اسطوره‌هاي رازآميز را دوست دارم

رضا كيانيان به سوالات خبرنگاران پاسخ داد:

اسطوره‌هاي رازآميز را دوست دارم


كيانيان اطمينان دارد كه از هيچ افكتي در عكس‌ها استفاده نشده است. او عكس‌هايش را در وقت طلايي غروب و در آستانه‌ي تاريكي گرفته است. مي‌گويد: اسطوره‌هاي رازآميز را دوست دارم كه كلاغ يكي از آنهاست.


ایلنا- : نشست مطبوعاتي نمايشگاه عكس رضا كيانيان باعنوان «غار سوم: اتفاق مي‌افتد» كه دومين نمايشگاه انفرادي رضا كيانيان به شمار مي‌آيد، بعدازظهر شنبه(13 آذرماه) برگزار شد و رضا كيانيان با حضور در جمع خبرنگاران؛ به سوالات آنها پاسخ داد.
كيانيان، اين نمايشگاه را حاصل يك كار گروهي برشمرد و از همكاران خود؛ فاتك موسوي(طراح چيدمان)، ماني بيات(آهنگساز) و فراهاني(گرافيست ديجيتال) تشكر كرد كه او را در برگزاري اين نمايشگاه ياري كرده‌اند. او، نخست به‌دليل انتخاب سوژه عكس‌هاي نمايشگاه يعني كلاغ اشاره كرد و گفت: خيلي‌ها از من مي‌پرسند چرا كلاغ؟! يك جواب فرافكنانه مي‌تواند اين باشد كه اگر هر موجود ديگري را سوژه قرار مي‌دادم؛ باز اين سوال درمورد آن حيوان قابل پرسش بود. اما بهانه‌ي شخصي من خيلي ساده است. من مانند خيلي‌ از عكاس‌هاي ديگر؛ كلاغ را دوست دارم و حجم و حركتش در فضا برايم قابل توجه است. وي ادامه داد: من آدمي هستم كه اسطوره‌هاي رازآميز را دوست دارم و درمورد كلاغ اسطوره‌هاي فراواني در سراسر جهان نوشته شده است.
اين نكته نيز براي من خيلي جالب بود كه چرا در تمام اين اسطوره‌ها؛ كلاغ جايگاه يكساني دارد چراكه در روزگاران قديم انسان‌ها در اقوام مختلف همديگر را نمي‌ديدند و هيچ رابطه‌اي باهم نداشتند اما همگي به كلاغ مي‌پرداختند. كيانيان گفت: يكي از اين اسطوره‌ها كه به سياه بودن كلاغ برمي‌گردد؛ اين انديشه است كه كلاغ روزي از يك غار عبور كرد و چون در آن غار آتشي روشن بود؛ دود آتش پرهايش را سياه كرد.
اسطوره‌ي‌ ديگري كه در اغلب فرهنگ‌ها و اقوام شنيده مي‌شود؛ قصه‌ي عمر 400 ساله‌ي اين پرنده است. درصورتي‌كه پيرترين كلاغ كه درحال حاضر در يك لابراتورا آمريكايي مورد آزمايش است؛ تنها 24 سال دارد. اين هنرمند اظهار داشت: باورهاي عجيب‌ و غريبي را در اسطوره‌هاي مختلف راجع به كلاغ شنيده‌ام و آنها را دوست دارم و حتي مي‌خواهم كه حقيقت داشته باشند مثلاً اين باور كه اگر يك كلاغ به شما نگاه كند و 2 غار بزند يعني حامل خبري است، اگر 3 غار بزند يعني آن خبر براي شماست و اگر تعداد زيادي كلاغ همزمان در آسمان غار بزنند اين بدان معنا است كه اتفاق بدي در راه است و ما بايد به خدا پناه ببريم.
اين بازيگر در پاسخ به سوالي پيرامون فعاليت‌هاي هنري‌اش در گرايش‌هاي مختلف همچون سينما، تائتر، ادبيات و هنرهاي تجسمي گفت: من تا امروز 8 كتاب منتشر كرده‌ام بنابراين كار نوشتن براي من يك نوع گريز زدن به ادبيات به شمار نمي‌آيد زيرا من يك نويسنده‌ام همانطور كه يك كودك هم وقتي نقاشي مي‌كند مانند پيكاسو يك نقاش است. وقتي به سينما رفتم همه منتقدان به من مي‌گفتند تو كه بازيگر تئاتر هستي چرا به سينما آمدي؟! من با معناي اين مقايسه كردن‌ها از زماني كه نوجوان بودم و درسخوان‌ بودن پسر دايي‌ام به رخ من كشيده مي‌شد و با او مقايسه مي‌شدم؛ مشكل داشتم.
اين مسائل هيچ ربطي به يكديگر ندارند. من امروز به‌عنوان يك عكاس در حضور شما هستم بنابراين فكر نمي‌كنم پرداختن به حوزه‌هاي ديگر هنري كه در آنها فعال هستم و به قياس كشيدن عكس‌هايم با آنها كار درستي باشد. كيانيان درمورد نمايشگاه غار سوم اظهار داشت: در نمايشگاه قبلي؛ 4 سال روي پوست درخت‌ها كار كردم و نتيجه‌ي آن نمايشگاهي شد با نام تنهايي كه در آن پوست درختان كاج و اكاليپتوس سوژه قرار گرفته شده بود. من آثارم را در ژانر كشف زيبايي و به تصوير كشيدن چيزهايي كه بارها ديده‌ايم اما درست نگاهشان نكرده‌ايم؛ خلق كرده‌ام اما دوست داشتم نمايشگاه بعدي من در ژانر آثار مفهومي خلق شود و اين همان نمايشگاه است.
وي درباره همكاران خود گفت: براي چيدمان نمايشگاه با مشاوران مشهوري مشورت كردم ولي به نتيجه نرسيدم اما در اواخر كار كه مي‌دانستم دير شده است؛ آقاي فاتك موسوي به من پيشنهاد شد. با ديدن سوابق كاري‌اش دريافتم كه با او احساس نزديكي مي‌كنم و چيدمان نمايشگاهم را به او سپردم. همچنين قصد داشتم چند حجم را به نمايشگاه بياورم اما به من گفتند كه چنين كاري باعث مي‌شود تابلو ـ عكس‌ها تحت تاثير قرار گرفته شود و نهايتاً قرار شد در چيدمان نمايشگاه از انبوه نمك و پركلاغ استفاده شود. كيانيان در پاسخ به سوال خبرنگار ايلنا، درباره عمليات ديجيتالي روي عكس‌ها توضيح داد: ما روي هيچكدام از عكس‌ها هيچ افكتي كار نكرده‌ايم. نكته اصلي اين است كه عكس‌ها در وقت طلايي يعني غروب در آستانه‌ي تاريكي گرفته شده‌اند.
من تنها نيم ساعت وقت داشتم تا از كلاغ‌هاي جزيره قشم عكاسي كنم و اين افكت‌ها درواقع حاصل اين تايم كاري با سرعت پايين دوربين است. وي افزود: طي حدوداً يك و نيم ماه عكاسي؛ هربار آسمان يك رنگ متفاوت بود. من زمينه را نمي‌خواستم و تنها با پردازش‌هاي كامپيوتري امكان حذف زمينه‌ها مقدور بود. اين كار خيلي سخت بود زيرا رنگ خاكستري كلاغ‌ها از طيف گسترده‌اي برخوردار بود كه اغلب با زمينه‌ها تلاقي داشت. اين بازيگر همچنين درباره نگرش خود به سوژه عكس‌هايش گفت: ماجراي اصلي اين است كه خود كلاغ براي من سوژه اصلي عكاسي نبود زيرا من يك پرنده‌شناس نيستم و از طرفي عكس‌هاي فراواني از كلاغ وجود دارد كه با يك جست‌وجوي ابتدايي در اينترنت مي‌شود به آنها دست پيدا كرد.
بنابراين كار دشواري را پيش رو داشتم زيرا بايد عكس‌هايي را مي‌گرفتم كه كسي تا به حال آنها را نديده است. اين بازيگر ادامه داد: غالباً اين عكس‌ها فلو هستند حتي در يكي از آنها تكان دستم باعث اين مسئله شده است. اين به آن دليل است كه براي من فوكوس بودن تنها يك ارزش نيست بلكه فلو بودن نيز در جاي خود ارزشمند است. همين مسئله نيز كمك كرد تا درنهايت در تابلوها به اين گرافيك برسيم. كيانيان در پاسخ به يكي از خبرنگاران كه از او پرسيد؛ چقدر شهرت خود را در موفقيت در حوزه‌ي هنرهاي تجسمي دخيل مي‌داند، گفت: در نمايشگاه قبلي هم عده‌اي از عكاسان معترض همين مسئله را در حضور عباس كيا‌رستمي مطرح كردند و او در پاسخ به آنها گفت: مگر شما فكر مي‌كنيد رضا كيانيان اين شهرت را از ته جوب پيدا كرده است.
من درحال حاضر 60 سال دارم و از سال 1345 فعاليت هنري مي‌كنم. شما نبايد اين فعاليت را زير سوال ببريد. البته بعضي از شهرت‌ها دفعي و به يكباره اتفاق مي‌افتند اما براي من اينطور نبوده است. من طي اين سالها صاحب يك ديد هنري شده‌ام و اين ديد كار من را معنا مي‌كند نه شهرت من. وي، بارديگر درخصوص گرايش‌هاي هنري‌اش تاكيد كرد: هيچ گرايشي را بيشتر از ديگري دوست ندارم اينطور نيست كه هرگاه از كاركردن در يك گرايش خسته شدم؛ سراغ گرايش ديگري بروم زيرا بازي كردن، نوشتن و عكاسي براي من از اهميتي يكسان برخوردار است. اين مسئله در خود سينما هم براي من صادق بوده است چراكه من در سينما هم گرايش‌هاي مختلفي همچون طراحي صحنه، فيلمنامه، مشاوره و غيره را ايفا كرده‌ام.
اين هنرمند در پايان و در پاسخ به اين سوال كه دليل تعدد تابلوها درحالي‌كه سوژه‌هاي مشابهي را تكرار مي‌كنند، چيست؟، گفت: مي‌گويند تمام قصه‌هاي جهان تنها 34 قصه است و اين قصه‌ها در طول زمان توسط نويسنده‌هاي مختلف تكرار مي‌شوند. اگر از من دليل اين تكرار را بپرسيد مي‌گويم اين داستان‌ها مرتباً تكرار مي‌شوند چون هر انساني مرتباً در زندگي خود تكرار مي‌شود. بنابراين هنر همچنان ادامه دارد وگرنه حافظ هم به جاي سرودن اين تعداد غزل مي‌توانست تنها يك غزل بسرايد. وي خاطرنشان كرد: نقش پاييز را هزاران نقاش تا به امروز كشيده‌اند و خواهند كشيد و تصوير حقيقي پاييز از همه زيباتر است ولي نقاش‌ها همچنان اين كار را دامه مي‌دهند.
دليلش اين است كه هنرمند؛ هنر را حامله مي‌شود يا بايد هنر بزايد و يا كورتاژ كند كه درصورت كورتاژ؛ هنرمند بيمار خواهد شد.

1389/9/13 - 18:11:07 کد خبر : 165696

0 نظرهای شما: