت حكومتي قبل و بعد از انقلاب، باز هم رويكردهاي ديگري وجود دارد كه اين رويكردها هم در مجموع معتقدند كه مشروطه موفق نشد و شكست خورد.
اين رويكردها لزوما ارتباطي با نگاه حكومتي هم برقرار نمي‌كنند و از سوي برخي نخبگان فكري، مورخان و اساتيد دانشگاهي مطرح مي‌شود. جان كلام اين نظريه اين است كه نظام مشروطه و پارلمانتاريسم موجود در كشورهاي پيشرفته همچون انگلستان و بسياري از ممالك اروپايي در حقيقت از مراحل تاريخي گذر كرده بود. در اروپا استبداد و حكومت مطلقه پادشاهان بود، اما تحولاتي در اروپا از قرن پانزدهم به بعد رخ داد. رنسانس، كشف قاره آمريكا، انقلاب علمي، نهضت خردگرايي، نهضت روشنفكري در فرانسه و نهايتا انقلاب صنعتي و زايش سرمايه‌داري و بورژوازي و انقلاب كبير فرانسه در اروپا روي داد. اگر نقطه شروع را قرن پانزدهم در نظر بگيريد، نهايتا در قرن نوزدهم يا سال 1850 يا نيمه نخست قرن نوزدهم، چيزي به نام ليبرال دموكراسي يا مشروطيت به آرامی در اروپا پديد می‌آید.
در ادامه اين تحليل آقايان اعتقاد دارند كه هيچ يك از اين مراحل در ايران اتفاق نيفتاد، نه رفراماسيون داشتيم، نه رنسانس، نه خردگرايي و نه انقلاب صنعتي. مشروطه در اروپا چيزي حدود 400 سال طول كشيد تا به بار نشيند، اما در ايران ظرف چند ماه عده‌اي در قم يا سفارت انگلستان متحصن شدند و مظفرالدين شاه هم كه بيمار بود عقب‌نشيني كرد و فرمان مشروطيت صادر شد، بنابراين مشروطه از آن مراحل اصلا عبور نكرد. بعد از چند ماه نظام ايران به نظام پارلماني تغيير كرد و اين مانند اين است كه براي مثال يك نهال زيتون را از رودبار برداشته و به تهران بياوريم و توقع داشته باشيم كه با كاشت اين نهال، محصولي چون درختان زيتون رودبار به دست آوريم كه آرزويي نادرست است.
يعني براي بار دادن نهال مشروطه بايد در ايران مقدماتي از پيش تهيه مي‌شد، كه اين مقدمات آماده نبود و لذا نهال مشروطه در ايران پا نگرفت. برخي از روشنفكران و مورخان با اشاره به چنين مواردي معتقدند كه مشروطه‌خواهان با تقليد و تبعيت كوري رفتند و قانون اساسي بلژيك و فرانسه را آوردند و براي ما قانون نوشتند، بنابراين معلوم بود كه اين قانون در ايران اجرا نمي‌شود. بنابراين 2 دليل و گرايش عمده براي شكست مشروطه عنوان مي‌شود. يك رويكرد جمهوري اسلامي كه معتقد است مشروطه اساسا منحرف شد، يك دليل روشنفكران است كه مشروطه از مراحل تاريخي عبور نكرد. دلايل ديگري هم كه عنوان مي‌شود عمدتا تركيبي از اين 2 دليل است. مثلا مي‌گويند مردم مشروطه را درك نمي‌كردند و نمي‌دانستند مشروطه اصلا چيست و فقط عدالتخانه مي‌خواستند. كساني همچون آقاي ماشاالله آجوداني هم عقيده دارند كه رهبران مشروطه با اينكه مي‌دانستند مشروطه چيست و در ايران به دليل نقش مذهب، شدني نيست، ولي فكر كردند كه شايد بتوان به نحوي آن را به روحانيون قالب كرد و از شكم آن يك نظام پارلمانتاريسم بيرون آورد. خود آنها مي‌دانستند كه اين موضوع نشدني است و نهايتا هم نشد. اين هم نوعي طرز تفكر است كه عقيده دارد مشروطه‌خواهاني همچون ملكم خان و ديگران مي‌دانستند مشروطه چيست، ولي مخصوصا جوري آن را بزك كردند كه روحانيت آن را از آنها بخرد. بنابراين آقاي آجوداني معتقد است كه خوب مسلم است كه چنين امري نتيجه نمي‌دهد. اساسا حرف من از اينجا شروع مي‌شود كه اینکه ما می‌گوییم مشروطه شکست خورد، حرف اشتباهی است.
چه کسی گفته که مشروطه شکست خورده است.
موضوع این است که شاید شما معتقد به این باشید که مشروطه به دنبال حکومتی در ایران بوده است که این نظام حکومتی براساس قانون حق حاکمیت خود را اعمال کند، مثل انگلستان و فرانسه و آلمان و... . قانون در کشور آمریکا به رئیس جمهور اجازه نمی‌دهد که حتی وقتی ژنرال مک کریستال به‌زعم اوباما که فرمانده کل قوای آنجاست، دچار اشتباهی می‌شود وی را خودسرانه برکنار و پترائوس را جایگزین وی کند، بلکه اوباما باید این تغییرات را به کنگره ببرد و وقتی از آنها مجوز گرفت، حکم برکناری مک کریستال و جایگزینی پترائوس را صادر کند؛ چون در قانون اساسی آمریکا آمده است که شخصی که در آمریکا فرمانده کل قوا نامیده می‌شود یا همان آقای اوباما، اختیارات نامحدود ندارد بلکه اختیارات وی محدود است و باید در چنین جایی از مجلس اذن بگیرد. در انگلستان هم در جنگ عراق، آقای تونی بلر نخست‌وزیر انگلستان در فروردین سال 1383 با وجود آنکه حزب وی اکثریت کرسی‌های پارلمان را داشت، وقتی می‌خواست فرمان جنگ را صادر کند، ابتدا موضوع را به مجلس برد، موافق و مخالف صحبت کردند و وقتی مجلس در یک سه‌شنبه‌ای با اکثریت نصف بعلاوه یک به وی اجازه این کار را داد، وی فرمان جنگ را صادر کرد. اگر وی آن روز آن نصف به اضافه یک را کسب نمی‌کرد به هیچ وجه نمی‌توانست فرمان جنگ را صادر کند.
غرض این است که اگر مراد از مشروطه این بود که باید در ایران حکومتی شکل می‌گرفت که این حکومت اختیارات شخص اول مملکتش محدود بود، خیر، چنین نظامی ایجاد نشد و از این موضع، بله مشروطه شکست خورده است. برای مثال تاریخ نقل می‌کند که احتشام‌السلطنه که در زمان رضاشاه به مدت چند دوره رئیس مجلس بود –مجالس در زمان رضاشاه 2 ساله بود- از خاندانی مازندرانی بود و ابریشم ایران برای آن خاندان بود. گویی رضا شاه برای تجارت روغن یا پنبه یا مورد دیگری می‌خواسته که مجلس قانونی را وضع کند. لایحه به مجلس ارسال می‌شود ولی گویا چند نفر در مجلس یک‌سری ایرادات خیلی کوچک شکلی به لایحه وارد می‌کنند، البته باید گفت که مخالفتی نبوده چون همه می‌دانستند که لایحه برای دربار است و اساسا کسی حق مخالفت ندارد.
یک‌سری ایرادات شکلی می‌گیرند که مثلا اینکه گفته شده منابع از فلان جا تامین شود، اگر آنجا نتوانست این منابع را تامین کند، باید چه کرد و از این قبیل حرف‌ها. اصلا و ابدا مخالفت بنیادینی در کار نبوده است. لایحه تصویب می‌شود و شب حوالی ساعت 8 و 9، حاج محتشم‌السلطنه اسفندیاری به دربار احضار می‌شود که آن موقع هم رضا شاه در کاخ سعدآباد بوده است. حاجی با درشکه به کاخ می‌رود و معمولا وقتی هم رضا شاه عصبانی بوده قدم می‌زده، یعنی قدم زدن شاه به مفهوم عصبانیت شاه بوده. حاج محتشم‌السلطنه که 5 -6 دوره رئیس مجلس بوده جلوی در می‌رود و می‌بیند که رضا شاه قدم می‌زند. اجازه حضور به وی می‌دهند و حاجی خبردار در برابر رضا شاه می‌ایستد. رضا شاه چند دقیقه‌ای قدم می‌زند و بعد همین طور به رئیس مجلس شورای ملی می‌گوید که "حاجی می‌خواهی بدم در طویله رو ببندن تا خیالتون راحت بشه".


این عین جمله است و قریب به مضمون نیست؛ یعنی در نگاه رضا شاه مجلس طویله‌ای بیشتر نبوده است که یک مشت آدم جمع شده‌اند و دارند حقوق می‌گیرند و تازه حرف مفت هم می‌زنند! ببینید طبق قانون اساسی شاه اساسا کاره‌ای نبوده ولی چنین برخوردی با مجلس صورت می‌گرفته است. اگر منظور شما از مشروطه حاکمیت قانون در ایران بوده، نه به هیچ وجه رضاخان نگفته که من فلان کار را می‌خواستم انجام بدهم ولی قانون جلوی دست مرا گرفت. نه رضا شاه هر کاری را مصلحت می‌دانست انجام می‌داد و هر چه را مصلحت نمی‌دید، انجام نمی‌داد و در هر دو صورت، کاری با قانون نداشت. محمدرضا پهلوی هم همین طور بود. پسر رضا شاه هم اگر از آن 12 سال اول حکومت وی از 1320 تا 1332 صرف‌نظر کنیم، که یک فضای باز سیاسی در ایران شکل گرفت و شاه نمی‌توانست هر کار دلش بخواهد، انجام دهد و قوه مجریه و مجلس و تا حدودی دادگستری مستقل داشتیم و احزاب و مطبوعات هم نقش‌آفرینی می‌کردند، در 25 سال بعدی حکومت وی، هیچ جایی در تاریخ نمی‌خوانیم که اعلیحضرت گفته باشد که من می‌خواهم این لیوان را از اینجا به جای دیگری بگذارم ولی قانون دست و پای مرا بسته است.


اصلا این حرف‌ها نبود. جالب است که همان داستان بستن طویله در دوران محمدرضا هم در حال تکرار بود. عمر مجلس شورای ملی در دوران محمدرضا 4 سال شده و رئیس مجلس مهندس عبدالله ریاضی، استاد دانشکده فنی و از خاندان بسیار خوش‌نام و ثروتمند شده است. آن موقع در زمان شاه مراسم سلام همچنان بود و در روزهایی مثلا سالروز مشروطه یا تولد علی‌بن ابی‌طالب یا نیمه شعبان و عیدها مراسم سلام رسمی برگزار می‌شد. بزرگان مملکت همه در کاخ شاه، حال نیاوران یا کاخ مرمر یا سعدآباد جمع می‌شدند و یکی که از همه بزرگتر بود به اعلیحضرت تبریک می‌گفت و وی هم متقابل به آنها تبریک می‌گفت و یک سخنرانی هم صورت می‌گرفت.


یکی از کسانی که همیشه در مراسم سلام رسمی شرکت می‌کرد و سخن هم می‌گفت، مهندس ریاضی رئیس مجلس بود که هم به لحاظ سنی و هم اینکه اسمی از نخست‌وزیر هم بالاتر محسوب می‌شد در این مراسم صحبت می‌کرد. مهندس ریاضی جمله‌ای معروف داشت که تا همین سال‌های 52- 53 هم این جمله را تکرار می‌کرد. می‌گفت "اعلیحضرت! بالاترین افتخار برای مجلس برآوردن منویات ملوکانه است". یعنی شاه ما آنجا نشستیم که ببینیم شما منویاتتان چیست، ما همان را قانون می‌کنیم و اجرا می‌کنیم. یعنی رئیس مجلسی که قرار بود نظارت کند بر کار حکومت، مجلسی که قرار بود بودجه مملکت و حتی دربار را تعیین کند، می‌گوید که آماده‌ایم ببینیم شاه چه می‌خواهد تا آن را برآورده کنیم.


بنابراین اینکه ما بگوییم مشروطه موجب حکومت قانون در ایران شد، نه واقعا این اتفاق نیفتد، ولی چرا باز هم من می‌گویم مشروطه شکست نخورد و موفق بود، برای این که مشروطه با خود یک‌سری ادبیات و فرهنگ جدید را به ایران آورد. تا قبل از مشروطه اساسا اینکه مشروعیت حکومت از کجا می‌آید مورد بحث نبود. مشروعیت حکومت در عمل به ضرب شمشیر بود. همه حکومت‌ها در ایران به ضرب شمشیر به قدرت می‌رسیدند و بعد هم مشروعیتش الهی بود؛ چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام. داریوش در آن کتیبه معروف می‌گوید که این ملک را اهورامزدا به من داده است و چون او به من داده، من هم این بخش را به آقای فلانی و بخش دیگر را به آقای بهمان می‌دهم. بعد از اسلام هم اگر چه نام پادشاه عوض شد و دیگر امپراطور و شاهنشاه نمی‌گفتند و امیر و خلیفه و سلطان جایگزین شده بود، ولی جایگاه و نگاه به آن همان بود. مشروعیت از شریعت می‌آمد.


شاه سایه خدا بود. این را من نمی‌گویم میرزای قمی می‌گوید. وی می‌گوید که شاه شبیه جانشین خداست. خیلی حرف است. بعد هم اضافه می‌کند که علما برای پاره‌ای امور به شاه نیاز دارند و شاه هم برای برخی امور دیگر به علما احتیاج دارد. از این قشنگ‌تر نمی‌توان تفکیک سیاست و دیانت کرد.
در ابتدای بحث خود این موضوع را مطرح کردید که در واقع می‌توان گفت که مشروطه در غرب، بعد از گذشت یک تجربه تاریخی شاید چند صد ساله روی داد و غرب تجربیات گوناگونی را پشت سر گذاشت که در ایران چنین چیزی روی نداد. این را منتقدین می‌گویند.
به هر حال این بحث مطرح است. ما در مشروطه و در خلال بحث‌های تاریخی مواردی را می‌بینیم و می‌شنویم که به نظر می‌رسد اگر آن فرآیند تاریخی را پشت سر می‌گذاشتیم، شاید فرجام کار این نبود. می‌خواهم بگویم که از این زوایه به بحث نگاه کنیم که اگر واقعا مشروطه چنین پرش و جهشی را نداشت، آیا دچار این مصیبت‌ها و بلاها می‌شد؟ به هر حال آن تجربیات، بسیار مهم بودند. می‌خواهم بگویم که این نظر را اصلا قبول ندارم. دلیل خیلی ساده است. شما جواب دهید که ژاپن از کدامیک از آن مراحل تاریخی گذشت. در ژاپن کی رنسانس شد، کی انقلاب صنعتی و علمي شد؟ دکارت در ژاپن بود؟ نه. در هند و ترکیه و مالزی هم همین طور. شما یک نسل کشورهایی را دارید که در این کشورها بدون اینکه هیچ کدام از آن مراحل تاریخی غربی تجربه شده باشد، نظام پارلمانی و دموکراسی مستقر شده است. دموكراسي كه در حال حاضر در هند است چيزي از نظام حاكم بر انگلستان كم ندارد.


اين فرضيه يك قاعده علمي بنا مي‌كند مبتني بر اينكه هر حكومتي كه مي‌خواهد به نظام پارلماني دست پيدا كند بايد از مراحل تاريخي متعددي عبور كند و هر نظامي كه بخواهد به صورت پرشي و بدون گذشتن از اين مراحل به ليبرال دموكراسي دست پيدا كند، با شكست روبرو خواهد شد، همچنان كه در ايران به اين آرمان دست نيافتيم. نقض اين قاعده علمي به سادگي ميسر است. درست است كه در ايران اين اتفاق صورت نگرفت، اما كشورهايي چون هند، ژاپن، مالزي، تركيه و موارد متعدد ديگري بدون گذر از اين مراحل به نظام پارلماني رسيدند، پس اين قاعده و فرضيه علمي از اساس نادرست است. اما اينكه چرا مشروطه در ايران موفق نبود، دلايل مشخصي براي اين موضوع وجود دارد.


اينكه در مشروطه انحراف پيش آمد، اقدمات فراماسون‌ها و ليبرال‌ها سبب اين وضع شد، از پشت به مشروطه خنجر زده شد، روحانيون كنار گذاشته شدند يا نه، دلايلي مثل همان كه گفتيم چون از مراحل تاريخي عبور نكرديم، دلايل درستي نيستند. دلايل مشخصي براي ناكامي مشروطه وجود دارد. وقتي در كتاب سنت و مدرنيته مي‌گويم كه مشروطه پيروز شد چون فرمان مشروطه صادر شد ولي مشروطه موفق نشد، يك سري دلايل داخلي معرفي كرده‌ام و يك سري دلايلي چون عملكرد و دخالت‌هاي روسيه و انگلستان. اي بسا اگر مظفرالدين شاه در نتيجه بيماري عفوني كه داشت يكي دو هفته بعد از صدور فرمان مشروطه فوت نمي‌شد و چند سال زنده مي‌ماند، باور كنيد شايد مشروطه مي‌توانست در ايران پا بگيرد و ناكام نشود. در همان زمان يك سري تغيير و تحولات در اروپا شكل مي‌گيرد. روسيه و انگلستاني كه يكصد سال است در ايران در حال رقابتند، از بخت بد ما به دليل قدرت نوظهور آلمان كه نهايتا به جنگ اول جهاني منجر شد، با هم متحد مي‌شوند و اختلافات را كنار مي‌گذارند.


اختلافات داخلي بين خود مشروطه‌خواهان هم البته جزو دلايل ناكامي است با يك سري دلايل ديگر. ببينيد اينها بود كه باعث شد مشروطه موفق نشود و چيزهاي مثل منحرف شدن مشروطه، كنار گذاشتن روحانيون و ... اصلا محلي از اعراب نداشتند. شما يك قانون اساسي مشروطه داريد، يك متمم قانون اساسي و در ضمن مصوبات مجلس اول مشروطه را داريم، برويد تحقيق كنيد كه يك بند از اينها خلاف اسلام باشد. يك مورد هم نداريم، پس اين چه حرف باطلي است كه مشروطه منحرف شد.
آقاي دكتر همين كه مشروطه مجلس را بنا كرد و ما بعد از آن پارلمان داريم را مي‌توانيم جزو دستاوردهاي مشروطه بدانيم. بله. شما مي‌توانيد از من بپرسيد كه اگر مي‌گويي مشروطه نتوانست موفق شود كه حكومت مبتني و متكي بر قانون را ايجاد كند، پس موفقيت مشروطه چه بوده است. در جواب مي‌گويم كه موفقيت مشروطه در ادبيات و فلسفه سياسي است كه وارد اين كشور كرده است. يعني اگر شما همين پوسته جمهوري اسلامي را برويد برداريد مي‌بينيد آنچه هست همان مشروطه است. اصل تفكيك قوا از مشروطه است.
ببينيد آقاي دكتر در صحت اين حرف‌ها شكي وجود ندارد. مشروطه آمد و مسائلي چون مجلس و گفتمان را وارد كشور كرد كه هنوز مورد اتكاي ماست. در تغييري كه مشروطه در ادبيات هم ايجاد كرد شكي نيست. در فاصله كوتاهي (تا سال 1301) ادبيات ايران به كلي دگرگون شد، اما بحث اين است كه بالاخره ما تاريخي داشته‌ايم كه در آن آمريت جريان داشته است. تاريخي داشتيم كه در آن به راحتي نمي‌شد سخن گفت، منتقد بود و فكر كرد. در دنياي غرب خيلي چيزها دست به دست دادند تا اين قفل‌هاي تاريخي شكسته شود. ببينيد اين مطلب را مي‌توانيد بگوييد كه بله اينها جزو مواردي است كه باعث شد مشروطه بيشتر از اين موفق نشود. نگاه كنيد ميرزاي قمي مي‌گويد كه شاه شبيه خداست. اين را زماني حدودا 40-50 سال قبل از مشروطه مي‌گويد؛ يعني در آن جامعه‌اي كه مشروطه پديد آمد هنوز شاه شبيه خدا خوانده مي‌شد.


تا قبل از مشروطه اگر از مردم سوال مي‌شد كه مشروعيت همين مظفرالدين شاه از كجا آمده است و چرا شما از ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه اطاعت مي‌كنيد، نه شما، روحانيون، كسبه، علما، تجار و همه از شاه اطاعت مي‌كنند، مي‌گفتند كه «سلطنت موهبت و وديعه‌اي است الهي كه به شخص اول مملكت تفويض شده است». مشروطه آمد اين را تغيير داد. گفت «سلطنت موهبت و وديعه‌اي است الهي كه به دست ملت به اعليحضرت واگذار شده است». اينها خيلي با هم فرق دارند. در اولي سلطنت مثل ازدواج كاتوليكي است و طلاق ندارد. من نمي‌خواهم و خيانت كرده و اينها قبول نيست. وقتي مي‌گوييم سلطنت موهبتي است الهي كه به شاه واگذار شده، تمام شد رفت. ديگر من و تو كه هستيم. من كي هستم كه بپرسم چرا اينجوري كردي يا نكردي.


«من كه باشم كه كنم يا نكنم / تو كه باشي كه كني يا نكني». قبل از مشروطه مردم رعيت بودند و غلط مي‌كردند كه در كار حكومت دخالت كنند. ميرزاي قمي در اين باره مي‌گفت كه شاه شبيه جانشين خداست و به اذن و به اراده الهي شاه شده، پس «بنده‌اي را نشايد كه سر از كمند اطاعت وي پيچد». درست مي‌گويد. اگر اين پادشاه به امر الهي پادشاه شده، من چه كاره باشم كه بيايم بگويم تو بايد باشي يا نبايد باشي. اين را بزرگترين مرجع جهان شيعه در زمان خود گفته، زيباكلام نگفته است. اما مشروطه مي‌آيد مي‌گويد از طرف مردم نزد اعليحضرت وديعه گذاشته شده، اين يعني اينكه مردم هستند كه داده‌اند و چون مردم هستند كه مي‌دهند پس مي‌توانند پس بگيرند.


اين فقط يك عبارت نيست يك فرهنگ است كه مشروطه وارد ايران مي‌كند. شما وقتي كتاب تاريخ بيداري ايرانيان مرحوم ناظم الاسلام كرماني را مي‌خوانيد جالب است كه وي مثل ضبط صوت خطبه‌هاي منابر سيدمحمد طباطبايي را ثبت كرده است. شبي مرحوم طباطبايي بحثي در مورد پادشاه مي‌كند. مي‌گويد كه اي مردم در كشورهاي غربي هم پادشاه هست، اما نه مثل پادشاهي كه در ايران هست. بعد ادامه مي‌دهند كه ما اصلا معني پادشاه را نفهميده‌ايم و پادشاه اصلا اين معني را ندارد كه هر كاري خواست بكند. پادشاه بايد حسب آنچه رعيت مي‌خواهد خدمت كند. رعيت او را پادشاه مي‌كند و رعيت اگر از عملش راضی نبود او را بركنار مي‌كند. اين را بزرگترين مجتهد آن زمان ايران بعد از علماي بزرگ نجف مي‌گويد.


ببينيد اين حرف چقدر با سخنان ميرزاي قمي متفاوت است. بحث ميرزاي قمي مثل ازدواج كاتوليكي است ولي طباطبايي مي‌گويد اگر مردم راضي نبودند او را تغيير مي‌دهند. حال من چگونه مي‌توانم بگويم كه مردم ايران مشروطه را نفهميدند. مشروطه همين است. اساس ليبرال دموكراسي همين است. اساس دموكراسي عزل و نصب حكام به دست مردم است. شايد شارحان دموكراسي تعبيرهاي مختلفي از دموكراسي داشته باشند ولي هيچ‌كدام اين ركن اصلي را كه بايد در دموكراسي عزل و نصب حكام به دست مردم باشد، نفي نمي‌كنند. ممكن است موارد ديگري به اين اضافه كنند، اما اين پايه هميشه استوار است.
اين كه مي‌گوييد را همه مي‌گفتند يا روشنفكران و علما؟ امروز هم وقتي شما مي‌گوييد مردم فلان چيز را مي‌گويند گوني سيب‌زميني نيست كه برخي را سوا كنيد و برخي را پس بزنيد. ما مي‌گوييم مردم اما در اين مردم استاد دانشگاه هم هست، ديپلمه هم هست، بيسواد هم هست. همه تيپ مردم هست. ببينيد من معتقدم كه اين ايده را مرحوم طباطبايي از فقه استخراج نكرده است، اين را از ژان ژاك روسو و ليبرال دموكراسي غربي گرفته است و اتفاقا بسيار درست فهم كرده است. منتهي يك سوال است و آن هم در پاسخ به آنهايي كه معتقدند مشروطه به انحراف كشيده شده است. كجاي اين قضيه با شرع در تضاد است؟ كجاي اين در تضاد با شرع است كه اگر ما امروز با كسي بيعت كرديم و بعد از مدتي راضي نبوديم، آيا نمي‌توانيم وي را كنار بگذاريم و با كس ديگري بيعت كنيم؟ چرا نمي‌توانيم؟ حضرت علي مساله خلافت را پيگيري نكرد تا زماني كه خود مردم به او مراجعه كردند.


اتفاقا به نظر من و برخلاف آنچه آقاي ماشاالله آجوداني و ديگران مي‌گويند روحانيت بن مشروطه را فهميده بود، اصل تفكيك قوا را فهم كرده بود، ولي مگر تفكيك قوا با شرع در تضاد است؟ مگر الان در جمهوري اسلامي داعيه تفكيك قوا را نداريم. مگر رئيس جمهور و نمايندگان مجلس را براي 4 سال انتخاب نمي‌كنيم كه اگر ناراضي بوديم، كس ديگري را انتخاب كنيم؟ ببينيد اين ايده‌هايي را كه مشروطه با خود به جامعه ايران آورد، بسيار مهم بود. به نظر من موفقيت مشروطه همين‌ها بود. شما الان مي‌گوييد آزادي مطبوعات، ببينم اينها را از مشروطه گرفته‌ايد يا از فقه؟ مي‌گوييد حق آزادي انديشه، اينها را از كجا آورده‌ايد؟ ولي حرف من اين است كه هيچ‌كدام از اينها با مذهب در تضاد نيست، مگر اينكه كسي معتقد باشد مشروعيت حكومت از آسمان و بالاي ابرها مي‌آيد، همان چيزي كه قبل از مشروطه بود.


اگر قائل به اين بوديم كه هيچ و بحثي هم نداريم و مشروطه سالبه به انتفاع موضوع مي‌شود.
آيا مي‌توانيم مدرنيته را در جايي مثل ايران با اين خصوصيات فكري خاص، امري آمرانه بدانيم؟ اگر بتوانيم مدرنيته را آمرانه ببينيم، آيا نبايد رضاشاه را ادامه دهنده راه مشروطه بدانيم و نه نقطه شكست آرمان‌هاي مشروطه؟ نه. اينجا نظرات متفاوتي وجود دارد اما من چون آدمي هستم كه هميشه گفته‌ام با بندبند وجودم ليبرالم، من حتي مدرنيته را هم معتقدم كه به زور نمي‌توان به جامعه تحميل كرد؛ يعني من اگر معتقد نباشم كه بايد اين آب را بخورم، شما حق نداريد اين را به زور به من بدهيد، ولو اينكه به نفع من باشد. شما حداكثر كاري كه مي‌توانيد بكيند اين است كه مزايا و منافع خوردن آب و بلاياي نخوردن را به من گوشزد كنيد، بيش از اين حق نداريد كاري بكنيد. اين فلسفه سياسي جان استوارت ميل است و جواب شما را ميل مي‌دهد كه مبناي دموكراسي غربي هم بر آن اساس شكل مي‌گيرد.


ميل مي‌گويد چه كسي خير و صلاح انسان را بهتر از انسان تشخيص مي‌دهد؟ شايد شما بگوييد حكومت يا جامعه، ولي جان استوارت ميل مي‌گويد كه خود فرد، مگر اينكه فرد سخيف يا مجنون باشد. در غير اين صورت هيچ فرد يا نهادي بهتر از زيباكلام صلاح زيباكلام را نمي‌داند. اگر شما با ميل همراه باشيد، آن وقت اگر من مدرنيته را نخواهم شما حق نداريد آن را به من تحميل كنيد، ولي به هر حال بعضي‌ها هم معتقدند كه كارهاي آتاتورك و رضاشاه درست بوده است، ولي معتقدم كه مدرنيته هم انتخابي است. اگر شما به زور بخواهيد مدرنيته را به من تحميل كنيد، اين همان استبداد است. جالب است كه الان در انگلستان فرقه‌اي اجازه واكسيناسيون كودكانشان را نمي‌دهند، با اين حال و با وجود بحث‌هاي فراوان، هنوز حكومت به خود اجازه نداده است كه به اجبار اين كودكان را واكسينه كند.


عده‌اي مي‌گويند كه به هر حال بچه هم حقوقي دارد و حقوق وي منحصر به خانواده و والدين نيست و بايد جامعه از آنها حمايت كند و در مقابل برخي هم اين استدلال را چيزي شبيه روند حاكم در دوران هيتلر مي‌خوانند.
آيا نمي‌توان از همين استدلال نتيجه گرفت كه مشروطه به مردم تحميل شده بود. مگر نه اينكه مشروطه‌خواهان از تهران براي كل كشور تصميم گرفتند؟ نه، به هيچ وجه اين موضوع درست نيست. اگر اين گونه بود و مردم كشور با مشروطه‌خواهان نبودند محمدعلي شاه در جنگ داخلي پيروز مي‌شد و استبداد بر كشور حاكم مي‌شد. ايران 14 ماه جنگ داخلي را تجربه كرد كه اگر مردم به كمك و حمايت مشروطه‌خواهان برنمي‌خاستند، نيروهاي حكومتي كه از طريق روسيه حمايت مي‌شدند در اين جنگ پيروز مي‌شدند. ما فقط به تبريز نگاه كرده‌ايم، ولي در اصفهان و تهران هم جنگ ادامه داشت.


در همين تهران 14 هزار نفر كه اكثرا فرهيخته بودند، در سفارت‌خانه‌ها تحصن مي‌كنند. همه كه نمي‌توانستند به قم بروند يا بجنگند، بسياري تاجر بودند و كسب و كاري داشتند و بهترين راه مبارزه را همين تحصن تشخيص داده بودند. اين رقم 104 سال پيش بسيار بزرگ بود. بنابراين كم‌لطفي است كه عده‌اي مي‌گويند مردم مشروطه را نفهميده بودند. الان هم اين حرف‌ها گفته مي‌شود. مي‌گويند مردم صبح گفتند زنده باد مصدق و عصري گفتند مرگ بر مصدق. اصلا و ابدا اين طور نيست.


انصافا الان وضع اين جور است كه صبح مردم بگويند زنده باد زيباكلام و شب شعر مرگ بر زيباكلام سر دهند؟! اين هم كه گفته مي‌شود انگليس بساط مشروطه را راه انداخت از اساس دروغ و نادرست است. انگلستان به دليل رقابت با روسيه بدش نمي‌آمد كه گروهي روشنفكر كه منافع ملي را ترجيح مي‌دادند، روي كار بيايند. همچنين انگلستان كشوري سرمايه‌داري بود و دوست داشت كه ايران جديد با همان مختصات سرمايه‌داري و صنعتي شدن شكل گيرد، بنابراين معلوم است كه دوست داشت در ايران نظام پارلماني و دموكراسي پا گيرد، ولي دخالتي نداشت. به همان دلايل، روسيه تزاري هم دشمن سرسخت مشروطه بود، چون يك نظام استبدادي با مختصات روسيه آن روز، دوست نداشت كه يك دموكراسي در همسايگي كشورش شكل گيرد، از همين رو روسيه اينقدر از مشروطه‌خواهان را اعدام كرد و تا اين حد از استبداد صغير حمايت كرد.
آقاي دكتر در جريان مشروطه خوانده‌ايم كه عده‌اي مثل ميرزا ولي‌خان تنكابني كه روزي در مقابل مشروطه ايستاده بودند، بعدها ميراث‌دار مشروطه شدند و شايد روند مشروطه را هم تغيير دادند. به نظر شما شرايط جامعه چطور بود كه اين اجازه را مي‌داد كه افراد به راحتي رنگ عوض كنند؟ بله. عده‌اي بودند كه وقتي ديدند شرايط عوض شده، به جرگه مشروطه‌خواهان پيوستند. اين موضوع هميشه و در طول تاريخ وجود داشته و به معناي كم بودن سطح آگاهي مردم نيست، هر چند شايد تا حد اندكي اين موضوع هم در آن دخيل باشد. ولي كلا اعتقاد دارم كه منتهي شدن مشروطه به سمت استبداد رضاشاه به دليل اين مسائل نيست.


مثالي مي‌زنم. شما ماشيني داريد كه خوب كار نمي‌كند، به شما پيشنهاد مي‌دهم كه ماشين را بفروشيم و با گرفتن وام، ماشين بهتري تهيه كنيم. ماشين به فروش مي‌رود ولي در راه دزدي پول را از ما مي‌زند. ببينيد انگيزه من خير بود ولي همان ماشين قراضه هم از كف شما رفت. در مشروطه هم همين وضع بود. هدف بهبود وضع مردم بود ولي همان نظم حداقلي دوران قاجار هم به باد رفت و مردم به ستوه آمدند و بسياري از مردم و بزرگان به سوي كسي متمايل شدند كه بيايد و نظمي به جامعه بدهد، اينچنين بود كه رضاخان سر برآورد. در آن 15 سال، از زماني كه مشروطه شكل مي‌گيرد و فرمان مشروطه امضا مي‌شود تا زماني كه رضاخان ميرپنج به همراه سيدضيا وارد تهران مي‌شوند، ما اصلا نفهميديم كه زمان چگونه گذشت.


در اين 15 سال حدود 2 ميليون نفر از جمعيت ايران به دليل جنگ، قحطي و بيماري از بين مي‌رود. مي‌بينيد كه نمي‌توانيم از مردم انتظار داشته باشيم كه نه، هنوز بياييد طرفدار مشروطه باشيد. مي‌گفتند گور باباي مشروطه و آرمان‌هايش، ما مي‌خواهيم كسي بيايد و نظم را به ايران بياورد. مردم كه جاي خود دارد، مدرس و مصدق هم دنبال شبه‌ديكتاتوري بودند كه بيايد و نظمي به جامعه بدهد؛ يعني ليبرال‌ها و غيرليبرال‌ها، مذهبي‌ها و غيرمذهبي‌ها، سوسيال دموكرات‌ها و چپ‌ها، همه به دنبال يك حكومت مركزي منسجم و نيرومند بودند كه مملكت را نجات دهد و اهداف مشروطه كلا فراموش

کد خبر : 138292

افشاگري امير عابديني عليه‌ي فيروز كريمي:

مبلغ هنگفتي صبح بازي با شيرين‌فراز
به حساب كريمي واريز شد!
در يك آرايشگاه براي داماش تصميم‌گيري مي‌شد


خبرگزاري دانشجويان ايران - رشت سرويس: ورزشي - فوتبال
مديرعامل داماش گيلان با اشتباه دانستن استخدام فيروز كريمي در فصل گذشته عنوان كرد: حضور اين فرد در راس كادر فني داماش جزو بزرگترين اشتباهات عمرم بود كه به خاطر آن خودم را نخواهم بخشيد.
امير عابديني در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خزر با بيان اين مطلب اظهار كرد: از لحاظ روحي، تاكتيكي و ساير مسايل از بابت قرارداد با فيروز كريمي متضرر شديم، رقم قرارداد اين مربي در فصل گذشته حدود 350 ميليون تومان بود كه براي صعود به ليگ برتر تقاضاي 300 ميليون پاداش داشت كه مورد موافقت هيات مديره هم قرار گرفت، هر چند از مبلغ پاداش 100 ميليون تومان از داماش گرفت كه تاكنون پس نداده است.
وي تصريح كرد: فيروز كريمي در بدو حضور در رشت تقاضاي دو واحد مسكوني كرد كه در اختيارش قرار داديم، هر چند موضوع اصلي در نحوه چينش باريكنان بود، يك روز به تمرين داماش رفتم كه ملاحظه كردم 28 بازيكن در حال تمرين هستند كه در اين بين چند بازيكن كنار زمين حضور داشتند كه به هيچ عنوان در ليست و برنامه هاي داماش نبودند و معلوم بود سفارش شده افراد ديگر هستند.
مدير عامل داماش يادآور شد: در يك مجموعه بايد همه به يكديگر احترام بگذارند ولي قرار نيست در يك آرايشگاه براي داماش تصميم گيري شود كه وقتي متوجه اين موضوع در زمان حضور فيروز كريمي شدم به خود لرزيدم ولي به هر ترتيب اين اتفاق ناخوشايند رخ داده بود.
امير عابديني ادامه داد: اميدوارم اين مساله براي درفك گيلان رخ ندهد، شايد اين اتفاقات تجربه اي باشد تا مديران باشگاه‌ها بيشتر به حرف اصحاب رسانه دقت كنند و نصايحي كه اهالي مطبوعات و مردم به مسوولان تيمها ابراز مي كنند بيشتر مورد توجه قرار گيرد، سال گذشته مردم و هواداران داماش با وجدان بيدارشان از اين بابت به ما هشدار دادند ولي توجه نكرديم كه در اين زمينه بايد از آنها عذرخواهي كرد.
مدير عامل داماش گيلان متذكر شد: قالب مديريت بر مبناي اعتماد است ولي حق و انصاف اين نيست كه به عنصرهاي فعال و كارآمدي كه داريم كمتر توجه نشان دهيم و عنصري را كه نمي شناسيم مورد توجه قرار دهيم، بنده يك دوره كوتاه با فيروز كريمي در تيم ملي فوتبال همكاري داشتم و ديگر با اين شخص كار نكردم، به هر جهت آوردن فيروز كريمي به داماش گيلان از بزرگترين اشتباهات عمرم بود كه هيچگاه از اين بابت خودم را نخواهم بخشيد.
عابديني با اشاره به رفتار غيرمتعارف فيروز كريمي در زمان پرداخت پاداش به بازيكنان داماش عنوان كرد: متاسفانه پاداش‌هايي كه به بازيكنان داماش پرداخت مي كرديم در رختكن تيم بازنگري مي شد و زماني كه فيروز كريمي نگذاشت پاداش اصلي به برخي بازيكنان داده شود به وي اعتراض كردم كه اين عمل را تكرار نكند چرا كه در شان باشگاه داماش نيست پاكتي به عنوان پاداش به نام بازيكن داده شود و مبلغي از آن پاكت پيش از تحويل به بازيكن كسر شود.
مدير عامل داماش گيلان ادعا كرد: نكته مبهمي كه هنوز برايمان جاي سوال دارد واريز مبلغ درشت و هنگفتي است كه صبح بازي با شيرين فراز در بانك ملي به حساب فيروز كريمي ريخته شد كه هنوز نمي دانم اين مبلغ قابل توجه از چه منبعي واريز شده است، اميدوارم بررسي هاي صورت گرفته بتواند به بنده اعتماد به نفس لازم را القا كند كه در اين ميان تخلفي صورت نگرفته است.

كد خبر: 8905-05653


در پی تاخیر رئیس جمهور؛

لاریجانی قانون تجمیع انتخابات شوراها و

ریاست جمهوری را ابلاغ کرد

رئیس مجلس شورای اسلامی در پی انقضای مهلت قانونی رئیس جمهور برای ابلاغ قانون اصلاح قانون تجمیع انتخابات دوره پنجم شوراهای اسلامی با دوره یازدهم ریاست جمهوری ، این قانون را به روزنامه رسمی ابلاغ کرد.


به گزارش خبرگزاری مهر علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی طی نامه‌ای به مدیر عامل روزنامه رسمی کشور قانون اصلاح قانون تجمیع انتخابات دوره پنجم شوراهای اسلامی با دوره یازدهم ریاست جمهوری مصوب 1387 را برای درج در این روزنامه ابلاغ کرد.
متن نامه ابلاغ رئیس مجلس به این شرح است: مدیرعامل روزنامه رسمی کشور ، با توجه به انقضای مهلت مقرر در ماده 1 قانون مدنی و در اجرای مفاد تبصره ماده «1» قانون مذکور، یک نسخه تصویر قانون "اصلاح قانون تجمیع انتخابات دوره پنجم شوراهای اسلامی با دوره یازدهم ریاست جمهوری مصوب 1387" برای درج در روزنامه رسمی ارسال می‌گردد.
قانون اصلاح قانون تجمیع انتخابات دوره پنجم شوراهای اسلامی با دوره یازدهم ریاست جمهوری مصوب 1387ماده واحده- قانون تجمیع انتخابات دوره پنجم شوراهای اسلامی با دوره یازدهم ریاست جمهوری مصوب 28/2/1387 به شرح ذیل اصلاح می‌گردد: با افزایش طول دوره سوم شوراهای اسلامی، شهرداران و دهیاران تا برگزاری انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری، انتخابات دوره چهارم شوراهای اسلامی و دوره یازدهم ریاست جمهوری هم زمان برگزار می‌گردد. تمدید دوره مـدیریت شهرداران و دهیاران مانع اختیار شوراها برای نظارت و استیضاح نیست.
تبصره- شروع به کار دوره چهارم شوراهای اسلامی، یک ماه پس از آغاز دوره ریاست جمهوری یازدهم خواهد بود. قانون فوق مشتمل بر ماده واحده و یک تبصره در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ دوم تیر ماه یک‌هزار و سیصد و هشتاد و نه مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 16/4/1389 به تأیید شورای نگهبان رسید. بر اساس ماده 1 قانون مدنی مصوبات مجلس شورای اسلامی و نتیجه همه پرسی پس از طی مراحل قانونی به رئیس جمهور ابلاغ می شود.
رئیس جمهور باید ظرف مدت پنج روز آنرا امضا و به مجریان ابلاغ نماید و دستور انتشار آنرا صادر کند و روزنامه رسمی موظف است ظرف مدت 72 ساعت پس از ابلاغ منتشر نماید.
در تبصره این ماده تصریح شده است: در صورت استنکاف رئیس جمهور از امضا یا ابلاغ در مدت مذکور در این ماده به دستور رئیس مجلس شورای اسلامی روزنامه رسمی موظف است ظرف مدت 72 ساعت مصوبه را چاپ و منتشر نماید.طبق ماده «2» قانون مدنی قوانین 15 روز پس انتشار، در سراسر کشور لازم الاجراء است مگر آنکه درخود قانون، ترتیب خاصی برای موقع اجرا مقرر شده باشد.

تاریخ انتشار، تهران: ۱۱:۲۵ , ۱۳۸۹/۰۵/۱۲

ورود 5 میلیون کولر گازی به مدار مصرف برق

نامجو به مهر خبر داد:

ورود 5 میلیون کولر گازی به مدار مصرف برق

پیک روز از شب پیشی گرفت


وزیر نیرو کولرهای گازی را مهمان ناخوانده خانه‌های ایرانی در سال 89 دانست و گفت: برآوردها نشان می دهد که امسال 4.5 تا 5
میلیون دستگاه کولر گازی به مدار مصرف وارد شده که این موضوع خود عاملی برای رشد مصرف برق در کشور بوده است. مجید نامجو در گفتگو با مهر گفت: امسال با توجه به گرمای شدید هوا، بحث استفاده از کولرهای گازی شکل جدیدتری به خود گرفت؛ به نحوی که تنها در چند روز از سال گذشته مواجه با پیشی گرفتن پیک روز از شب بودیم، اما امسال به صورت کلی پیک روز بیش از پیک شب بود.
وزیر نیرو افزود: روز سه شنبه 22 تیرماه، مصرف در طول روز به 41 هزار و 1 مگاوات رسید در حالی که در پیک شب، مصرف حدود 40 هزار مگاوات شد. این ارقام نشانگر فزونی 1000 مگاواتی پیک روز از پیک شب بود.
وی تصریح کرد: البته این نکته را نیز نباید از ذهن دور داشت که اصولا نیروگاهها، در پیک روز خروجی کمتری از پیک شب دارند؛ چراکه دمای هوا خود به خود بر راندمان نیروگاهها تاثیرگذار است؛ به نحوی که نیروگاهها در روز، 1000 مگاوات کمتر از شب تولید برق دارند.
به گفته نامجو، در چنین شرایطی با توجه به 1000 مگاوات اختلاف پیک شب و روز در تابستان امسال، 2 هزار مگاوات اختلاف در شبکه میان پیک روز و شب بوجود آمد.
این عضو کابینه دهم در ادامه اظهار داشت: خوشبختانه حدود 35 هزار مگاوات نیروگاه حرارتی در کشور وجود دارد؛ در حالی که ما در روزهای پرمصرف، تا 35 هزار و 141 مگاوات وارد مدار کردیم و توانستیم رکوردی را در این زمینه به ثبت رسانیم، ضمن اینکه برای تامین مابقی نیاز مصرف تا 41 هزار مگاوات، از واحدهای آبی استفاده شد.
وی اظهار داشت: به هرحال ورود حدود 4.5 تا 5 میلیون کولر گازی در کشور به مدار مصرف، باعث مشکلات زیادی می شود، این درحالی است که گرمای کولر گازی در واقع باعث آمپراژ زیاد می شود و آمپر وقتی از داخل کابل، تاسیسات و پست های برق عبور کند، باعث داغ شدن داخل کابل می شود که این گرما باید به بیرون منتقل شود.
نامجو ادامه داد: زمانی که دمای هوای بیرونی کابلها هم به شدت گرم است، کابلها خاصیت اصلی شان را از دست می دهند و خود به خود ظرفیت را پایین می آورند چراکه تحت افت ولتاژ قرار می گیرند، این درحالی است که ابتدای سیم باید نسبت به انتهای آن، 5 درصد افت ولتاژ داشته باشد؛ اما در این مواقع مشاهده می شد که تا 20 درصد افت ولتاژ صورت می گیرد و این موجب می شود که اختلالات جزئی در سیستم بوجود آید.

تاریخ انتشار، تهران: ۱۰:۴۰ , ۱۳۸۹/۰۵/۱۲

افزایش همکاری نظامی بین روسیه و ارمنستان
تمرین مشترک نظامی ارمنستان و روسیه.



به گزارش اینتر فاکس در جديدترين پيمان همکاری های دفاعی روسيه و ارمنستان، دامنه همکاری های دفاعی فی مابين گسترده تر خواهد شد و ماهيت اين همکاری نيز تا حد زيادی تغيير خواهد يافت.
روسيه و ارمنستان با تغيير در مفاد قرارداد مربوط به فعاليت پايگاه نظامی ۱۰۲ روسيه مستقر در شهر گيومری ارمنستان، از اين پايگاه در جهت «اهداف مشترک دو کشور» استفاده خواهند کرد و روسيه با تجهيز دوباره، از اين پايگاه نه تنها برای دفاع از منافع فرامرزی و ملی خود، بلکه برای دفاع از امنيت ارمنستان نيز استفاده خواهد کرد.
هم اکنون پارلمان ارمنستان مشغول بررسی تصويب اين قرارداد است و در صورت تاييد، در روزهای آتی ميان مقامات روسيه و ارمنستان امضا خواهد شد. به گزارش خبرگزاری اينترفاکس روسيه، پايگاه ۱۰۲ روسيه منبعد با همکاری نيروهای نظامی ارمنستان برای تامين اهداف امنيتی ارمنستان نيز استفاده خواهد شد. مدت اين قرارداد ۴۹ سال اعلام شده است و هر پنج سال يکبار بطور خودکار تمديد خواهد شد.
مقامات جمهوری آذربايجان تاکنون واکنشی به اين قرارداد دفاعی-امنيتی نشان نداده اند.
به گزارش اينترفاکس، تغيير درقرارداد استفاده از اين پايگاه بر اساس تفاهمنامه همکاری امنيتی سال۱۹۹۲ ميان ارمنستان و روسيه، و نيز قرارداد همکاری امنيتی متقابل سال ۱۹۹۷ ميان دو کشور انجام خواهد گرفت.
طبق گزارشات، پايگاه نظامی روسيه موسوم به "ام ۱۰۲" ، با صد زره پوش، ۳۰۰ ماشين زرهی و ۴۰۰۰ سرباز روس از سال ۱۹۹۵ در منطقه "گيومری" ارمنستان فعاليت دارد و ماموريت اعلام شده آن فعاليت در چهارچوب سامانه دفاع واحد ضدهوايی کشورهای مشترک المنافع می باشد.
سال گذشته جمهوری آذربايجان به اخبار منتشر شده در رسانه های جمعی، مبنی بر اقدام روسيه در واگذاری مقادير قابل توجهی سلاح به ارزش ۸۰۰ ميليون دلار از طريق اين پايگاه به ارتش ارمنستان اعتراض کرد و در اين رابطه روسيه را به «ناديده گرفتن کنوانسيون سازمان ملل در مورد حفظ موازنه در مناقشه قره باغ متهم نمود».
در پی آن، واسيلی ايستراتوف سفير سابق روسيه در آذربايجان جهت ارايه توضيحات به وزارت خارجه آذربايجان احضار گرديد و وزارت دفاع و وزارت امور خارجه فدراسيون روسيه اخبار منتشر شده در رسانه های گروهی را تکذيب نمودند، با اين حال مقامات باکو پاسخ مسکو را کافی ندانستند.
ارمنستان و روسيه علاوه بر قراردادهای همکاری نظامی و امنيتی دوجانبه ، در چهارچوب "سازمان پيمان امنيت جمعی" هم در زمينه های نظامی و تامين تسليحات با يکديگر همکاری می کنند.
در پی حملات ارمنستان به جمهوری آذربايجان بيست درصد از سرزمين های متعلق به جمهوری آذربايجان، يعنی قره باغ کوهستانی که عمدتا ارمنی نشین است، همراه با هفت شهر و ناحيه ديگر اطراف آن اشغال شده است.

در سال ۱۹۹۴ طرفين به پيمان آتش بس دست يافتند و مذاکرات پيرامون اين مناقشه با ميانجيگری گروه مينسک سازمان امنيت و همکاری اروپا با رياست مشترک روسيه، فرانسه و ايالات متحده آمريکا انجام می گيرد.


داستان مصور خیابان سی تیر با قدمتی همپای مشروطه

خیابان قوام السلطنه (سی تیر فعلی) قدمتی همپای مشروطه دارد و عمر آن به 100 سال می‌رسد. از این حیث باید گفت این خیابان محصول مشروطه است؛ چراکه اساس آن تحت تاثیر تفکرات ناشی شده از مشروطه بنا شده است.


خیابان قوام السلطنه (سی تیر فعلی) قدمتی همپای مشروطه دارد و عمر آن به 100 سال می‌رسد. از این حیث باید گفت این خیابان محصول مشروطه است؛ چراکه اساس آن تحت تاثیر تفکرات ناشی شده از مشروطه بنا شده است.
در ابتدای این خیابان که از انتهای اراضی میدان مشق نظام شروع می‌شود در آن سال‌ها مریض‌خانه افتتاح می‌شود و به همین دلیل این خیابان مریض‌خانه نام می‌گیرد. آثار دوره قاجار در این بیمارستان در دهه 30 و 40 به صورت مدرن بازسازی می‌شود و بعدها بیمارستان سینا نام می‌گیرد. همچنين در جوار مريضخانه، ساختمان بخت‌آزمایی در زمان پهلوي دوم توسط فرمانفرمایان ساخته می‌شودكه بعدها در طرح گسترش بیمارستان سینا قرار گرفت. در زمان مشروطه هنرستان آلمانی در شمال بيمارستان سينا ساخته می‌شود که اساتید دانشکده‌های فنی همه فارغ‌التحصیل آن هستند و هنوز به عنوان هنرستان تهران باقی است. اما با افتتاح دانشگاه پلی‌تکنیک تهران تمام ماشین‌آلات به این دانشگاه انتقال داده شد.
بعداز مشروطه اقلیت‌ها از کلونی‌های خود (مثلا از محله جهودها، ارمنی‌ها و....) خارج شده و وارد فضای شهری می‌شوند و رویکردهایی از طرف جوامع غیرمسلمان به این خیابان آغاز می‌شود.
موزه ايران و باستان:
در دوره رضاشاه در زمین‌های پیرامونی میدان مشق نظام، مراکز دولتی را تاسیس شدند. در انتهای اين محدوده آندره گودار که خود معمار شهرداری پاریس بود، در سال 1316 به دستور رضا شاه این ساختمان ساخته و به موزه ملی تبديل‌ مي‌شود. در ساخت اين ساختمان از طاق مداین الهام گرفته شده و با آجر ساخته مي‌شود. این ایوان 4/1 ایوان مداین واقعی است و به شکل کلاسیک زمان خود ساخته شده است. البته ساخت این موزه هرگز کامل نشد.
همچنين در زمان رضا شاه انديشه تاسيس كتابخانه ملي شكل مي‌گيرد اما در ادامه تصميم مي‌گيرند کتابخانه ملی را موقتا در کتابخانه موزه مستقر کنند. اين استقرار تا 10 سال پیش پابرجا بود تا اينكه در زمان انقلاب كتابخانه ملي به اراضي عباس آباد منتقل شد.
در این خیابان تحول معماری در دهه‌های مختلف را در نوع بنا، نمای ساختمان، روکار و فرم ایوان‌ها و درگاهی‌ها می‌توان دید. البته اکثر گونه‌های خاص ساختمانی به سفارش افراد خاص ساخته می‌شده.
کنیسه حیم:
این کنیسه اولین کنیسه شهری در تاریخ ایران است. يهوديان بیشتر تنها اجازه داشتند در محدوده‌های یهودی‌نشین به ساخت كنيسه بپردازند. کنیسه‌های قدیمی‌تر بیشتر در خیابان سیروس وجود دارد که به 200 سال پیش برمی‌گردد. کنیسه حيم نتیجه تحولات مشروطه است که طي آن یهودیان در مجلس دارای وکیل شدند. اين كنيسه كه حدود 100 امین سال قدمت دارد توسط مرحوم حیم معروف که نگارنده دیکشنری معروف، ساخته شده است. بعدها در اطراف این کنیسه، خانه‌های جامعه یهودی به تدريج ساخته شدند. در جنگ جهانی دوم مهاجران لهستانی وارد ايران شده و یهودیان ایرانی مهماندار یهودیان لهستان می‌شوند و در کنار کنیسه حیم، لهستانی‌ها یک کنیسه مختص خود می‌سازند. بعدها این کنیسه هم در اختیار یهودیان ایرانی قرار گرفت.
کلیسا حضررت پطروس:
در راستاي سكني گزيدن اقليت‌هاي مذهبي در خيابان سي تير فعلي، ارامنه نيز با ساخت اين كليسا، در اين خيابان تاريخي مستقر شدند و به تريج مسيحيان به ساخت و ساز خانه در اطراف اين كليسا مبادرت ورزيدند.
موزه اسقف آرداك مانوكيان:
ساخت اين موزه از سال 83 آغز و نهايتا در سال 88 افتتاح شد. در اين موزه كه براي معرفي اقوام مسيحي در ايران ساخته شده‌است، لباس‌ها، کتب انجیل، نقره‌کاريها و صنايع دستي، معرفي نامه كليساهاي ايران و... به نمايش گذاشته شده است.
آتشکده فیروز بهرام:
عمر اين آتشكده بیشتر از 90 سال است و آتش آن از یزد منتقل مي‌شود. اين ساختمتن چون در دوره پهلوی اول ساخته ‌شده و تحت تاثیر باستان شناسی ایران است، با الهام از تخت جمشید ساخته شده. گفتني است با غرق شدن بهرام در دریا، پدرش که از زرتشتیان مقیم هند بود این سرمایه‌گذاری را می‌کند و این بنا را به نام پسرش می‌سازد. در ادامه دبیرستان فیروز بهرام در مجاورت با اين عمارت ساخته مي‌شود که ازجمله دانش‌آموختگان آن می‌توان از حسن علی منصور و اعلم نام برد. همچنين تالارهای ایرج و خسرو، بهمن، انجمن زرتشتیان در شمال آتشكده جهت برگزار مراسم زرتشتيان (عروسی و عزا) ساخته شده است.
موزه آبگینه:
خانه قوام السلطنه: این بنا، در دوره رضاه شاه تحت تاثیر معماری قفقاز ساخته می‌شود. وقایع 30 تیر جلوی این خانه رخ داده است كه طي آن مخالفان قوام در تاريخ سي تير 1332 در برابر این بنا تظاهرات كردند. دولت قوام سقوط می‌کند و مصدق دوباره قدرت را به دست می‌گیرد. چندی بعد قوام می‌میرد و ورثه او، بنا را به سفارت مصر می‌فروشدند و این مکان تبدیل به سفارت مصر می‌شود. در اواسط دهه 40 شخصی این ساختمان را خریده و آن را در اختیار حکومت قرار می‌دهد و با طراحی هانس هولن به موزه سفال و شیشه تبدیل می‌شود.

حاشيه‌هاي همايش ايرانيان مقيم خارج از كشور؛

از دف و تار دختران تا‌ حمايت مالي

ويژه رئيس جمهور از مليكاي ايراني

خبرگزاري فارس: در همايش ايرانيان مقيم خارج از كشور از دف و تار دختران گروه آوازخواني عصار تا عكس‌هاي يادگاري احمدي‌نژاد با برخي از ايرانيان پيش‌بيني شده بود.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس همايش ايرانيان مقيم خارج از كشور كه صبح امروز دوشنبه با حضور رئيس جمهور و وزراي اقتصاد، بهداشت، امور خارجه و دادگستري همراه با حضور برخي از شخصيت‌هاي نظام و رئيس دفتر رئيس جمهور در سالن اجلاس سران كشورهاي اسلامي آغاز شده بود، با حواشي همراه بود.
* در ابتداي اين همايش گروه همخواني عليرضا عصار همراه با 10 دختر جوان اقدام به آوازخواني كردند كه دختران و پسران نيز دف مي‌زدند.
* مانيتورهاي سالن به طور مداوم سخناني را از اسفنديار رحيم مشايي، محمود احمدي‌نژاد، علي معلم و برخي از هنرمندان كشورمان درباره ايراني‌ها پخش مي‌كرد كه اظهارات آنها در خصوص ايرانيان موجب شادي حاضران شده بود.
* هنگام دف‌زني دختران حجت‌الاسلامي رازيني و حجت‌الاسلام گركاني به نشانه اعتراض به پخش موسيقي در سالن برگزاري همايش، سالن را ترك كردند.
* در اين همايش زمزمه‌اي مطرح شد كه قرار بود محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كشورمان قبل از دف‌زني دختران وارد سالن شود اما شنيده‌هاي خبرنگار فارس حاكي از آن است كه آقاي احمدي‌نژاد پشت در سالن مانده است تا دف‌زني دختران به اتمام برسد.
* بعد از حضور رئيس جمهور عليرضا عصار سرودهاي متفاوتي را همراه با تيم آواز خواني خود در سالن اجرا كرد كه البته دختران اين بار به جاي دف، تار مي‌زدند و دو نفر از همراهان عليرضا عصار پشت دستگاه ارگ بودند.
* هنگام سخنراني محمود احمدي‌نژاد بارها تشويق حاضران صحبت‌هاي رئيس جمهور را قطع مي‌كرد.
* احمدي‌نژاد همچنين صندوق ارزي ايرانيان مقيم خارج از كشور را در حالي افتتاح كرد كه مليكا دخترخانم كوچك ايراني مقيم خارج از كشور اولين حساب خود را در اين بانك افتتاح كرد و رئيس جمهور قول داد كه مبلغي را به حساب وي واريز كند.
* بعد از سخنراني رئيس جمهور حاضرين براي استراحت و شركت در ضيافت ناهار به هتل استقلال رفتند اما هنگام برگشت برخي از آنها در هتل استقلال ماندند و تمايلي براي شركت در برنامه بعد از ظهر از خود نشان ندادند.
* در اين همايش حضور ايرانيان مقيم آمريكا دو برابر ايرانيان مقيم ساير كشورها بود به طوري كه آمريكايي‌ها در گوشه و كنار سالن نشسته بودند و اكثر تجمع‌هاي سالن اجلاس سران اسلامي به آمريكايي‌ها تعلق داشت.
* خروج احمدي نژاد از سالن اجلاس براي محافظان وي بسيار مشكل شده بود به طوري كه برخي از ايرانيان خارج از كشور در مقابل وي ايستاده بودند و هر يك مي‌خواستند با احمدي‌نژاد گفت‌وگو كنند و برخي ديگر مي‌خواستند با رئيس جمهور عكس يادگاري بگيرند در حالي كه محافظان احمدي‌نژاد تلاش مي‌كردند وي را از سالن خارج كنند اما رئيس جمهور بر خلاف نظر محافظانش نزديك يك ساعت در سالن با ايرانيان خارج از كشور گفت‌وگو كرد و البته با برخي از خانم‌ها و آقايان عكس يادگاري گرفت.

Baku punishing Contact for deleivering
services in Karabakh

16:07 • 02.08.10
The Central Bank of Azerbaijan instructed the commercial banks across Azerbaijan to suspend business with the money transfer system Contact.
According to Azerbaijani news agency Trend the reason is Contact's "illegal activity" in Nagorno Karabakh.
Contact system deals with money transfer without opening an account in Russia, CIS, Baltic and foreign countries. The organizer and clearing center is RUSSLAVBANK CJSC.
Earlier operations on money transfer were suspended by Azerbaijani banks within MIGOM and LEADER systems due to the same reason.
Similar requirements were given to Azerbaijani banks in respect of money transfer systems Western Union and MoneyGram. According to the Central Bank, banks have suspended the operations within the money transfer systems since July 30, 2008, which were resumed August 14 the same year. The decision to resume work with them was taken on the basis of commitments undertaken by the Western Union and Moneygram that they will not transfer money to Karabakh any more in the future.
Tert.am