قرائت پيام دكتر هاراطون داويديان
توسط دكتر جليلي در كارگاه بررسي پيش نويس قانون سلامت روان
اخبار دانشگاه
تاريخ خبر: 23/1/1388
تاريخ خبر: 23/1/1388
روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران: در كارگاه بررسي پيش نويس قانون سلامت روان(20/1/88) دكتر جليلي پيام دكتر هاراطون داويديان را قرائت نمود.

اينك اجابت امر دوستان را نموده مفتخر به اداي چند كلام شدم به اين اميد كه بيش از حد سبب تصديع نشود.خانم ها / آقايان، بر خلاف آن چه عمدتا تصور مي شود و در كتابها نيز آمده است، اين حقير باور ندارد كه نوع بشر فطرتا و به حكم غريزه زندگي اجتماعي را انتخاب كرده است.
دلايل اين امر به نظر اينجانب بسيار است، ولي به ذكر نام دو دليل بسنده مي كند.نخست اين كه اگر از والدين و مربيان كودكان و نوجوانان پرسش به عمل آيد كه براي تربيت كودك بيش از هر چيز از چه الفاظي استفاده مي كنند بي درنگ خواهند گفت از الفاظي كه به معناي نفي بوده كودك را از گفتار و كردار غير اجتماعي و از آنچه كه بر خلاف آداب و رسوم و سنت بوده و يا دستورات دين مغايرت دارد منع مي كند.
پر واضح است كه اگر كودك از بدو تولد مي دانست چه خوب است و چه بد، چه بايد كرد و چه نبايد كرد و مي دانست كه در اجتماع و در قبال ديگران چه وظايفي دارد، نياز به آموزش و تربيت نبود.توجه فرماييد كه در تعريف غريزه گفته مي شود اعمال غريزي اعمالي هستند كه حاجت به آموزش نداشته فرد از بدو تولد همچون شخصي آموزش ديده اي عمل مي كند، در حالي كه حتي معني و پيامد آن را نمي داند.و اما تربيت كردن كودك و نوجوان و ساير افراد جامعه به معناي به زيور قانون، آراستن آنان است.
بي گمان بدون قانون و مقررات، زندگي اجتماعي و حفظ حيات افراد و بقاي نفس امكان پذير نمي باشد.
ديگر اين كه چه روانشناسان وچه عرفا و ادبا كرارا از اعمال غير اجتماعي، اهميت شناخت آنها و واپس زدن اميال زيان بار را توصيه مي كنند.در اين باب شيخ فريدالدين عطار، عارف دانشمند ژرف نگر مي فرمايد:تو كجا داني كه اندر تن تو را چه پليديهاست چه گلخن تو رابار و كژدم در تو زير پرده اند خفته اند و خويش گم كرده اندهر كسي را دوزخي پر مارهست تا بپردازي ز دوزخ كار هستنتيجه اين كه انسان با اين كه فطرتا غير اجتماعي و فرد گراست در طي هزاران سال تجربه، مطلقا در يافته است كه حفظ خود و بقاي نفس كه امري غريزي است بدون مدد گرفتن از ديگران و تن در دادن به زندگي اجتماعي مقدور نمي باشد يعني بقاي نفس بدون تنظيم وتكوين قانون ومقررات غير ممكن است.
با عنايت به نكات فوق الذكر، در آخر عرايضم به عرض مي رساند كه بهبود بخشيدن به فرد بيمار و ارتقائ سلامت نيز جزئي از اعمال و كردار اجتماعي است، نشات گرفته از منطق و استدلال است و بدون مراعات قانون امكان پذير نمي باشد.در رشته روانپزشكي مانند بسياري از رشته هاي پزشكي از قوانين موجود مدني و جزائي و از قوانين و مقررات غير مكتوب استفاده مي شود. چه چيز نيكوتر از اين كه روانپزشكي و همچنين ساير رشته هاي پزشكي وظايف خود را صراحتا بدانند و در امر آماده سازي خويش براي حفظ وظايف و نيز حفظ حقوق خويش از قانوني مدوني برخوردار شوند.به اميد آن روز و با آرزوي موفقيت فرصت را غنيمت شمرده، فرا رسيدن سال نو را خدمت همگي صميمانه تبريك عرض مي نمايد.
با تقديم مراتب احترام دكتر هاراطون داويديان
0 نظرهای شما:
Post a Comment